در جهان گشته سمر حرف پریشانی ما
پهن باشد همه جا سفره بینانی ما
نیست ما را گله از تنگی احوال جز این
که ملولند عزیزان ز پریشانی ما
نیست از سیل حوادث به جز این دلکوبی
که چرا جغد کشد منت ویرانی ما
دردسرهای جهان چاره ندارد جز مرگ
نیست جز خاک لحد صندل پیشانی ما
ما به قطع نظر از بیم حوادث رستیم
چشم پوشیدن ما کرد نگهبانی ما
هرچه داریم چو گل بر طبق اخلاص است
مانع همت ما نیست پریشانی ما
بجز از تندی سیلاب نیابد تسکین
بسکه ایام بود تشنه ویرانی ما
هرچه در خاطر ما ساده دلان میگذرد
همچو آیینه عیانست ز پیشانی ما
مفلسان گرچه نبردند ز ما فیض، ولی
خانه گنج شد آباد ز ویرانی ما
ننهد آب رخ گریه اگر پا به میان
که ز لطفش طلبد عذر پشیمانی ما؟
غم او کرده قدم رنجه، نثاری است ضرور!
نیست واعظ بعبث این گهر افشانی ما؟
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به تعبیر احساسات پریشان و مشکلات زندگی میپردازد. او از تنگناها و چالشهای جهانی که در آن زندگی میکند، سخن میگوید و از دلتنگیهای عزیزانش از این پریشانی ابراز نگران میشود. در عین حال بر این نکته تأکید دارد که زندگی در این دنیا پر از درد و رنج است و تنها مرگ راه escape از آن است. شاعر به تسلیمنشدن در برابر سختیها اشاره میکند و میگوید که با وجود مشکلات، هنوز میتوانند از اخلاص و همت خود بهرهبرداری کنند. در نهایت، وی میگوید که اگر چه فقر و تنگدستی ممکن است به ظاهر انسان را فریب دهد، اما در باطن، ویرانیهای زندگی میتواند به منبعی از ثروت و پند و عبرت بدل شود.
هوش مصنوعی: در دنیا، حرفهای آشفته و بیسامان ما در همه جا پخش شده است و سفره آگاهی و دانش ما در دسترس همه قرار دارد.
هوش مصنوعی: ما از شرایط سخت زندگی گلهای نداریم، تنها چیزی که ما را ناراحت میکند این است که عزیزانمان به خاطر پریشانی و نگرانیمان ناراحت هستند.
هوش مصنوعی: در اثر ناگواریهای زندگی، تنها چیزی که باقی مانده دلشکستگی است، چرا که جغد، نماد شومی، از ویرانی ما مینالد و شکایت میکند.
هوش مصنوعی: مشکلات و رنجهای این دنیا راه حلی جز مرگ ندارند و جز اینکه به خاک سپرده شویم، چارهای برای ما نیست.
هوش مصنوعی: ما با اینکه از وقوع حوادث نگران بودیم، موفق شدیم که از آنها بگذریم، چون نادیده گرفتن ما باعث شد که محافظتمان را انجام دهیم.
هوش مصنوعی: هر چیزی که داریم مانند گل بر روی سینی خلوص و صداقت است. این مسائل و مشکلات باعث نمیشود که ما از تلاش و کوشش خود دست بکشیم، با وجود این پریشانی و ناامیدی.
هوش مصنوعی: تنها با شدت جریان سیلاب میتوان آرامش یافت، زیرا روزگار ما همچنان تشنه و دچار ویرانی است.
هوش مصنوعی: هر چیزی که در ذهن ما افراد سادهدل عبور میکند، مانند تصویر واضحی است که در آینه نمایان میشود و در واقع نشاندهنده حالت و افکار ماست.
هوش مصنوعی: گرچه ما بیپول هستیم و از ما بهرهای نمیبرند، اما ویرانیهای ما باعث شده که خانه گنجی آباد شود.
هوش مصنوعی: اگر در میانه کار، آبروی ما را ببرد و اشک به چشمان ما بیاورد، به خاطر لطف اوست که درخواست عذر ما را میکند.
هوش مصنوعی: غم او باعث شده که احساس کنم باید قدمی بردارم؛ این کار لازم و ضروری است. آیا واقعاً واعظی وجود دارد که به خاطر این گنجینهٔ درونی ما، بیدلیل سخن بگوید؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گر به ما فاش شود معنی نادانی ما
دشت را بحر کند اشک پشیمانی ما
افسر شاهی ما، بی سر و سامانی ما
گوشهٔ خاطر ما، ملک سلیمانی ما
بس که سودیم به راه تو جبین را چو صدف
استخوانی ست به جا مانده، ز پیشانی ما
خوبش تا گم نکنی، راه به جایی نبری
[...]
تا بود زلف تو اسباب پریشانی ما
رو به سامان ننهد بی سرو سامانی ما
نه تو رحم آوری و نی اجل آید ما را
ار دل سخت تو فریاد و گران جانی ما
دید هرکس رخ تو واله و حیران تو شد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.