گنجور

شمارهٔ ۲۷۲

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

کار دل و خراش، به هم عشق واگذاشت

این عقده را به ناخن مشکل گشا گذاشت

پنداشت چون سپند،که میدان آتش است

هرجا به سینه، شعلهٔ داغ تو، پا گذاشت

صرف لب تو کرد قضا، صاف رنگ و بو

دردی که ماند در قدح غنچه وا گذاشت

در زیر سنگ، سبزه سبک بارتر از اوست

هرکس به دوش، منّت نشو و نما گذاشت

گام نخست وحشت مجنون به گرد رفت

راهی که شور عشق، مرا پیش پا گذاشت

ناید برون چو فاخته از طوق بندگی

زلفت ز حلقه ای که به گوش صبا گذاشت

نبود حزین ، کم از رگ ابر گهر نثار

هر خامه ای که مصرع رنگین به جا گذاشت



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور