تا شمع دل، افروخته بزم حضور است
داغ غم عشق و سر من آتش طور است
غم بر کمر مور، نهد کوه گران را
در کشور لاغربدنان کار به زور است
ترسم که شوی خرج ره ای عقل گران جان
پا در سفر عشق سبک دار، که دور است
ترک دو جهان گوی، اگر مرد فنایی
سامان سبکباری این راه، ضرور است
آن ملک که در زیر نگین داشت سلیمان
در حلقهٔ صاحب نظران دیدهٔ مور است
جز مرگ که شیرینی جان خاک ره اوست
هر آب چشیدیم درین بادیه شور است
عاشق نشود شیفته عشق مجازی
از شهد هوس ذائقه عشق نفور است
کی می زند از نشئه می موج پریزاد
بی مغز کدویی که پر از باد غرور است
در دوزخ هجران ز خیال تو حزین را
اندیشه بهشتی ست که جولانگه حور است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عاشقانه و دلتنگیها میپردازد. شاعر از غم عشق و چالشهای آن صحبت میکند و میگوید که برای درک عشق واقعی، باید از عشقهای سطحی و مجازی گذر کرد. همچنین، او بر این نکته تأکید میکند که در سفر عشق، باید بارها و مشکلات را سبک برداشت و دل را به عشق واقعی سپرد. او به مقایسه عشق با مرگ شیرین، و حسرتهای جدایی اشاره میکند و از زیباییهای عشق الهی و بهشتهای معنوی سخن میگوید. در کل، شعر حس عمیق عاشقانه و جستجوی معنا و حقیقت در عشق را بازگو میکند.
هوش مصنوعی: تا زمانی که دل من روشن و شاداب است و در مجالس عشق حاضر هستم، غم و درد عشق مرا همچون آتش سوزان نگه داشته است.
هوش مصنوعی: غم و اندوه میتواند حتی بر دوش یک مور نیز سنگینی کند، همانطور که کوههای سنگین بر زمین لاغر فشار میآورند. در اینجا بیان شده که کار دشوار و سنگین به راحتی از عهده هیچ موجود ضعیفی برنمیآید.
هوش مصنوعی: نگرانم که در مسیر عشق، عقل گرانقیمتی، تو را از پا بیندازد. باید در این سفر با دل سبکبال باشی، چون راه دور و سخت است.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به مقام انسانیت و فنا برسی، باید از هر دو دنیا و وابستگیهایشان دل بکنی. برای رسیدن به این هدف، سادهزیستی و سبکبال بودن در این مسیر ضروری است.
هوش مصنوعی: ملکی که سلیمان آن را زیر نگین خود داشت، در نظر صاحبنظران مانند چشم یک مور به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: جز مرگ که تنها شادی و لذت واقعی ما در مسیر زندگی است، هر آبی که در این بیابان نوشیدیم، تلخی و ناامیدی دارد.
هوش مصنوعی: عاشق واقعی نمیشود که فقط به عشقهای سطحی و زودگذر دل ببندد، زیرا چنین محبتهایی باعث میشود که طعم عشق واقعی را نچشد و حتی از آن متنفر شود.
هوش مصنوعی: چه کسی از سر خوشی و حالت روحی، صدای رقص پری را میزند؟ کسی که مانند کدویی توخالی و پر از باد خود را پر از خودبزرگبینی کرده است.
هوش مصنوعی: در جهنم دوری از تو، دلنگرانی برایم مانند تصور بهشت است که در آن جایی برای زیباییها و لذایذ وجود دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هرجا که بود یار و سرور است
غایب مشو از وی اگرت میل حضور است
زخم دل ما مرهم صبرست علاجش
وین مرهم زخمی است که با درد صبور است
معراج سعادت طلبی روی سوی عشق آر
[...]
مه را که جهان گر همه پرماتم و شور است
او را شب سور است
ای کرمک شب تاب سراپای تو نور است
پرواز تو یک سلسلهٔ غیب و حضور است
غداری و مکاری و زور از من دور است
دولت همه غداری و مکاری و زور است
جهلاست و غرور است در دولت و زان در
بیرون شود آن را که نه جهل و نه غرور است
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.