گنجور

شمارهٔ ۲۱۶

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

می عشق است که عالم همه میخانهٔ اوست

خرد پیر، خراباتی دیوانهٔ اوست

همه جا جلوه گه لیلی صحرایی ماست

هر کجا چشم غزالیست سیه خانهٔ اوست

یارب آن لعل شکرخا همه جا نوشش باد

خون ما بی گنهانی که به پیمانهٔ اوست

حیرت افزا صنمی،کز دل ما برده قرار

کعبه هم سنگ نشان ره بتخانهٔ اوست

از من بی سر و پا، چشم مدارید شکیب

دل خراب نگه نرگس مستانهٔ اوست

این چه نوریست که از طور تجلَیست بلند؟

شمع جانهای مقدَس، همه پروانهٔ اوست

جز حدیث سر زلفش نکند یاد، حزین

شب نشینان همه را گوش بر افسانهٔ اوست



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور