گنجور

 
حزین لاهیجی
 

تا عشق تو دلرباست ما را

بیداد تو جانفزاست ما را

چون لاله دل به خون تپیده

با داغ تو، آشناست ما را

گستاخ به سنبلت وزیده

صد عربده با صباست ما را

صد میکده خون به ساغر دل

زان لعل کرشمه زاست ما را

صد شور به جیب داغ ناسور

زان طرّهٔ مشکساست ما را

دل بی تو چو شیشهٔ شکسته

در گریهٔ های هاست ما را

گل گوش نمی دهد به بلبل

تا خامه سخن سراست ما را

جمشید جهان متاع فقریم

دل جام جهان نماست ما را

از کاوش غمزه، شکوه ای نیست

داد از دل بی وفاست ما را

بخروش حزین که ناله تو

با گوش، خوش آشناست ما را