امید در ۱۴ سال قبل، شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۰، ساعت ۲۲:۵۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۶:
جواب به هومن :
فکر کنم شما به معنی رباعی شماره 38 توجه نکردید،
عمریست مرا تیره و کاریست نه راست
محنت همه افزوده و راحت کم و کاست
شکر ایزد را که آنچه اسباب بلاست
ما را ز کس دگر نمیباید خواست
در این شعر خیام، "ایزد" رو کسی میدونه که مسبب تمامی بلاهاست و این شکر کردن هم یه طعنه ست
nighthero در ۱۴ سال قبل، شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۰، ساعت ۲۲:۱۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۴:
لاله بوی می نوشین بنشید از دم صبح
انوشه روان در ۱۴ سال قبل، شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۰، ساعت ۲۱:۴۴ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۱۰ - حکایت کرم مردان صاحبدل:
با سلام
در بیت آخر:
دل زنده هرگز نگردد هلاک
تن زنده دل گر بمیرد چه باک؟
به نظر من برای آنکه در درک معنی خللی ایجاد نشود در مصراع دوم، "زنده دل" باید با نیم فاصله نوشته شود. در غیر این صورت ممکن است به شکل" تنِ زنده، دل گر بمیرد چه باک" خوانده شود که کاملا معنی عکس دارد.
فرید متین در ۱۴ سال قبل، شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۰، ساعت ۲۱:۱۸ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۹:
بیت هفتم باید به این گونه اصلاح شود:
" آمد دلم به کوی تو..."
علی در ۱۴ سال قبل، شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۰، ساعت ۱۴:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۵۶:
مصراع اول در بیت اول اشتباه نوشته شده، باید اینگونه باشد:
هم نظری هم خبری هم قمران را قمری
محمد طهماسبی در ۱۴ سال قبل، شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۰، ساعت ۱۴:۱۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۹:
نهایت لذت با شنیدن این غزل با صدای استاد شجریان
ناصر در ۱۴ سال قبل، شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۰، ساعت ۱۳:۱۹ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴:
در بیت اول آرایه ی تشخیص وجود دارد.می فرستمت در کلیه ی ابیات،ردیف می باشد.و ضمیر:ت در انتهای ابیات،نقش مفعولی دارد.آفتاب وفا هم استعاره از معشوق است.در بیت دوم،در "ن" واج آرایی هست.(مصراع اول)و در مصراع دوم هم واج آرایی در:" ک ".در بیت 2 رد القافیه وجود دارد.که حسن شعر است.یعنی قافیه ی مصراع اول در مصراع چهارم تکرار شده...تابعد
امیر در ۱۴ سال قبل، شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۰، ساعت ۰۵:۰۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۵:
از آنجا که رباعی یاد شده در حاشیه قبلی ام را در گنجور نیافتم، اصل آن را متذکر می شوم:
یاران! به مرافقت چو دیدار کنید
شاید که زدوست یاد بسیار کنید
چون باده خوشگوار نوشید به هم
نوبت چو به ما رسد نگون سار کنید.
این رباعی وصیتی است که خیام به دوستانش می کند. از آنجا که پس از مرگ خاک خواهد شد به یارانش وصیت می کند که نوبت شراب او را سرنگون کنند تا بر خاک بریزد. و در واقع نصیب وی گردد.
امیر در ۱۴ سال قبل، شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۰، ساعت ۰۵:۰۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۵:
یاران "مرافق" صحیح است. مرافق به معنی رفاقت کننده. در دوبیتی دیگری هم می گوید:" یاران به مرافقت چو دیدار کنید..."
امید در ۱۴ سال قبل، شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۰، ساعت ۰۱:۳۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۳:
ف-ش عزیز
چرا شما اصرار دارید که برای همه ی شعرای خیام یه معنی عرفانی هم در نظر بگیرید؟؟
بابا خیام دیگه با چه زبونی باید بگه که عارف نیست؟
حامد در ۱۴ سال قبل، شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۰، ساعت ۰۰:۵۲ دربارهٔ عطار » اسرارنامه » بخش دهم » بخش ۵ - الحکایه و التمثیل:
توکل کردهای ، کار اوفتاده
بجای آورد چل حجِّ پیاده
حامد در ۱۴ سال قبل، شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۰، ساعت ۰۰:۴۷ دربارهٔ عطار » اسرارنامه » بخش دهم » بخش ۴ - الحکایه و التمثیل:
جویی عُجبِ تو ، گر طاعتْ جهانیست
مثالِ آتشی در پنبه دانیست
حامد در ۱۴ سال قبل، شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۰، ساعت ۰۰:۳۵ دربارهٔ عطار » اسرارنامه » بخش دهم » بخش ۱ - المقاله العاشر:
اگر این کشت و زری را نورزی
در آن خرمن بنیم ارزن نیرزی
اگر این کِشتوَزری را نَوَرزی
در آن خرمن به نیم ارزن نَیَرزی
که تا امروز سازی برگ فدات
فدات -> فردات
سعید مزروعیان در ۱۴ سال قبل، جمعه ۱۴ بهمن ۱۳۹۰، ساعت ۱۸:۲۲ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۳:
بیت 6درتاریخ ادبیات ایران دکترذبیح الله صفا اینچنین است"سوسن اندرچمن آزادی سروش میگفت"
درهمین منبع بیت8 چنین است"عشقم ازروی طمع".بیت پایانی نیزچنین است
"دوش سلمان بقلم شرح غم دل میداد
آتش اندرورق ودود دراقلام افتاد"
سعید مزروعیان در ۱۴ سال قبل، جمعه ۱۴ بهمن ۱۳۹۰، ساعت ۱۸:۱۷ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۳:
شاهدمابیت حافظ
"غیرت عشق زبان همه خاصان ببرید
کزکجاسرغمش دردهن عام افتاد"
بیت سوم مشابهتی بااین بیت حافظ دارد
"خال مشکین که برآن عارض گندمگون است
سرآن دانه که شد رهزن آدم بااوست"
دربیت5صورت صحیح مصرع اول این است
"عشق برکشتن عشاق تفال میکرد"
سعید مزروعیان در ۱۴ سال قبل، جمعه ۱۴ بهمن ۱۳۹۰، ساعت ۱۸:۰۸ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۳:
خواجه حافظ بی شک درسرودن غزل مغروف
"عکس روی تو چودرآینه جام افتاد"به این غزل سلمان نظر داشته وبعید نیست که این دواستاد ازراه مکاتبه باهم مشاعره کرده باشند.
دربیت دوم در اغلب نسخ مصرع اول بدینگونه است
"جام را از شکر لعل لبت نقلی کرد"همچنین درمصرع دوم همین بیت کلمه"خام"غلط است وصحیح کلمه"عام"است که ایهام بسیارلطیفی نیزبه بیت می بخشد.شاهدماهم بیت خواجه حافظ
سعید مزروعیان در ۱۴ سال قبل، جمعه ۱۴ بهمن ۱۳۹۰، ساعت ۱۷:۴۰ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۳:
ناصربخارایی رانیز باهمین وزن وقافیه غزلی است
به درد عاشقی خوکن مجو درمان اگر مردی
به دردی مردن اولی تر که درماندن به بیدردی
سعید مزروعیان در ۱۴ سال قبل، جمعه ۱۴ بهمن ۱۳۹۰، ساعت ۱۷:۳۹ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۳:
ناصربخارایی رانیزغزلی باهمین وزن وقافیه غزلی است
به درد عاشقی خوکن مجو درمان اگر مردی
به دردی مردن اولی تر که درماندن به بیدردی
سعید مزروعیان در ۱۴ سال قبل، جمعه ۱۴ بهمن ۱۳۹۰، ساعت ۱۷:۳۴ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷:
این غزل با همین وزن عروضی وشباهت مطلع غزل هم در دیوان خواجو وهم در دیوان ناصر بخارایی وهمدر دیوان خواجه حافظ یافت میشود
"دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیرما"{حافظ}
و باید انصاف داد که غزل خواجه سلمان حتی مطلوب ترازغزل حافظ نشسته است هرچند حافظ باقوافی کمتر شعرش استوارتربنظرمیرسد
بی من در ۱۴ سال قبل، یکشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۰، ساعت ۰۹:۵۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۰۱: