مپرس ای گل ز من کز گلشن کویت چسان رفتم
چو بلبل زین چمن با ناله و آه و فغان رفتم
نبستم دل به مهر دیگران اما ز کوی تو
ز بس نامهربانی دیدم ای نامهربان رفتم
منم آن بلبل مهجور کز بیداد گلچینان
به دل صد خار خار عشق گل از گلستان رفتم
منم آن قمری نالان که از بس سنگ بیدادم
زدند از هر طرف از باغت ای سرو روان رفتم
به امیدی جوانی صرف عشقت کردم و آخر
به پیری ناامید از کویت ای زیبا جوان رفتم
ندیدم زان گل بیخار جز مهر و وفا اما
ز باغ از جور گلچین و جفای باغبان رفتم
سخن کوته ز جور آسمان هاتف به ناکامی
ز یاران وطن دل کندم و از اصفهان رفتم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از جدایی و غم ناشی از دوری از محبوب سخن میگوید. او خود را به بلبل و قمری تشبیه میکند که به خاطر بیمهری و بدعهدی دیگران و همچنین درد عشق، از گلشن محبوبش به ناچار رفته است. با وجود اینکه دلش را به مهر دیگران نباخته، اما از نامهربانیهای مکرر ناامید شده و به دل درد عظیمی دچار گشته است. شاعر امیدوار بود که عشق به جوانیاش را صرف کند، اما اکنون در پیری از عشق ناامید است. در نهایت، او از یاران و زادگاهش نیز دل کند و از اصفهان رفت. این شعر غم انگیز تجلیی از احساس تنهایی و ناکامیهای عاشقانه است.
هوش مصنوعی: ای گل، از من نپرس که چگونه از باغ تو رفتهام. چون بلبل که با ناله و گریه از این چمن دور شده، من نیز با اندوه فراوان رفتم.
هوش مصنوعی: دلم را به محبت دیگران نسپردم، اما از بس در خیابان تو با بیمهری روبرو شدم، ای بیمحبت، از آنجا دور شدم.
هوش مصنوعی: من بلبل تنها و غمگینی هستم که به خاطر ظالمانی که گلها را چیدهاند، در دل خود خاری از عشق دارم و از باغ گل دور افتادهام.
هوش مصنوعی: من آن پرندهای هستم که از شدت غم و درد، به خاطر مشکلاتی که از طرف شما به من تحمیل شده، از باغ تو دور شدم.
هوش مصنوعی: در دوران جوانی امیدی به عشق تو داشتم و برای آن همه چیز را فدای تو کردم، اما اکنون که به پیری رسیدهام، ناامید از راهی که به سوی تو بودم، از کنار تو دور میشوم.
هوش مصنوعی: من از آن گل که بیخار است جز محبت و وفا چیزی ندیدم، اما به خاطر ستم و بیوفایی باغبان از باغ بیرون رفتم.
هوش مصنوعی: از شدت بیمهری آسمان و بدیهایی که در زندگی دیدم، به این نتیجه رسیدم که از دوستان و یاران وطنم دل بکنم و به اصفهان بروم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به گلشن تنگدل چون غنچه زادم، شادمان رفتم
ندیدم در چمن بوی وفایی، زود از آن رفتم
ز من نشنید نام رنگ و بو، باد صبا هرگز
چو گل یا رب ازین گلشن چرا پیش از خزان رفتم
چو راه عشق طی گردید، یک جا بودشان منزل
[...]
به حسرت ای پری می دانی از کویت چسان رفتم
چسان آدم ز جنت رفته بیرون آنچنان رفتم
به کویت آمدم با جان شاد و خاطر خرم
وز آنجا با دل خونین و چشم خونفشان رفتم
نرفتم گر به من نامهربان بودی ولی چون تو
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.