گنجور

حاشیه‌ها

ادب دوست در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۳۶ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۳۴:

رباعیی است زنانه و بسیار زیبا،
دم پیر اشاره به هم نفسی ، همسر ( شوهر ) پیر دارد

کاظم ایاصوفی در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۱۱ دربارهٔ اوحدی مراغه‌ای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۸:

مصراع دوم بیت ششم تکرار لیکن اشتباه است

behzad در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۴:

با سلام و احترام
مصرع دوم بیت آخر رو به این شکل هم دیدم
تا سر زلف عروسان سخن شانه زدند

ناشناس در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۳۸ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب نهم در توبه و راه صواب » بخش ۱۲ - حکایت در عالم طفولیت:

زبهرم یکی خاتم زر خرید صحیح است نه خاتم و زر

عارف در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۵۸ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۸:

آآآآآفرین علی

بابک در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۹:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۵:

جمال گرامی،
یعنی که تو در راه کمینگاه به خواب رفته ای، یا به عبارتی غافلی از کمینگاه و خطراتی که پیش روی است.
کمینگاه . [ ک َ ] (اِ مرکب ) جایی که در آن به قصد دشمن و یا شکار پنهان شوند. (ناظم الاطباء). جایی که در آن کمین کنند. (فرهنگ فارسی معین ). مکمن . نخیز. کمینگه . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا)

جمال در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۹:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۵:

بابک عزیز ، ضمن تشکر از توضیحت ، معنی " تو در راه کمینگاه ، به خواب " چیه ؟

عبدالصالح نجار در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۸:۵۹ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱۸:

باسلام . بنده فکر میکنم در بیت پنجم ،(فراق) اولی در اصل (وصال) بوده است .
ای وصال تو خونریز وی فراق تو جانکاه

یونس در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۸:۰۵ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۳۴:

مارا به دم تیر نگه نتوان داشت
من اینجور شنیدم

ناشناس در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۱:۳۸ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۱:

جناب محمد پور،محتسب نهی کننده از امور ممنوع در شرع.
" اگر ترا بدین حالت محتسب ببیند حد بزند "
سیاست نامه.
فرهنگ معین صفحه‌ی 3896
توضیح جناب عالی نیز کم وکسری ندارد.
به شمار آورنده.

ناشناس در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۳۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸:

با احترام به ساحت بلند ادب ایران زمین
دوست گرامی «آمیز» !
این حقیر همچنان مردد است آن واژه را پسوند، پیشوند یا کوتاه شده ی همان اصطلاح مشهور آقامیرزا... خطاب کند.
از نوشته هایتان پیداست که کمترین آشنایی با زبان شعر ندارید و خواننده را چنان حیران می سازد که گویی در گذار از این حوالی و از قضا بر این گنجور فتاده اید! وزن شعر یا به مذاق شما خوشتر، ریتم و آهنگ شعر ابتدای همین صفحه نوشته شده.
ساغر می بر کفم نه تا ز بر
بر کشم این دلق ازرق فام را
ساغر می= پیاله ی شراب
بر کفم نه= به دستم بده
تا ز بر= تا از تن
برکشم= بیرون بیاورم
این دلق= این خرقه ی
ازرق فام را= کبود رنگ را
در برخی نسخ مصراع اول همین بیت بدین گونه آمده؛
ساغر می بر کفم نه تا ز سر
بر کشم این دلق ازرق فام را
در این بیت هیچ تشبیهی بکار نرفته است. ایضٱ رنگ شراب ارغوانی است نه سرخ.
دلق=خرقه یا لباس پشمین به گونه ای طراحی و تهیه می شده که آن را از سر(بالا)بر تن میکردند و از سر هم بیرون می آوردند. لطافت دیگری که این بیت دارد آنست که؛
پیاله ی شراب بمن بده تا از سر بیرون کنم(از فکر و ذهنم بیرون کنم)...این دلق ازرق فام را
بین سیاهی و سفیدی و برای گذر از سیاهی و رسیدن به سفیدی باید از کبودی گذشت.

شاداب ذکاوتی در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۲۰ دربارهٔ عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۹:

بیت سوم: لختی دل آن طایفه خستیم و گذشتیم

کسرا در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۵۷ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۵:

آواز این رباعی زیبا... در برنامه گلهای تازه شماره 154... با آواز استاد شجریان...

ناشناس در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۵۱ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷۳:

بیت 3
غلط: پیشه
درست: بیشهء

ناشناس در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۲۳ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۶۰:

بیت های 6 و 12
غلط: نقش
درست: نفس
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

بابک در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۵۱ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۱:

مجید محمدپور گرامی،
بیان شما کاملاً صحیح است،
ولی شاید کمی ریزبینانه تر توان گفت که محتسب آنی است که حساب و کتاب دیگری و دیگران را بر خود روا می بیند.
پیروز باشی

مجید محمدپور در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۳۵ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۱:

محتسب : مأموری که کار او نظارت در اجرای احکام دین است .

مجید محمدپور در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۳۴ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۱:

این حکایت اشاره دارد بر
سوره ی حجرات آیه ی 12 ؛ یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا ، ای کسانی که ایمان آورده اید! از بسیاری از گمانها بپرهیزید ، چرا که بعضی از گمانها گناه است

بابک در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴:

پرهام گرامی،
این بنده نیز چندین سال پیشتر هنگام گذر در بساط دستفروشی کتاب فوق الذکر از شادروان کسروی را دیدم و پس از مرور چند صفحه آنرا بر جای خود نهاده و از خریدش منصرف گشتم.
شبی بعد که با یکی از دوستان اهل ادب و مطالعه بودیم، به او گفتم که آری چنان بود و برای من جای بسیار شگفتی که چطور دانشمند و محققی بی نظیر چنان بر حافظ و سعدی تاخته و توهین و بی احترامی روا داشته؟
گفت: "می دانی چه زمانی کسروی چنان گفته؟ زمانی که سر هر کوی و برزنی یک شیره کشخانه در مملکت بود و جوانان جز از تباهی و فعلگی راهی را پیش نمی گرفتند، او بر ملت می غرد که به جای این راه علم و ریاضی و فیزیک و شیمی و کشور را ساختن پیش گیرید..."
دیدم که حرفش منطقی است و پشیمان شدم که چرا کتاب را نخریدم، هر چه باشد نقد بر نقاد نیز توان کرد و هم گویش کسروی را می باید در زمان خود و هم بیانات حافظ و سعدی را در مبحثی جدا نگریست.
پیروز باشی
و البته از بابک دوم(دیگر) در اینجا

مصطفی در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۱۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۶:

چند بیت از این شعر رو علیرضا قربانی خونده، واقعا زیبا از آب در اومده...

۱
۴۴۱۹
۴۴۲۰
۴۴۲۱
۴۴۲۲
۴۴۲۳
۵۷۲۰