گنجور

حاشیه‌ها

مهمان در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۵۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۸۵:

سلام
به جان با آسمان عشق رفتم یعنی چی؟
آیا نباید «به جان تا آسمان عشق رفتم» باشه؟؟

شاهرخ در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۴۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۵:

در اخر بیت دهم, سامت به معنی سیرشدهگی بجای سمت صحیح است.

مهدی کاظمی در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۵۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۳۷ - آتش کردن پادشاه جهود و بت نهادن پهلوی آتش کی هر که این بت را سجود کند از آتش برست:

مولانا سخن از بتی به میان آورد که آن پادشاه جهود مردم نصرانی ( مسیحی) را به سجده کردن در مقابل آن واداشته بود در حالی‌که به این نکته توجه دارد که جهود بت پرست نیست. بنابراین، برای رفع این شبهه از بت نفس سخن می‌گوید و این که آن پادشاه جهود به سبب تعلقی که به نفس خود داشت و با آن به مبارزه برنخاسته بود، در هر لحظه و همراه هر اندیشه‌ای از نفس وی بت تازه‌ای بوجود می‌آید. در واقع، آن پادشاه جهود که بنده نفس خود بود، دین موسی برایش حکم بتی را پیدا کرده بودکه همه باید به آن سجده کنند و آن را بپذیرند. شاید مولانا می‌خواهد به این نکته ظریف اشاره کند که اگر انسان تابع نفس خود باشد می‌تواند از پاک‌ترین دین‌ها و اعتقادات‌ هم بت بسازد و اگر چنین فردی قدرت بیابد دیگران را هم به بت‌پرستی وادار می‌کند. پس به همین دلیل است که مولانا خطر بت نفس را گوشزد می‌کند و آن را مادر همه بت‌های دیگر معرفی می‌کند

امین افشار در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۴۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸:

در نتیجه پایان غزل که سرنوشت سروده شدنش نیز هست، این گونه سرانجام می یابد:
هر مرغ فکر کز سر شاخ سخن بجست،
بازش، ز طره تو به مضراب می‌زدم.
ساقی به صوت این غزلم کاسه می‌گرفت،
می‌گفتم این سرود و می ناب می‌زدم.
خوش بود وقت حافظ و فالِ مراد و کام،
بر نام عمر و دولت احباب می‌زدم...

امین افشار در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۲۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸:

درود بر گنجوران ادب پارسی
اگرچه غزل به تمامی و ترتیبش مطابق نسخه معتبر غنی- قزوینی ( و شاید معتبرترین آن ها که نظر زرین کوب هم همین است) آورده شده، اما توالی بیت های:
هر مرغ فکر کز سر شاخ سخن بجست
بازش ز طره تو به مضراب می‌زدم
و
ساقی به صوت این غزلم کاسه می‌گرفت
می‌گفتم این سرود و می ناب می‌زدم
(به این ترتیب که بیت سوم جای بیت ششم بنشیند)
از جهت پیوستگی معنایی و هماهنگی بیشتر، اگر نگویم درست تر که دست کم (از دیدگاه من) زیباتر می نماید.

امین افشار در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۰۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸:

درود بر گنجوران ادب پارسی
اگر چه غزل به تمامی و ترتیبش مطابق نسخه معتبر غنی- قزوینی ( وشاید معتبرترین آن ها که نظر زرین کوب هم همین است) آورده شده ولی توالی دو بیت این غزل شامل:
هر مرغ فکر کز سر شاخ سخن بجست
بازش ز طره تو به مضراب می‌زدم
و
ساقی به صوت این غزلم کاسه می‌گرفت
می‌گفتم این سرود و می ناب می‌زدم

(به این ترتیب که بیت سوم، جای بیت ششم بنشیند)

به جهت پیوستگی معنایی و هماهنگی بیشتر اگر نگویم درست تر ، دست کم (از دیدگاه من) زیباتر می نماید.

هستی در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۴۰ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۷:

دو گانه ای بگزارد یعنی به جا آوردن نماز صبح یا به جا آوردن نماز؟

ناشناس در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۰۸:۳۷ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۷۷:

شرمنده رسم انتظارم
جانی که نبود بر لب آمد

امیراصلان در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۰۸:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:

درود بر گنجور و همه دوستان علاقمند به شعر پارسی
یکم اینکه "چهارده روایت" با وزن شعر سازگار نیست و "چارده روایت" سازگار است
دوم اینکه کلمات زیر در سه بیت این شعر هر خواننده آشنا به ماجرای کربلا را به یاد آن می اندازد: وحشت، بیابان، تشنه لب، ولی شناسان، سرها بریده بینی
و با توجه به روش شعرای اهل تسنن در اشاره به این ماجرا مثل مولوی و سعدی که نامی از امام حسین نمی برند اما اشاره میکنند باید گفت که حافظ هم همین کار را البته با چیره دستی خاص خودش کرده است هرچند که بله این نظر قابل اثبات نیست چون ادراکی و حسی است
سوم اینکه در بیت آخر کاربرد "ور" به جای "ار" با وزن شعر سازگار نیست و بنابراین بعید است که استاد شاملو چنین نظری داشته باشد
شادی و رستگاری یارانم آرزوست

ناباور در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۰۲:۵۲ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۲۲ - باد بروت:

به گمانم در بیت 12
نه شما را از دهر منظوری است
باید
نه شما را ز دهر منظوری است
باشد
وگرنه وزن شعر میشکند
با سپاس

ناباور در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۰۲:۳۴ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۲۲ - باد بروت:

در بیت 12 گمانم بر این است که به جای
نه شما را از دهر منظوری است
باید
نه شما را ز دهر منظوری است
باشد
با سپاس

مسلم در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۵۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۷۵:

عرض سلام و احترام محضردوستان گرامی
گر در یمنی چو با منی پیش منی
ور پیش منی چو بی منی در یمنی
من با تو چنانم ای نگار یمنی
کاندر عجبم که من توام یا تو منی

Hamishe bidar در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۴۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۲:

با عرض سلام: انچه از احادیث به نظر می آید این است که در هر حال جبر خداوند به انسان اختیار داده است و خود این دلیل است که با اینکه سرنوشت انسان در ازل رقم خورده است این خود اوست که مسؤل است. از نظر خداوند که موجودی سرمدی است سرنوشت انسان معلوم و غیر قابل تغییر میباشد ولی این خود انسان است که با اعمال خود سرنوشتش را رقم میزند، چون او گرفتار زمان است و افق او به آینده باز است .
ولی به نظر بنده چون نیک بنگریم همه چیز اوست و همه اینها که جبر و اختیار نامیده میشوند تجلیات پی در پی حضرت حق میباشند.

Hamishe bidar در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۴۲ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » غزلیات » شمارهٔ ۱ - گرفتاران:

با عرض سلام: انچه از احادیث به نظر می آید این است که در هر حال جبر خداوند به انسان اختیار داده است و خود این دلیل است که با اینکه سرنوشت انسان در ازل رقم خورده است این خود اوست که مسؤل است. از نظر خداوند که موجودی سرمدی است سرنوشت انسان معلوم و غیر قابل تغییر میباشد ولی این خود انسان است که با اعمال خود سرنوشتش را رقم میزند، چون او گرفتار زمان است و افق او به آینده باز است .
ولی به نظر بنده چون نیک بنگریم همه چیز اوست و همه اینها که جبر و اختیار نامیده میشوند تجلیات پی در پی حضرت حق میباشند.

مسعود در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۱۹ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » تک‌بیتهای برگزیده » تک‌بیت شمارهٔ ۵۶۲:

مصراع دوم به بر دار شدن منصور حلاج اشاره دارد.

سیاوش مرتضوی در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۱۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۸۰:

به گمان غیر حرفه ای من، بیت یکی مانده به آخر روخوانی روان ندارد، این احتمال وجود دارد که «دانند» در اصل «داند» بود، در گذشته فعل مفرد برای جمع استفاده می شده است.

عطاء علی در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۲۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۷۵:

یا علی مدد

بنظر حقیر این ابیات اشاره ای است به وحدت وجود به این منظور که انسا ن کامل آئینه جمال حضرت خق است . برای درک بهتر مفهوم کافی است در مقابل یک آئینه به دقت به بچشم خود نگاه کنیم، آیا مردمک چشم ما آئینه را می بیند ِیا چشم ما که در آ ینه است ما را می بیند،
آیا آنچه در آئینه مجاز می بینیم حقیقت ما است ؟ یا ما مجاز آن حقیقت هستیم؟ من آن هستم یا آن من است ؟ نه من آن عکس هستم و نه آن عکس من است ، در حالیکه هم من آن هستم و هم آن من است و هردو هم و مشابه هستیم.
از این باب است که مولا ی ما علی (ع) فرمود:
"من رأنی فقد رأی الحق" یعنی هرکه مرا دید حق را دیده است

مصطفی در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:

در بیت آخر به جای دولت، صحبت نیست؟
حافظ از دست مده صحبت این کشتی نوح

ص.ت در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۳۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

غزل 15 از سعدی محتوای ملامتی و قلندرانه دارد. این مسئله واکنشی است به این مسئله که مذهب قرار بود رابطه ای بین خدا و انسان باشد نه معیاری برای سنجش انسانها در این دنیا. بیت چهارم از گلستان سعدی است چرا که این بیت علیمی است و جای آن در غزلها نیست. بیت "هر ساعت از نو قبله ای..." میپردازد به اینکه در گذشته افراد (عاشق و معشوق) به صحرا میرفتند و در مصراع بعد خطاب به معشوق میگوید که جلوه کن. خام کنایه از شخص بی تجربه است، نه نادان. مصراع "جایی که سلطان خیمه زد..." مثالی است برای مصراع قبل، سلطان درواقع غم عشق و عام در اصل دنیا و دین و صبر و عقل مصراع قبل است که در غم عشق از دست رفته اند..

ص.ت در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۱۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

درمورد غزل 14 این مسئله است که محتوای این غزل توصیف شب وصل است اما نه وصل عرفانی. موسیقی شعر نیز ضربی است و شاد و ریتمیک که با محتوا تناسب دارد. در ضمن بهتر است انسان به اجداد و گذشتۀ خود نبالد آن هم اجدادی که زیر خاک پوسیده اند. این شعر ارتباطی با غنیمت شمردن وقت ندارد. منظور سعدی از "صوفی و عامی" کنایه از همۀ مردم است.

۱
…
۴۴۱۹
۴۴۲۰
۴۴۲۱
۴۴۲۲
۴۴۲۳
…
۵۸۱۴