گنجور

حاشیه‌ها

بابک در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۴۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۵:

جمال گرامی،
بین راه و کمینگاه، " وَ" وجود ندارد
(کاروان رفت ) و( تو در راه کمینگاه ) به خواب...

بابک در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۵۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۸۵:

خانم مریم گرامی،
1-بز لاغر، یعنی مفلسکان (مفلسان مفلس، بیچاره بیچاره) که به بز لاغر قناعت کنند چون دسترسی به بز چاق ندارند.
2-آب حیوان، آبی است اسطوره ای که زندگانی جاودان و ابدی بخشد، و در افسانه ها اسکندر پی آن رفت تا عمر جاودان یابد.
در اینجا گوید که آنرا کنار زده و پی آتش سوزاننده و از بین برنده رود.
3-سرد مزاجان، آنان که خشک و عبوس و نچسب و سرد مزاجند.
4- حلقه زهره بیانت، اشاره است به عطارد در عربی یا تیر در فارسی (Mercury) در مصراع نخست، که در نجوم و رمالی (Astrology، ونه Astronomy) حاکم بر عقل و دانش است. زهره یا ناهید در فارسی (Venus) حاکم بر عشق و موسیقی و هنر است.
در اینجا گوید که اگر عطارد(یا عقل) بخواهد ادای بیان زهره(عشق) را در آورد مورد تمسخر قرار می گیرد.
5- احتراقات و تربیع و نحوست، هر سه اشاره به قوانین نجوم و رمالی است.
-احتراقات زمانی است که یکی از اخترها چون عطارد، زهره، بهرام، زحل... در درجه ای از خورشید قرار گرفته و می سوزد یعنی ماهیت قدرتش یا کم شده و یا از بین می رود.
-تربیع زمانی است که دو اختر، سه برج فلکی و یا 90 درجه با یکدیگر فاصله دارند و تبعات آن...
-نحوست زمانیست که دو اختر چنان مقابل یکدیگر،یا یک اختر در برجی بخصوص، قرار گیرند که حاصل آن نحس باشد. مثل آنکه گوییم قمر در عقرب است، یعنی ماه در برج عقرب است که نحس باشد.
-

جمال در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۴۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۵:

سلام ؛ همونطور که جناب شهریار70 گفته : "کاروان رفت و تو در راه و کمینگاه به خواب "درسته منتهای مراتب من نتونستم معنی" کمینگاه به خواب" رو بفهمم ضمن اینکه "تو در راه "خیلی معنی درستی نمی ده و "تو در خواب "بهتر مفهوم رو می رسونه . لطفا اگه کسی می تونه در این مورد توضیح بده. ممنون

واصل در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۱۳ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » شاهد افلاکی:

با سلام و عرض ادب
در مصرع اول بیت اول، حین، عین نوشته شده است.

پرهام شش بلوکی در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۳:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴:

دوست عزیزی مرحوم کسروی را ناچیز میخواند...عجیب است،پیداست تحقیقات بینظیر ایشون رو در مورد مشروطه و زبان فارسی و آذری باستان رو نخوندن....که چنین مرد فاضل و گرانمایه ای رو نا چیز میشمرند...مرحوم کسروی در زمینه تاریخ و زبان محقق یگانه ای بودند ولی نظر ایشون در مورد ادبیات همانند سایر روشنفکران مشروطه همانند کرمانی و آخوندوف این بود که مدیوم ادبیات باید پشتیبان ملت و مردم باشد و سخن از عشق و عرفان بیهودگیست و از دلایل عقب ماندگی ملت شعر قرن 6 به بعد را میدانستند...(البته من مخالف این نظرم(...ولی باید احرام به بزرگان گذاشت

غلام ربانی عثمانی در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۳:۳۶ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب ششم در قناعت » بخش ۴ - حکایت:

بیت سوم،
مصرع : که روی از تکبر بر او سرکه برد
لطفا (سرکه) را نزدیک هم بنویسید تا سر - که خوانده نشود
تشکر

یک مرد گربه دوست در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۳:۰۰ دربارهٔ مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۰۲:

جز جستن من ز پیش تو روی نبود
نه "ز پیش روی تو"
مصرع آخر

مریم در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۷:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۸۵:

پرسشی درباره معانی این ترکیبات داشتم که اگر کسی اطلاعی داشت لطفا بیان کند:
1-بز لاغر
2-آب حیوان
3- سردمزاجان
4-حلقه زهره بیانت
5-ز احتراقات و ز تربیع و نحوست

بابک در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۵:۴۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۲:

با پوزش،
فیتزجرالد انگلیسی و نه رولینسن

حنیفه نژاد در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۵۳ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۷۴:

درود بر دوستانی که این شعر را غلط تشخیص دادند بله
فکر می کنم این طور باشه :
نه رفته بی کفن درویش در خاک
نه دولتمند برده یک کفن بیش
یعنی واژه جا به جا شده و وزن شعر نادرست شده
متاسفانه درکتاب نهم هم چنین نوشته اند

بهروز بهاری در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۴۷ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » ایمان مشتریسی:

چوخ چوخ گوزل.الله شهریارا رحمت السین.
شهریارا تو به شمشیر قلم در همه آفاق
بخدا ملک دلی نیست که تسخیر نکردی

علی در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۴۱ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۸ - حکایت در معنی شفقت:

یعنی مرام جوانمردان اینه که حتی اگر خودشون در آرامش و نعمت باشند اما مردم را در ناراحتی و رنج ببینند، رنج میکشند و هر چه که دارند میدهند تا کمی از بار رنج دیگران کم کنند.
من از بی نوایی نیم روی زرد
غم بینوایان رخم زرد کرد

غلامرضا امامی در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۱۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۵ - رزم خاقان چین با هیتالیان:

"پس پرده‌ی او بسی درخترست". درخترست ظاهرا غلط چاپی است؟ دخترست درست است؟

قدرت خدرلو در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۲۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳:

نفس روح پرور یاد آور جمله معروف سعدی درمقدمه گلستان است. هر نفسی که فرو می رود ممد حیات است وچون بر می آید می آید مفرح ذات.درود بر دوستداران ادبیات فارسی

محسن در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۱۲ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۳۹ - لطف حق:

بیت: رهنمون گشتند در تیه ضلال توشه ها بردند از وزر و وبال .این بیت شعر را اینجانب چندی قبل در یک آزمون بهش برخوردم که معنی کلمات تیه، ضلال و البته (ورز) که اینجا نوشته شده وزر ،من نمیدونم کدومش درسته البته شاید اشتباه چاپی بوده.اگر کسی معنی این سه کلمه را میدونه لطفا بگه. با سپاس

سلام شعر در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۰۷ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۳۱۸:

اما در زبان لری هم کلمه ی پیاله هم بی و هم کری داریم الته نمیدانم شاید به دلیل جور شدن اهنگ شعر به کار رفته

پوریا در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۵۹ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۱۵ - جواب:

نمیخواستم بگم ولی نشد که نشد.
واقعا جالبه که اینجا که بحث, بحث شناخت من و منیته اینقدر ریا و تظاهر و خودنمایی ((بعضی)) دوستان پر رنگه, حتی با این که اکثرا سعی می کنن پشت کلمات و تعاریف قشنگ پنهانش کنن تا نفسشون ارضا شه. از حرافی تا عمل خیلی راهه.
گرچه همین نوشته مشخص میکنه که منم پر از منیتم و البته ادعایی مبنی بر پاک و فرهیخته بودن ندارم اما دیدن این همه خودنمایی واقعا آدمو اذیت میکنه.
وای به حال من اگر بعضی از همون دوستان تصمیم بگیرن با حفظ ظاهر به ظاهر آراستشون, ب اصطلاح جوابی در خور شخصیت من بهم بدن.

عبدالغفار در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۳:۲۹ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۸:

بیت 3 چنین است :
ز صاحب امل ، آزادگی چه امکان است
در ین بساط ، گرانخیزی است حامله را
و بیت 6 اینچنین:
به کج ادائیِ حسنِ تغافلت نازم
که یاد او کُلهٔ ناز میکند گله را

عبدالغفار در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۳:۰۸ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۳:

باتقدیم سلام ،
بیت 6 چنین است:
آهوان دشت فطرت را خیال او ، خُتن
کارگاه شیشهٔ افلاک را فکرش ، حلب
بیت 8 چنین است :
حاصل رد و قبولش انقسام خوب و زشت
انفعالش دوزخ و اقبال فردوس طرب
ومن الله التوفیق

حمید کائنی در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۳۰ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۵:

درود بر جناب شاهین گرامی،
من با برداشت شما از بیت دوم کاملا هم نظرم.
در یک کلاس جامعه شناسی در سالهای دور گفته شد، هر آنچه که دانش انسان شناخته شده "knowledge"، در سه قسمت گنجانده میشود: علوم "science"، هنر، و فلسفه.
درآنجا معنی فلسفه آن قسمتی از دانش معنی شد که قابل اثبات نیست و فقط در حد یک نظر میتواند باشد.
دوزخ و بهشت واژه هایی هستند فلسفی که وجود و یا عدم وجودشان و اینکه کجا هستند را هرگز کسی نمیتواند ثابت کند و تصویر کردن آنها تنها نظر شخصی گوینده است.
مثال دیگر: کسی که می گوید "خدایی وجود ندارد" با کسی که میگوید "خدا وجود دارد" خیلی بیشتر وجه تشابه دارد تا با کسی که میگوید "من نظری در این مورد ندارم"، چرا که دو نفر اول فلسفی هستند و ادعایشان قابل اثبات نیست.
خیام وقتی از واژه های فلسفی استفاده میکرد، یا آنرا در پرسشی مطرح می کرد:
معلوم نشد که در طربخانه خاک + نقاش ازل بهر چه آراست مرا؟
و یا نقل قول از دیگران میکرد:
گویند کسان بهشت با حور خوش است + من میگویم که آب انگور خوش است
تا خواننده بداند که او هیچ نظر ویژه ای درباره آنگونه واژه ها ندارد.
دشمن به غلط گفت که من فلسفیم + ایزد داند که آنچه او گفت نیم
با سپاس، حمید

۱
۴۴۲۰
۴۴۲۱
۴۴۲۲
۴۴۲۳
۴۴۲۴
۵۷۲۰