گنجور

حاشیه‌ها

مرید در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۳:۱۹ دربارهٔ فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۷ - در مدح امیر ابویعقوب یوسف بن ناصرالدین سبکتگین:

سلام. می خواستم بدونم وزن این شعر فاعلاتن مفاعلن فعلن نیست؟

بیبسواد در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۲:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹:

در خرابات بگویید بیت را از مانا تهی میکند
در خرابات جهان همگی مست و خرابند، هشیار در خرابات می جویید؟

بیبسواد در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۲:۲۵ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۲۱ - حکایت دختر حاتم در روزگار پیغمبر (ص):

ناشناس جان 2
من این حروف نوشتم چنانکه غیر ( بداند)
تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی!!
با شماست که بجویید یا نجویید، اما سفارش میکنم
هرگز نرخیزید !
اما من اگر باسواد بودم ، که عضو دولت کدخدا دوستان میبودم. من مردی عامیم مرا باسواد چه کار؟؟

آشنا در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۴۵ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۲۱ - حکایت دختر حاتم در روزگار پیغمبر (ص):

آقا بیدار
من دارم از شما میپرسم که علامه ی دهری و از زیر و روی دین دلیل میاری . سه تا علامت سؤال رو ندیدی
من کجا از پیغمبر خدا ایراد گرفتم یا گفتم اشتباه کرده ؟، می پرسم دلیل لشگر کشی چی بوده ؟ مگه نگفته لا اکراه فی الدین ، پس حتماً این اسیر کردن و زدن و کشتن یه
دلیلی داشته ، شاید نتونستم پرسشم رو درست بگم
مهلکه کدومه ؟ ، عاقل کیه؟ سؤال کردن مال نادوناست
گر جواب پرسشم داری بگو
گر نداری رو ز دانایان بجو
مخلصیم

Hamishe bidar در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۵۳ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۲۱ - حکایت دختر حاتم در روزگار پیغمبر (ص):

آقای آشنا، دوست عزیز: من مثل شما عاقل نیستم که به پیامبر خدا بگویم که اشتباه کرده است. من اگر خیلی شانس بیاورم خود را از این مهلکه نجات میدهم. شما حتما به سعادت ابدی رسیدید که از حقوق دیگران در برابر خدا و پیامبر خدا دفاع میکنید. این راهنمایی را شما به خدا و پیامبر بکنید و حق کافران را از ایشان بستانید. موفق باشید و خدا به ما و شما رحم کند.

مهدی صفری در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۰۴:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱۹:

حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو/
و اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو
هم خویش را بیگانه کن هم خانه را ویرانه کن/
وآنگه بیا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو
با اندیشیدن دراین ابیات که ازسرودهای مولوی است میتوانیم دریابیم که در بیت اول شعربالا نیز اومشتاق سوختن در آتش عشق«شمع» است واین سوختن برایش شیرین است و شکر را که نماد شیرنی است معادل سوختن گرفته.

آشنا در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۰۳:۱۲ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۲۱ - حکایت دختر حاتم در روزگار پیغمبر (ص):

آقابیدار
توهم جای مفت گیر اوردی هی شالتاق کن
خوب راس میگه دیگه
قبیله ی حاتم هر دینی داشتن مشغول زندگی خودشون بودن . حالا چرا باید غارت بشن؟ اسیر بشن؟ گردن زده بشن؟
هر کسی دین خودشو حق میدونه
لا اکراه فی الدین

ناشناس ۲ در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۵۶ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۲۱ - حکایت دختر حاتم در روزگار پیغمبر (ص):

بیسواد جان
بالاخره نجوئیم یا بجوئیم
نرخیزیم یابرخیزیم
تکلیف چیست
شماکه باسوادی

شیوا منصور در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۵۶ دربارهٔ رضی‌الدین آرتیمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴:

در بیت یکی به آخر کام و زبان صحیح است.

معصومه در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۴۷ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۲۱ - حکایت دختر حاتم در روزگار پیغمبر (ص):

درست است ناشناس گرامی
من به واقدی و به ابن هشام مراجعه کردم
حضرت محمد ، ٰعلی علیه اسلام را برای جنگ و تخریب معبد قبیله ی طی فرستادند
تا حاتم طایی زنده بود ، پیامبر ، ایشان را به حال خود گزاردند ولی بعد مرگ حاتم دستور حمله صادر فرمودند
حضرت علی با لشگری به سوی قبیله ی طی رفتند . پسر حاتم ، عدی ،، آنچه داشت برداشت و فرار کرد ولی دختر حاتم که پیرزنی بود را همراه نبرد
حضرت علی بسیار اسیر گرفت و سه شمشیر و زره که در معبد بود باضافه ی غنایم برداشت و در برگشت ،غنایم را بین لشگریان تقسیم کرد ولی اسرا را به خدمت آورد
دختر حاتم ، ،سفانه، را هم پای برهنه ، بسته ، به خدمت آوردند ولی حضرتش از عریانی پیر زن ناراحت شدند و عبای مبارک را به پیر زن پوشاندند
پس از چندی او را با کاروانی به سوی برادر گسیل داشتند
از رشادتهای این زن همین بس که در زمان گردن زدن اسرا
جلو آمد و به حضرت گفت که من بزرگ قبیله ام و سزاوارم تا مرا هم همراه قبیله ام بکشید و سبب شد تا پیامبر از خون بقیه ی بگذرند
طبری نیز در جلد سوم صفحه ی 113 به این واقعه اشاره دارد

سراج در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹:

با سلام و درود فراوان خدمت همه دوستان،
برای اطلاع سرکار خانم مارال که پرسیده بودند آقای یاوری بر اساس چه نسخه ای گفتند که بیت سوم مصرع دوم ؛
درخرابات مپرسید که هشیار کجاست...
« حافظ به سعی سایه » اینطور آمده ...

مرتضی در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱:

سلام
جمله dardi یا dordi امیز ؟

ندا در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۰۶ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۲۵ - حکایت امیرالمؤمنین علی (ع) و سیرت پاک او:

به نظر من نه سعدی غلط گفته نه حدیث دوستمون.این شعر سخاوتامیرالمومنین رو نشان می دهد وهمان سیرت پاک حضرت علی سعی کنید قضاوت درمورد چیزی که نمی دانید نکنید

دکتر اندیشه قدیریان در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۰۶ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۵۸:

واژه «ظلالت» در بیت پنجم باید به صورت «ضلالت» نوشته شود.

saeed newton در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۰۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:

این شعرو حسام الدین سراج هم اجرا کرده ولی انگار برا کسی مهم نیست

بیبسواد در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۴۳ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۲۱ - حکایت دختر حاتم در روزگار پیغمبر (ص):

ناشناس بیدار!!
سعدی مورخ نیست ،او اندرز گوست و بسیاری از داستان هایی که میسراید نمک اندر تلخی است که به کام خواننده، به کام مردمان میریزد،
تاریخ جنگهای حضرت روشن است نجویید پس به مجادله نرخیزید.

Hamishe bidar در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۰۳ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۲۱ - حکایت دختر حاتم در روزگار پیغمبر (ص):

"نمیدانستم حضرت ختمی مرتبت دین مبین را به دیگران تحمیل میفرمودند"
"مگر میشود هرکه مسلمان نبود را با لشکر کشی و کشتار مسلمان کرد یا گردن زد"
شما به اینطور حرفها چه میگویی؟ همه انسانها برای من "دوست عزیز" هستند هر چند که بر امام و پیامبر خرده بگیرند و به ایشان درس بدهند:
به جهان خرم از آنم که جهان خرم ازوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم ازوست
آدم اگر واقعاً به دنبال حقیقت بگردد و صادق باشد، حتما به حق میرسد. ولی انسانی که با غرض و مرض بخواهد به مقدسات توهین کند سرانجام پشیمان میشود.
با احترام دوست عزیز!

mhy در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۰۳ دربارهٔ وحشی بافقی » فرهاد و شیرین » بخش ۲۸ - در صفت مرغزاری که شیرین در آنجا آسایش نموده و گفتگوی او با دایه در ستایش حسن خویش:

شعرای بسیار زیادی وجود داره ک بسیار قشنگه.
اما از بس زیاده بهشون توجه نمیشه و فراموش میشن.
شعر های ک برا گفبنش عمر گذاشته شده،بی ارزش دونسته میشن
واقعا تاسف باره

نرگس جادو در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۵۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۱:

علاوه بر اجرای زیبای اساتید مشکاتیان و شجریان، آواز استاد شهرام ناظری و ساز استاد هوشنگ ظریف نیز بسیار دلنشین و دلگشا هستند.

ناشناس ۲ در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۳۷ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۲۱ - حکایت دختر حاتم در روزگار پیغمبر (ص):

بیدار عزیز
آن ناشناس که در کار شعر و یا محمد دخالت نکرد که به او می تازی و خرده می گیری
این شعر سعدی سؤال بر انگیز است و او پرسیده آیا حقیقت دارد که پیامبر به قبیله ی حاتم طایی لشکر کشی کرده یا نه
نه به آن دوست عزیز گفتنت ، نه به آن کنایه زدنت

۱
۴۲۹۵
۴۲۹۶
۴۲۹۷
۴۲۹۸
۴۲۹۹
۵۷۲۵