خورشید چو از حوت سوی خانه بهرام
بخرام از خانه سوی گلزار گه شام
زان پیش که آغاز کند خوی تو خامی
برخیز به گه ساقی و پیش آر می خام
تو یار شو ای یار اگر دهر نشد یار
تو رام شو ای دوست اگر دور نشد رام
گر چرخ به کام تو نگردد تو بگردان
دوری دو به کام دل من جام غم انجام
تا بر رخ تو نوش کنم مایه شادی
بر یاد وزیر الوزراء خواجه اسلام
دارای جهان گیر جهان دار جهان بخش
دستور خطاپوش عطاپاش عطانام
آن خواجه که شد جای خلافت به وی آباد
وان صدر که بگرفت زمانه به وی آرام
حلمش سبب گردش تابنده افلاک
امرش علل جنبش بی فترت اجرام
در عهد همایون وی آرامگه شیر
خفتنگه آهو بره شد در طرف شام
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به توصیف لحظاتی زیبا و شاعرانه از زندگی و طبیعت میپردازد. در ابتدا، شاعر به تغییرات روز و شب و نقش خورشید اشاره میکند و از یار خود میخواهد که برای خوشی و شادمانی به او بپیوندد. سپس به اهمیت و مقام والای یک شخصیت سیاسی اشاره میکند که در زمان خود به موفقیتهای زیادی دست یافته و آرامش و مدیریت خوبی را در مملکت برقرار کرده است. شاعر به صفات خوب او، مانند حلم و دانش، اشاره میکند و نشان میدهد که او نقش مؤثری در نظم و آرامش جهان داشته است. در نهایت، شاعر از حس آرامش و زیبایی همراه با یاد آن شخصیت بزرگ سخن میگوید.
هوش مصنوعی: خورشید زمانی که از سمت اهل حوت (برج حوت) به سوی خانه بهرام حرکت میکند، از آنجا به سمت گلزار میرود تا غروب کند.
هوش مصنوعی: قبل از اینکه دلت شروع به خامی کند، از جا برخیز و در زمان حضور ساقی، شراب خام را به پیش بیاور.
هوش مصنوعی: ای دوست، اگر زمانه با تو همراه نشد، تو همراهم شو و اگر فاصلهها نتوانستند ما را از هم دور کنند، تو به آرامی به من نزدیک شو.
هوش مصنوعی: اگر زمان و شرایط به نفع تو پیش نمیآید، تو خودت به خواستههایت برس و در عوض، به من کمک کن تا اندوهم را کاهش دهم و به آرامش برسم.
هوش مصنوعی: تا زمانی که بر چهرهی تو بنوشم، مایهی شادی و خوشحالی برایم خواهد بود.
هوش مصنوعی: جهان را پر میکند و صاحب قدرت است، اویی که به دنیا نعمت میدهد و با فرمانش به خطاها پوشش میدهد و بخشنده است.
هوش مصنوعی: آن بزرگواری که مقام رهبری را به دست آورد، هیچ چیز برای او کم نیست و آن کسی که به مقام ریاست رسید، به او آرامش و آسایش میبخشد.
هوش مصنوعی: خویشتنداری او موجب چرخش آسمانها و فرمانرواییاش دلیل حرکت بیوقفه اجرام آسمانی است.
هوش مصنوعی: در دوران خوش و فریز، او در مکانی امن و آرام به خواب رفته، جایی که آهو هم در آنجا استراحت میکند و استراحتگاهش به سمت شرق قرار دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای آنکه ترا بوده بر اندام جهان دام
چون بست ترا دست جهان دام بر اندام
ز آن پس که همی گام بکام تو زدی چرخ
چون داد به ناکام ترا چرخ زدن گام
ایام همه عالم از ایام تو خوش بود
[...]
ای نام تو بخشیده بخشنده اقسام
اقسام مکارم را بخشی است از آن نام
از امر تو و نهی تو گردون و زمانه
یکسو نکشد گردن و بیرون ننهد گام
بی قوت رای تو خرد نیست مگر سست
[...]
ای طلعت میمون تو سر چشمه اجرام
وی عهد همایون تو سر دفتر ایام
ای خاتم تو دایره نقطه عصمت
وی مسند تو مردمک دیده اسلام
داغی شده برران فلک صاعد مسعود
[...]
امروز چنانی که غلام تو توان بود
در بند خم حلقه دام تو توان بود
چون باد صبا عاشق زلف تو توان شد
چون خاک زمین بنده گام تو توان بود
بر آهن تفتیده و در آتش سوزان
[...]
بستد ز من آن پسته دهن دل به دو بادام
از پسته و بادام که سازد به از او دام
چون پسته گشادم دهن اندر صفت او
باشد که به من بگذرد آن چشم چو بادام
تا ننگرد این دیده در آن روی چو خورشید
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.