گنجور

 
مجد همگر

خورشید چو از حوت سوی خانه بهرام

بخرام از خانه سوی گلزار گه شام

زان پیش که آغاز کند خوی تو خامی

برخیز به گه ساقی و پیش آر می خام

تو یار شو ای یار اگر دهر نشد یار

تو رام شو ای دوست اگر دور نشد رام

گر چرخ به کام تو نگردد تو بگردان

دوری دو به کام دل من جام غم انجام

تا بر رخ تو نوش کنم مایه شادی

بر یاد وزیر الوزراء خواجه اسلام

دارای جهان گیر جهان دار جهان بخش

دستور خطاپوش عطاپاش عطانام

آن خواجه که شد جای خلافت به وی آباد

وان صدر که بگرفت زمانه به وی آرام

حلمش سبب گردش تابنده افلاک

امرش علل جنبش بی فترت اجرام

در عهد همایون وی آرامگه شیر

خفتنگه آهو بره شد در طرف شام

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
قطران تبریزی

ای آنکه ترا بوده بر اندام جهان دام

چون بست ترا دست جهان دام بر اندام

ز آن پس که همی گام بکام تو زدی چرخ

چون داد به ناکام ترا چرخ زدن گام

ایام همه عالم از ایام تو خوش بود

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از قطران تبریزی
مسعود سعد سلمان

ای نام تو بخشیده بخشنده اقسام

اقسام مکارم را بخشی است از آن نام

از امر تو و نهی تو گردون و زمانه

یکسو نکشد گردن و بیرون ننهد گام

بی قوت رای تو خرد نیست مگر سست

[...]

جمال‌الدین عبدالرزاق

ای طلعت میمون تو سر چشمه اجرام

وی عهد همایون تو سر دفتر ایام

ای خاتم تو دایره نقطه عصمت

وی مسند تو مردمک دیده اسلام

داغی شده برران فلک صاعد مسعود

[...]

حمیدالدین بلخی

امروز چنانی که غلام تو توان بود

در بند خم حلقه دام تو توان بود

چون باد صبا عاشق زلف تو توان شد

چون خاک زمین بنده گام تو توان بود

بر آهن تفتیده و در آتش سوزان

[...]

ادیب صابر

بستد ز من آن پسته دهن دل به دو بادام

از پسته و بادام که سازد به از او دام

چون پسته گشادم دهن اندر صفت او

باشد که به من بگذرد آن چشم چو بادام

تا ننگرد این دیده در آن روی چو خورشید

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه