از چه بر دنیا و اهلش اتکا باشد مرا؟
نیستم اعمی که حاجت بر عصا باشد مرا
مهربانی را طمع هرگز ندارم از رقیب
از گدا، کی انتظار کیمیا باشد مرا؟
با خسان همدم نمی گردم بمانند حباب
حیف باشد زندگی صرف هوا باشد مرا
گر همای همت من اوج گیرد نه سپهر
زیر پا افتاده ی چون بوریا باشد مرا
سیر گیتی کی توانم کرد بیرنج سفر
گر نه دل آیینهٔ گیتینما باشد مرا
در مقام دوستی گر جان کسی خواهد ز من
تکیه بر او رنگ تسلیم و رضا باشد مرا
میدهم رجحان بر آن بیدست و پایی را، اگر
پای کجرفتار و دست بیسخا باشد مرا
من که با خلق نکو میگردم از اهل بهشت
خوی زشتی درخور دوزخ چرا باشد مرا؟
کشتهٔ گرد کدورت شد چراغ خاطرم
طالعی همچون چراغ آسیا باشد مرا
فکر (صائب) خاص (گلچین) و (امیر) و (صابر) است
حاش لله کاندر این دعوی خطا باشد مرا
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عدم وابستگی شاعر به دنیای مادی و مخلوقاتی است که از آنها توقع و انتظاری ندارد. شاعر بر این باور است که او نیازی به کمک دیگران ندارد و انتظار مهربانی نیز از رقبای خود ندارد. او خود را از همنشینی با افراد نالایق دور میکند و زندگیاش را صرف چیزهای توخالی نمیکند. او در جستجوی معنای واقعی زندگی است و معتقد است که برای دستیابی به اوج و موفقیت باید از رنجها گذر کرد. همچنین، شاعر بر این نکته تأکید دارد که در دوستی و روابط انسانی، صداقت و نیکی باید حاکم باشد و انتظار ناپسند از دیگران نداشته باشد. او به زشتیها توجهی نمیکند و میخواهد راهی بسازد که بر اساس خوبی و فضیلت باشد. در نهایت، تأکید میکند که از افکار نادرست و خطا دوری کند و در جستجوی حقیقت، خود را در معرض خطر نگذارد.
هوش مصنوعی: چرا باید به دنیا و مردم آن تکیه کنم؟ من نابینا نیستم که به عصا احتیاج داشته باشم.
هوش مصنوعی: من هرگز از رقیب یا فقیر، امیدی به مهربانی ندارم؛ برای من انتظار داشتن چیزهای ارزشمند بیمورد است.
هوش مصنوعی: من با افراد ناپاک و بیارزش دوست نمیشوم، زیرا مانند حبابی هستم که حیف است زندگیام فقط در گذر از هوا و بیهدف سپری شود.
هوش مصنوعی: اگر پرندهی اراده و تلاش من به اوج برسد، دیگر آسمان زیر پا میافتد و برای من مانند یک بستر ساده خواهد بود.
هوش مصنوعی: سفر در دنیای زندگی بدون زحمت و دشواری ممکن نیست، مگر اینکه دل من مانند یک آینه، واقعیات و زیباییهای دنیا را منعکس کند.
هوش مصنوعی: اگر کسی در جایگاه دوستی جانش را بخواهد، من باید با تمام وجود اطاعت و راضی بودن را پیشه کنم و به او تکیه کنم.
هوش مصنوعی: من به کسی که حتی بدون دست و پا است ترجیح میدهم، اگر آن دیگری پاهایی نامناسب و دستانی بخیل داشته باشد.
هوش مصنوعی: من که با انسانهای نیکو رفتار میکنم و صفات خوب دارم، چرا باید زشتی از اهل جهنم داشته باشم؟
هوش مصنوعی: غبار کدورت من را از بین برد و ذهنم مانند نوری که در آسیاب وجود دارد، برکت پیدا کرد.
هوش مصنوعی: فکر من تنها مختص به افراد خاصی است و هرگز ممکن نیست که در این زمینه اشتباهی از من سر بزند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا به کی بند گرانجانی به پا باشد مرا
این زره تا چند در زیر قبا باشد مرا
در جهان پاکبازی فقر هم دام بلاست
مهره در ششدر ز نقش بوریا باشد مرا
فکر آب و دانه در کنج قفس بی حاصل است
[...]
خانه بر دوشم دو زانو متکا باشد مرا
بستر و بالین ز نقش بوریا باشد مرا
آسمان باشد سیه بر چشم چون سرمه دان
از زمین گردی که خیزد توتیا باشد مرا
صحبت آئینه منع از سیر گلشن می کند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.