هر زمان یاد از شکنج زلف جانان میکنم
وقت خود را صرف افکار پریشان میکنم
دل مرا چون صید پیکان خورده در خون میتپد
هر زمان یادی از آن برگشتهمژگان میکنم
مهر اگر دعوی کند کز ماه رویش بهتر است
یک شب او را روبهرو با ماه تابان میکنم
عالم سر در گریبانی مرا خوش عالمی است
بیسبب نبود اگر سر در گریبان میکنم
تا که بر آیینهٔ دلها فزایم روشنی
مهر آیینم، نظر بر خلق یکسان میکنم
گر نصیب من شود چون گل لب پرخندهای
خندهها بر هرزهگردیهای دوران میکنم
شعر الهامی است (صابر) حاصل اندیشه نیست
ورنه من اندیشه بیش از حد امکان میکنم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساسات عمیق و دلتنگیهای خود نسبت به محبوبش سخن میگوید. او با یادآوری موی محبوب و چشمانش، دلتنگی و غم را در قلب خود احساس میکند. شاعر به زیبایی محبوبش اشاره میکند و تصمیم دارد او را با ماه زیبا مقایسه کند. همچنین، او به ارزش عاطفی و احساسی جهان اطرافش میپردازد و بیان میکند که فعالیتهایش به دلیل عشق و احساساتش است، نه صرفاً بر اساس تفکر. در نهایت، او نشان میدهد که شعرش نتیجه عشق و الهام است و نه صرفاً برآمده از اندیشههای منطقی.
هوش مصنوعی: هر وقت به فکر معشوق و زیباییهای او میافتنم، زمانم را به آرزوها و خیالهای آشفته خود میگذرانم.
هوش مصنوعی: دل من همچون طعمهای در دام، به شدت میتپد و هر لحظه به یاد آن چشمان جذاب و زیبا میافتم.
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد ادعا کند که محبوبش از ماه زیباتر است، من یک شب او را در برابر ماه روشن قرار میدهم تا خود ببیند.
هوش مصنوعی: دنیای من بسیار پیچیده و شگفتانگیز است و این که در خودم غرق شدهام، بیدلیل نیست.
هوش مصنوعی: من تلاش میکنم تا نور مهر و دوستی را در دلهایم جذب کنم و با این روشنی، به مردم نگاه یکسان و مهربان داشته باشم.
هوش مصنوعی: اگر نصیب من شود، مانند گلی با لبخند پر از شادی خواهم بود و به هر بیخیالی و بیفکری دوران میخندم.
هوش مصنوعی: شعر نتیجه یک الهام است و به تفکر وابسته نیست. در غیر این صورت، من بیش از ظرفیت خود تفکر میکنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
این دل پر درد را چندان که درمان میکنم
گوییا یک درد را بر خود دو چندان میکنم
بلعجب دردی است دردِ عشقِ جانان کاندرو
دردم افزون میشود چندان که درمان میکنم
چند گویی توبه کن از عشق و زین ره باز گرد
[...]
منزل عشقت که من پوشیده در جان میکنم
رخ گواهی میدهد، هرچند پنهان میکنم
جان که بند رفتن است و ماندنش از بهر آنست
کز کمانت هر زمان من وعده پیکان میکنم
توشه جانم گران گشت از برای آن جهان
[...]
در چمن چون یاد آن سرو خرامان می کنم
بلبلان را جمع و گلها را پریشان می کنم
گوهر نایابی و من بهر تو جان میکنم
کان تو جان است و چون جان میکنم کان میکنم
بر لب تو دست سودم دی نه دندان وین زمان
میکنم زان یاد و دست خود به دندان میکنم
در دل عشاق پیکان تو گم شد وین همه
[...]
خاک را از آب روی خود گلستان میکنم
قطرهای تا در بساطم هست طوفان میکنم
آنچنان کز لفظ گردد معنی بیگانه دور
در سواد شهر جولان در بیابان میکنم
گرچه از قسمت دم آبی نصیب من شده است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.