بیا، که دیده گذارم تو را بجای قدم
خوش آمدی و گل آورده ای، صفای قدم
بپرسش دل من گرچه دیر می آئی
بیا که جان گرامی تو را فدای قدم
ز خاک کوی تو ننهادهام برون قدمی
به راه عشق مرا این بود خطای قدم
بده تمیز ره نیک و بد زهم، ورنه
بهر کجا که نهی بنگری سزای قدم
زمامداری اعضای تست در خور عشق
خوش آن کسی که شدش عشق رهنمای قدم
دو چشم بر درو (صابر) نشسته ام که مگر
دمی به گوش من آید تو را صدای قدم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به استقبال محبوب خود میآید و از او میخواهد که به جای رفتن، با او قدم بزند. او با ابراز خوشحالی از دیدار محبوب، از او میخواهد که بیفتد و به سوالات دل او پاسخ دهد. شاعر به عشق و پیوندی که با معشوق دارد اشاره میکند و میگوید که تمام تلاشش را برای نزدیکی به او کرده و از اشتباهاتی که در این مسیر انجام داده، سخن میگوید. شاعر همچنین به دو چشم خود اشاره میکند که منتظر صدای قدمهای محبوب است و نشان میدهد که عشقش او را در مسیری درست هدایت میکند.
هوش مصنوعی: بیا، که با دیدن تو احساس خوشحالی میکنم. تو به جای اینکه فقط قدم بگذاری، گل آوردهای که نشان از زیبایی و خوش آمدگوییات دارد.
هوش مصنوعی: اگرچه دیر به سراغ من میآمدی، اما از تو میخواهم که بیایی. جان ارزشمندم را برای قدمهای تو فدای میکنم.
هوش مصنوعی: از خاک کوی تو هیچ قدمی بیرون نگذاشتهام، این بود اشتباه من در مسیر عشق.
هوش مصنوعی: اگر راه خوبی و بدی را به روشنی مشخص نکنیم، در هر جایی که قدم بگذاریم، حتماً نتیجه کارمان را خواهیم دید.
هوش مصنوعی: حکمرانی بر اعضای وجود، نیازمند عشق است و کسی که عشق راهنمایش باشد، در این مسیر خوشبختی را مییابد.
هوش مصنوعی: من با صبر و انتظار، دو چشم به در دوختهام تا شاید یک لحظه صدای قدمت را بشنوم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.