گنجور

 
حافظ شیرازی
 

هوس باد بهارم به سوی صحرا برد

باد بوی تو بیاورد و قرار از ما برد

هرکجا بود دلی چشم تو برد از راهش

نه دل خسته بیمار مرا تنها برد

آمد و گرم ببرد آب رخم اشک چو سیم

زر به زر داد کسی کامد و این کالا برد

دل سنگین ترا اشک من آورد به راه

سنگ را سیل تواند به لب دریا برد

دوش دست طربم سلسلهٔ شوق تو بست

پای خیل خردم لشکر غم از جا برد

راه ما غمزهٔ آن ترک‌کمان ابرو زد

رخت ما هندوی آن سرو سهی بالا برد

جام می پیش لبت دم ز روان‌بخشی زد

آب وی آن لب جان‌بخش روان‌افزا برد

بحث بلبل بر حافظ مکن از خوش سخنی

پیش طوطی نتوان نام هزارآوا برد

 
حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

حمیدرضا در ‫۱۲ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸، ساعت ۰۸:۳۸ نوشته:

این غزل از این منبع برداشت و نقل شده:
پیوند به وبگاه بیرونی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
م. طاهر در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، دو شنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۴۶ نوشته:

یا لطیف
در مصرع زیر واژه "خیل" نادرست است و باید "پیل" باشد.

معنی: در نبردی که بین "خرد" و "غم" در گرفت، لشکر غم پای پیل خرد را پی کرد و از جا برکند و برد، هرچند که خرد من همچون پیلی قدرتمند و وزین بود.
پای خیل خردم لشکر غم از جا برد


م. طاهر

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.