گنجور

شمارهٔ ۲۲

 
حافظ
حافظ » اشعار منتسب
 

گر زلف پریشانت در دست صبا افتد

هرجا که دلی باشد در دام بلا افتد

ماکشتی صبرخود دربحرغم افکندیم

تاآخر از این طوفان هر تخته کجا افتد

هرکس به تمنائی فال ازرخ او گیرند

بر تخته فیمروزی تا قرعه کرا افتد

گرزلف سیاهت رامن مشک ختاگفتم

در تاب مشو جانا در گفته خطا افتد

آخرچه زیان افتد سلطان ممالک را

کو را نظری روزی بر حال گدا افتد

آن باده که دلهارااز غم دهد آزادی

پرخون جگر گردد چون دور بما افتد

احوال دل حافظ از دست غم هجران

چون عاشق سرگردان کزدوست جداافتد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برگ سبز » شمارهٔ ۲۲۸ » (بیات اصفهان) (۰۹:۰۰ - ۱۳:۳۵) نوازندگان: اصغر بهاری (‎کمانچه) ; نجاحی، مجید (‎سنتور) خواننده آواز: قوامی (فاخته‌ای)، حسین سراینده شعر آواز: حافظ شیرازی (غزل) مطلع شعر آواز: گر زلف پریشانت در دستِ صبا افتد

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام