بهرام خاراباف
تاریخ پیوستن: ۲۰م مهر ۱۴۰۳
| آمار مشارکتها: | |
|---|---|
حاشیهها: |
۴۲ |
بهرام خاراباف در ۲ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۴:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱۵:
# چو پاره پاره درآمد به لطف آن دلبر
بدان طمع دل پرخون پاره پاره رسید
چوپاره پاره درآمد(چون گه،گاه درآمد)
دل پرخون پاره پاره رسید(دل پرخون لخته لخته رسید)
بهرام خاراباف در ۲ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۶:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱۳:
بگیر مطرب جانی قنینه کانی
نواز تنتن تنتن که جمله بیتو تنند
به جان جمله جانهاکه هرکش آن جان نیست
همه تنند نگه کن فروتنان چه تنند
قنینه کانی=صراحی می ساخته شده ازموادکانی ومعدنی .دراینجانوعی تنبور
تنتن تنتن=نوای موسیقی
بی توتنند=بی توتنهایند
همه تنند=همه تن هستند
چه تنند=چه نوازند
تن تن تن تن =همه این تنها،بی تویک تنند
جمله جانها=اشاره به تن تن تن تن هاست
هرکش آن جان نیست=هرکسی بامطرب نیست
همه تنند=همه تن هستند،بدون جان
فروتنان=دراینجا کسانی که تن راوانهادندوبه جان گرویدند
چه تنند=چه می نوازند
#بهرام_خاراباف
بهرام خاراباف در ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۳ دی ۱۴۰۴، ساعت ۰۷:۲۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۶:
دمدمه=افسون؛ مکر؛ فریب.شهرت؛ آوازه ،دهل و صدای دهل. گفتگوی مردم؛ هیاهو
عقار=[ ع َ ](ع اِ) خانه؛ ملک؛ آب و زمین زراعتی
. کالا، متاع دارو خوراندن , تخدیر کردن،دارو , دوا زدن , تخدیر کردن , ملک , املا ک , دارایی , دسته , طبقه , حالت , وضعیت
شهرت،آوازه،هیاهو ،حرف مردم مثل صدای طبل ودهل هستند دراین دم.ملک وخانه و متاع هم داروهایی هستندتخدیرکننده.مردن دراینجاخلاصی ازدمادم مردن است
کلمه ای که دراین بیت برانگیخته شده دم است دردمدمه.به گونه ای که صدای دم،دم،دم همه فضای مصرع راپرکرده.چون پتکی که برسر دم نواخته می شود.دو دم پی درپی و(ه)چسبیده آخرتداعی کننده نفس نفس زدن بی وقفه وبه انتهارساندن دم است
دم ازدمدمه عقارها چه جفاها که نمی بیند
بهرام خاراباف در ۴ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۰۵:۵۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:
ای ساربان با قافله مگذر مرو زین مرحله
اشتر بخوابان هین هله نه از بهر من بهر خدا
نی نی برو مجنون برو خوش در میان خون برو
از چون مگو بیچون برو زیرا که جان را نیست جا
دربیت(ای ساربان..) می گویدجان سرگردانت درگردش آسیاست .ازاین مرحله ببرون مرو
دربیت(نی نی..)می گویدفوری ازاین مرحله بیرون برو وازچندوچون هم نپرس
بهرام خاراباف در ۴ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۰۵:۲۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:
جان من و جانان من کفر من و ایمان من
سلطان سلطانان من چیزی بده درویش را
ای تن پرست بوالحزن در تن مپیچ و جان مکن
منگر به تن بنگر به من چیزی بده درویش را
#مولوی
به نظرم مخاطب دربیت(ای تن پرست بوالحزن)نمی تواند(سلطان سلطانان من) باشد
بهرام خاراباف در ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۸ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۰۵:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵:
نک
بر دمِ امسال ما،
خوش عاشق آمد پار ما
#مولوی
نک=اینک
پار=پارسال
(نک)همان دم امسالی ماست که یک لحظه برتک زبان می نشیندوپارسال را عاشق اینک (اکنون)مامی کند
بهرام خاراباف در ۵ ماه قبل، یکشنبه ۴ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۰۲:۵۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳:
#طنز_مولوی
ای تن!
چو سگ کاهل مشو
افتاده عوعو بس معو
#مولوی
بهرام خاراباف در ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۳۰ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۰۷:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:
دراغلب نسخه ها ردیف،قافیه این غزل (چیزی بده درویش را)آمده ازسیروس شاملو خواندم غزل بدینگونه گدا پروری را تبلیغ می کند.:
(از آدمی چون مولوی که از دیو و دد ملول بود و به دنبال انسان فانوس برداشته بعید به نظر می رسد چنین غزل گداپرورانه ای صادر فرموده باشد)
قبل ازاینکه نظر سیروس را بخوانم خودم دراولین خوانشم همین احساس را داشتم
درهمین بیت اول که به گمانم شاه بیت غزل است (نوش کرده نیش ) اگر(بی خویش را باخویش کند وباخویش را بی خویش)
همه چی داده است درویش احتیاج به هیچ چیز دیگری ندارد
بهرام خاراباف در ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۰۴:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱:
#طنز_مولوی
ساقی !
تو ما را یاد کن ،
صد خیک را پُر باد کن
#مولوی
بهرام خاراباف در ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۰۷:۲۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶:
میراجل راگاه امیرمرگ خوانده اند،گاه خواجه صاحب منصب،گاه حتی به فرعون نصبتش داده اند.
اگرازتفسرهای خارج ازمتن پرهیز کنیم وبه خود متن توجه نشان دهیم میراجل کسی است که همرنگی نمی پزیرد.وخواهان مرگ همرنگی است وآن راننگ می شمارد به عکس شاعر که ننگ همرنگی راپذیراست ودرادامه به میر اجل
بهرام خاراباف در ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۰۷:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶:
میراجل راگاه امیرمرگ خوانده اند،گاه خواجه صاحب منصب،گاه حتی به فرعون نصبتش داده اند.
اگرازتفسرهای خارج ازمتن پرهیز کنیم وبه خود متن توجه نشان دهیم میراجل کسی است که همرنگی نمی پزیرد.وخواهان مرگ همرنگی است وآن راننگ می شمارد به عکس شاعر که ننگ همرنگی راپذیراست ودرادامه به میر اجل هشدارمی دهداگرهمرنگی ما به توحمله بکندیک رگت سالم نمی ماندوالبته این حمله باچنگ ونوا وموسیقی است.وازامیر اجل می خواهد: برای گریزاز زخمی شدن زخمه موسیقی ما رابپزیر بیاوهمرنگ می سرخ مابشو
بهرام خاراباف در ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۰۳:۳۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴:
ای یوسفِ خوش نامِ ما ، خوش می روی بر بامِ ما
ای دَر شکسته جامِ ما ، ای بَردَریده دامِ ما
ای نورِ ما ، ای سورِ ما ، ای دولتِ منصورِ ما
جوشی بِنِه در شورِ ما ، تا مَی شود انگورِ ما
ای دلبر و مقصودِ ما ، ای قبله و معبودِ ما
آتش زدی در عودِ ما ، نظّاره کن در دودِ ما
ای یارِ ما ، عیّارِ ما ، دامِ دلِ خَمّارِ ما
پا وامَکش از کارِ ما ، بِستان گِرو دستارِ ما
در گِل بمانده پایِ دل ، جان می دهم چه جایِ دل
وز آتشِ سودایِ دل ، ای وایِ دل ، ای وایِ ما
#مولوی
زیبایی های ابیات:
همه ابیات دوتا ردیف وقافیه دارند
این غزل قافیه همسان ندارد درعوض ردیف (ما )درهمه مصرع ها وحدت آهنگین غزل را حفظ کرده است (ما)فقط درمصرع بیت آخر وجودندارد
همه ابیات،به جزبیت آخر،با خطابه(ای) شروع می شوند
خطابه (ای)درمصرع اول بیتهای دوم وسوم ودرمصرع پایان(دوبارپی درپی)تکرارمی گردد
دربیت دوم ،وچهارم مصرع اول سه تاردیف وقافیه هست(نورما،سورما،منصورما)(یارما،عیارما،خمارما)
تکرار(خوش)درمصرع اول
واج خواهی حرف ش(خوش،شکسته،جوشی،شورمی شود)
هم آوایی (معبود)و(عود)
بهرام خاراباف در ۶ ماه قبل، جمعه ۲۸ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۰۷:۳۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۰۷ - دیدن ایشان در قصر این قلعهٔ ذات الصور نقش روی دختر شاه چین را و بیهوش شدن هر سه و در فتنه افتادن و تفحص کردن کی این صورت کیست:
او
تو است ،
امّا نه این تو آن تو است
که در آخِر ، واقفِ بیرون شو است
تویِ آخِر سویِ تویِ اَوّلت
آمده ست از بهرِ تنبیه و صِلَت
تویِ تو در دیگری آمد دفین
من غلامِ مردِ خودبینی چنین
#مولوی
صِلَت = وصلت ، پیوند دادن ، وصل کردن
تنبیه=دراینجا:هوشیارکردن،آگاه ساختن
دراین ابیات (تو)برانگیخته شده به گونه ای که به عنوان ضمیردوم شخص به اول شخص وسوم شخص بدل می گردد ودر(او)و(این تو)(واقف بیرون شو) و(دیگری)و(مردخودبین)و(تویی که درتواست)تجلی پیدا می کند
بهرام خاراباف
بهرام خاراباف در ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۲۰:۴۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۹۹ - جواب گفتن خر روباه را:
آنچنانکه عاشقی بر رزق ، زار
هست عاشق رزق هم بر رزق خوار
#مولوی
زیبایی های بیت:
عاشقی،عاشق
تکرارکلمه رزق وبررزق
صدای حرف ز
(خوار)ایهام داردهم مصداق ذلت می تو اندباشد هم خورندگی
عاشق ومعشوق دراین بیت برخلاف معمول زاراست وخوار(رزق ،هم عاشق است هم معشوق.عاشق رزق خواراست ونیزمعشوق رزق خوار)وعشق به شدت زمینی است
رزقم
معشوقه روزی خوار
ازرق به چشم عاشق خویش می کشم
#بهرام_خاراباف
بهرام خاراباف در ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۳۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۰۶ - غالب شدن حیلهٔ روباه بر استعصام و تعفف خر و کشیدن روبه خر را سوی شیر به بیشه:
موسیِ جان سینه را سینا کند
طوطیانِ کور را بینا کند
#مولوی
مصرع اول غیر ازآنکه می تواندبه حضرت موسی وورازونیازش درکوه سینااشاره داشته باشدمی تواندبه لحاظ معنای لغتی نیز موردتوجه قراربگیرد
موسی =تسلی دهنده وتسلی داده شده
سینه=گستره،پهنه
سینا= از کلمه" سئنا " گرفته شده
به معنی کشف کننده ، محقق، دانشمند، به عمق چیزی پی بردن، شکافتن مطالب
معنی مصرع:تسلی دهنده گستره سینه رابه محلی برای به تحقق وعمق بخشیدن وشکافتن مطالب می کند
ازجهت آوایی نیز می تواند به مصرع اول عنایت داشت. تبدیل شدن سینه(آوای کوتاه)به سینا(آوای بلند)توسط موسی
اززیبایی های بیت:
واج خواهی حرف س
هم آوایی جان ویان(درکلمه طوطیان)
تکرار را
آواهای بلند:جا نا،یا،را نا
بهرام خاراباف
بهرام خاراباف در ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۰۵:۱۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۵۱ - جواب گفتن آن قاضی صوفی را:
این همه چون و چگونه ، چون زَبَد
بر سرِ دریای بیچون می طپد
#مولوی
زَبَد = کف
آب دریا دراثربرخوردبه ساحل ضمن تولید کف صدایی ایجاد می کندشبیه چه،چه چه به نظرمی رسد مولوی این صدارابه چون وچگونه تعبیر کرده.وحال آنکه خوددریا فاقدچنینصدایی است
اززیبایی های این بیت:
صدای چ (چهاربار)که صدای برخوردآب به ساحل راتداعی می کند
هم آوایی چون وبی چون
چون درمعنی مثل مانند،چون دروضعیت سوالی
#بهرام_خاراباف
بهرام خاراباف در ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۰۵:۱۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۴۹ - جواب دادن قاضی صوفی را:
رختها را سوی خاموشی کشان
چون نشان جویی مکن خود را نشان
رخت هستی ؛ فهم و دریافت و ادراک. ( ناظم الاطباء)
خاموشی=سکوتدرباره فهم ودرک ودریافتت ازهستی سکوت کن. توجستجوگری دنبال نشان هامی گردی.خودت رانشانه قرارنده
بهرام خاراباف در ۹ ماه قبل، یکشنبه ۸ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۰۶:۰۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۰۶ - غالب شدن حیلهٔ روباه بر استعصام و تعفف خر و کشیدن روبه خر را سوی شیر به بیشه:
موسیِ جان سینه را سینا کند
طوطیانِ کور را بینا کند
#مولوی
مصرع اول غیر ازآنکه می تواندبه حضرت موسی وورازونیازش درکوه سینااشاره داشته باشدمی تواندبه لحاظ معنای لغتی نیز موردتوجه قراربگیرد
موسی =تسلی دهنده وتسلی داده شده
سینه=گستره،پهنه
سینا= از کلمه" سئنا " گرفته شده
به معنی کشف کننده ، محقق، دانشمند، به عمق چیزی پی بردن، شکافتن مطالب
معنی مصرع:تسلی دهنده گستره سینه رابه محلی برای به تحقق وعمق بخشیدن وشکافتن مطالب می کند
ازجهت آوایی نیز می تواند به مصرع اول عنایت داشت. تبدیل شدن سینه(آوای کوتاه)به سینا(آوای بلند)توسط موسی
اززیبایی های بیت:
واج خواهی حرف س
هم آوایی جان ویان(درکلمه طوطیان)
تکرار را
آواهای بلند:جا نا،یا،را نا
بهرام خاراباف در ۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۳۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۵۴ - حکایت آن شخص کی در عهد داود شب و روز دعا میکرد کی مرا روزی حلال ده بی رنج:
آوای آدمی
هیچ کس را ،
خود ز آدم تا کنون
کی بُده ست آوازِ صد چون اَرغَنون ؟
که به هر وعظی بمیراند دویست؟
آدمی را
صوتِ خویشش
کرده نیست
#مولوی
چون هزار آدمی، از پیر و جوان ،همه به یکبار ، به آوازهای مخالف یکدیگر ،چیزی بخوانند، آن حالت را ارغنون خوانند
بهرام خاراباف در ۲ ماه قبل، جمعه ۱۷ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۵:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۲۲: