گنجور

غزل شمارهٔ ۴۷۱

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

ز دلبرم که رساند نوازش قلمی

کجاست پیک صبا گر همی‌کند کرمی

قیاس کردم و تدبیر عقل در ره عشق

چو شبنمی است که بر بحر می‌کشد رقمی

بیا که خرقه من گر چه رهن میکده‌هاست

ز مال وقف نبینی به نام من درمی

حدیث چون و چرا درد سر دهد ای دل

پیاله گیر و بیاسا ز عمر خویش دمی

طبیب راه نشین درد عشق نشناسد

برو به دست کن ای مرده دل مسیح دمی

دلم گرفت ز سالوس و طبل زیر گلیم

به آن که بر در میخانه برکشم علمی

بیا که وقت شناسان دو کون بفروشند

به یک پیاله می صاف و صحبت صنمی

دوام عیش و تنعم نه شیوه عشق است

اگر معاشر مایی بنوش نیش غمی

نمی‌کنم گله‌ای لیک ابر رحمت دوست

به کشته زار جگرتشنگان نداد نمی

چرا به یک نی قندش نمی‌خرند آن کس

که کرد صد شکرافشانی از نی قلمی

سزای قدر تو شاها به دست حافظ نیست

جز از دعای شبی و نیاز صبحدمی

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ali نوشته:

نوازش قلم :نامه ای عاشقانه معشوق
سنجیدن عقل دربرابر عشق دریا عشق وشبنم عقل
گر جه از فقر پیراهن خود را گرو دادم ولی من درهمی از مال وقف نمی خواهم
طبل زیر گلیم رازی که همه عالم می دانند
بیاکه عارفان دو جهان را به پیاله می میفروشند
هر کسی نمی توانددوای عشق کند مسیحا نفسی می خواهد
خدایا حافظ جز دعای شبانه مناجات سحر چیزی ندارد
تواین از او قبول فرما

👆☹

ابراهیم زراعت گر نوشته:

بنام خدا
در بیت ششم که بیان می دارد:
دلم گرفت ز سالوس و طبل زیر گلیم
به نظر بنده حرف “و” بعد از سالوس نباید باشد چون معنی شعر به هم خورده است. به نظر بنده باید “سالوس طبل زیر گلیم” باشد تا معنی کامل شود. یعنی نیرنگ طبلی که زیر گلیم پنهان بوده است. این موضوع البته در تمامی کتابها نیز بدین صورت که در اینجا بیان گردیده آورده شده است که به نظر نادرست می باشد.

👆☹

مجید نوشته:

با جناب اقای زراعتگر موافقم و خود من نیز باتعدادی از مصراع های دیگر غزلیات در نحوه درج زیاد موافق نیستم . اگر چه همه حاشیه نویسان تایید کننده باشند . در همین غزل ملاحظه فرمایید که معنی چقدر میتواند متفاوت شود .

👆☹

سیدمحمدحسن رضوی درخشی نوشته:

به نظرمن شاه بیت این غزل بیت ماقبل آخراست:/چرا ؟به یک نی قندش ؛ نه می خرند آن کس ،؛که کرد:صدشکرافشانی از،نی قلمی/تضادموجودبین کم ارزشی یک نی قند،تاکیدروى عدد یک ؛ازیک طرف وبهای فراوان به شکرافشانی ازطرف دیگر،آن هم صدشکرافشانی (شکرشکن شوندهمه طوطیان هند/زین قندپارسی که به بنگاله می رود/)از یک قلم نیی.شعر به این شیرینی !وایهام موجود درواژه ى نی که هم زیبا سخن سرودن وهم زیبا نوشتن ونیزشیرین نوازی نی را هم به ذهن متبادر می نماید.بین خریدن وافشاندن هم به گونه ای ظریف تناسب برقراراست.تناسب موجودبین واژه های :قند،شکر،نی قند که همان نیشکر است باخریدوفروش (شکرافشانی به معنای پخش شکر)وهم آوایی حرف “نون”٧بار،حرف “کاف”٥باروحرف “ش”سه بار زیبایی موسیقایی خاصی به این بیت بخشیده است.”حسن رضوی درخشی”

👆☹

روفیا نوشته:

طبیب راه نشین درد عشق نشناسد
برو به دست کن ای مرده دل مسیح دمی

طبیب راه نشین کیست ؟
ایا مقصود طبیبی است که سر راه نشسته تا گدایی کند ؟ یا دزدی کند ؟
یعنی آن که خودش نیازمند و گداست ؟
چگونه میتواند تو را که درد نیاز به حیات دل داری شفا دهد ؟

👆☹

merce نوشته:

روفیا بانوی عزیز
با درود
باز هم ما را امتحان کن ما هم درس پس می دهیم تا چه قبول افتد
نظر من در مورد طبیب راه نشین………………
شاید حافظ طبیبانی را می گویدکه در قدیم دوره گردی میکرده اند و با داروهایی که همراه داشته اند با وجود بی تخصصی به معالجه می پرداختند
که گویا هنوز در هندوستان چنین کسان هستند
اینان درد عشق ندارند . کاسب هستند
با احترام
مرسده

👆☹

امیرعلی نوشته:

برای این حقیرکه دانشجوی ادبیات هستم دانش افزاست
وپیشتر عاشق حاشیه ها گشته ام وازاین جهت سپاسگزار شما هستم.

👆☹

روفیا نوشته:

سپاسگزارم مرسده گرامی
در ایران هم از این قبیل طبیبان کم نیستند !

👆☹

نادر نوشته:

دف همدم نِی شد، چو به آتش جان یافت
نِی محرم سِر، تا به جلا درمان یافت

سَر لایق دل شد، چو به مستی، شد عقل
دل خون شد و ره بر حرم جانان یافت ..

👆☹

نادر.. نوشته:

ز دلبرم که رساند نوازش قلمی..

👆☹

بهنام نوشته:

۱- کلمه “کُشته زار” جالبه که نزدیک به “کِشتزار” هست.
۲-@ابراهیم ز: دوست عزیز ماله کشی نکن. سالوس و طبل زیر گلیمش هر دو مشمئز کننده بوده اند.
۳-@ مجید=ابراهیم ز: قربان مگه رای گیریه؟ نسخه ای متفاوت از دیوان حافظ میشناسید معرفی کنید.

👆☹

حسین نوشته:

اجرای شعر در بداهه استادان:شجریان و موسوی
بمناسبت ششصدمین سالگرد تولد حافظ
تالار وحدت_۱۳۶۷

👆☹

کیومرث نوشته:

این اثر در آلبوم غیر رسمی “پیک صبا” دردستگاه همایون و آواز ابوعطا و دشتی توسط استاد شجریان و با همراهی نی محمد موسوی موجود می باشد

👆☹

حامد حسین نوشته:

با سلام
نکته دیده نشده در بیت قیاس کردم و … :
محذوف این بیت در حقیقت این است: قیاس کردم و تدبیر کردم و فهمیدم که قیاس در ره عشق چو شبنمی است … و این واو است که معنای محذوف را به ما می فهماند و این نوع واو از اختراعات حافظ است در زبان فارسی گرچه در قرآن این چنین اسلوبی دارد که بسیار زیبا، دلنشین و عمیق است همچنین این اسلوب در زبان عامیانه استفاده نمی شود و بسیار ادبی است.

👆☹

مسعود هوشمند نوشته:

بنظر میرسد مضمون بیت دهم احتمالاً از این ابیات نظامی در هفت پیکر نشئت گرفته باشد:
من که نقاش نیشکر قلمم
رطب افشان نخل این حرمم
نیِ کلکم ز کشتزار هنر
به عطارد رسانده سنبل تر

👆☹

رضا ساقی نوشته:

ز دلبرم که رساند نوازش قلمی
کجاست پیک صبا گرهمی‌کند کرمی
نوازش قلمی : نامه ی ازروی لطف ومهربانی
پیک صبا: باد صبا رابط میان عاشق ومعشوق است که به پیک تشبیه شده است.
معنی بیت: ازدلبرمن(احتمالاً شاه شجاع ِ خوش قدوبالا محبوب دل حافظ) چه کسی نامه ی مهرآمیزی می آورد؟ کجاست باد صبا؟ اگر پیک صبا همیشه به ما لطف داشته وپیام معشوق رامی آورد الان کجاست تاپیامی نامه ای برای من بیاورد؟
صبا کجاست که این جان خون گرفته چو گل
فدای نکهت گیسوی یار خواهم کرد
قیاس کردم و تدبیر عقل در ره عشق
چو شبنمی است که بر بَحر می‌کشد رقمی
قیاس: مقایسه کردن چیزی باچیزی دیگر،ارزیابی وسنجش
تدبیر عقل: راهکارعقل،چاره اندیشی عقل
بَحر: دریا
رقمی: خطی، نوشته ای،نقاشی کشیدن، اثری
معنی بیت: راهکاروچاره اندیشی عقل درمسایل عشق را موردسنجش وارزیابی قراردادم چنان بی تاثیرو ناکارآمدبودند که گویی قطره ی شبنمی بر روی دریا اثری بگذارد!
ای که از دفتر عقل آیت عشق آموزی
ترسم این نکته به تحقیق ندانی دانست
بیا که خرقه ی من گر چه رَهن میکده‌هاست
ز مال وقف نبینی به نام من درمی
رهن: گرو
معنی بیت:
بااینکه (من ازمنظرشریعت گناهکار وشرابخواره ام و) خرقه ی من درقبال گرفتن شراب درگروِ میکده هاست (امّا من درقیاس بامتشرّین ِ ریاکارکه اموال موقوفی راتصاحب کرده اند به خودمی بالم ازاین جهت که) حتّایک درم ویک پشیزناچیز نیزازاموال وقفی تصاحب نکرده ام بیا ودرمورد این ادّعای من تحقیق وبررسی کن وببین.
فقیه مدرسه دی مست بود وفتوی داد
که می حرام ولی به زمال اوقاف است
حدیثِ چون و چرا درد سر دهد ای دل
پیاله گیر و بیاسا ز عمر خویش دمی
حدیثِ چون و چرا: درسی که باچون وچرا وجرّوبحث مطرح باشد، کنایه ازمباحثِ دروس دینی که با مباحثه وگفتگوطرح می شود.
معنی بیت:
مدرسه ودروس دینی دردِ سر تولید می کند بهترآن است که به جای کتاب ودرس ومدرسه، پیاله ی شراب بدست گیری و لحظاتی فارغ از مشاجره ومباحثه، درآرامش وآسودگی خاطربیاسایی.
بخواه دفتراشعاروراه صحراگیر
چه وقت مدرسه وبحثِ کشف کشّاف است؟
طبیبِ راه نشین دردِ عشق نشناسد
بروبه دست کن ای مرده دل مسیح دَمی
طبیب راه نشین: طبیبی که با دوره گردی به طبابت می پردازد. البته دراینجا “راه نشین” به جهت تحقیرطبیبِ مدّعی آمده است.
بروبه دست کن: بروپیدا کن وبه اودسترسی داشته باش
مرده دل: دل مرده، دراینجا کسی که ازدوری معشوق ملول وافسرده شده است.
مسیح دم: کسی که نفس ِ شفابخش و عیسوی داشته باشد کنایه ازمعشوق
معنی بیت: ای عاشق ملول وافسرده، درد تو ازدوری معشوق است وطبیب دوره گرد قادربه علاج این درد نیست سعی کن به معشوق خویش دسترسی پیداکن که نفس معشوق برای عاشق ِدلمرده، همانندِ نفس حضرت عیسی برای مردگان است وروح وجان تازه می بخشد.
بارغمی که خاطرماخسته کرده بود
عیسی دمی خدابفرستاد وبرگرفت
دلم گرفت ز سالوس و طبل زیر گلیم
بِه آن که بر در میخانه بَرکشم عَلمی
سالوس: فریب دهنده وحیله گر
طبل زیرگلیم: کسی که موضوع برمَلاشده ای را پنهان سازی کند. کنایه از پوشیده کاری درحالی که همگان بر آن آگاهی یافته اند.
بَرکشم: برافرازم، بلند کنم
عَلَم: پرچم وبیرق
معنی بیت:
دلم از فریبکاری مکّاران وعمل ِ زشت پنهان کارانی که دیگران رانادان می شمارند وحقایق رامی پوشانند گرفت بهترآن است که خود من نیزپنهانی شراب ننوشم و به کوی میکده علمی برافرازم تا همگان بدانند که من شرابخواره وساکن میخانه هستم.
خدای رامددی ای رفیق ره تامن
به کوی میکده دیگرعَلم برافرازم
بیا که وقت شناسان دو کون بفروشند
به یک پیاله میِ صاف و صحبت صَنمی
دوکَون: دنیا و آخرت
صحبت صنمی: هم نشینی با دلبر ومعشوقی
معنی بیت: وقت شناسان وآنها که ارزش وقت رابه خوبی می دانند دنیا وآخرت را به یک پیاله شراب وهم نشین شدن با دلبری می فروشند بیا وارزش وقت رابدان وبه عیش وعشرت بپرداز
حالیامصلحت وقت درآن می بینم
که کشم زخت به میخانه وخوش بنشینم
دوام عیش و تَنعّم نه شیوه ی عشق است
اگر معاشر مایی بنوش نیش غمی
تنعّم: برخورداری ازنازونعمت
شیوه: روش، راه و رسم
نیش: زهروتلخی
معنی بیت: درطریق عشق چنین نیست که همواره ازنازونعمت بهرمندباشی اگردراین طریق گام گذاشته وباماهمراه وهمنشین شده ای خودراآماده کن که گهگاه باید نیش غمی نوش جان کنی‌
نازپرورد تنعّم نبرد راه به دوست
عاشقی شیوه ی رندان بلاکش باشد
نمی‌کنم گله‌ای لیک ابر رحمت دوست
به کِشته زار جگرتشنگان نداد نمی
ابر رحمت: لطف ومرحمت دوست به ابری تشبیه شده است.
نَمی: رطوبتی، آب اندکی
معنی بیت:گله وشکایت نمی کنم امّا ابر لطف ومرحمت معشوق،حتّا نم ناچیزی بر کِشتزار تشنه ی جگر سوختگان وعاشقان نبارید!
چرابه یک نی ِقندش نمی‌خرند آن کس
که کرد صد شکرافشانی از نی ِقلمی
نی قند: نی شکر، به یک نی ناچیزوکم ارزش
“شکرافشانی” کنایه ازاشعار وغزلیّاتِ شیرین همچون شکراست
نیِ قلمی: نی کِلکی ، قلمی که از نی تهیّه شده باشد. هنوز نیزقلم خوشنویسی ازنی ساخته می شود.
معنی بیت: درشگفتم که چرا به کسی که ازنی ِقلم ِ خویش صدها غزل شیرین وناب تراوش کرده حتّا یک ساقه نیشکر بی ارزش نیزبه عنوان شیرینی وپاداش نمی دهند!
منم آن شاعرساحرکه به افسون سخن
ازنیِ کِلک همه قند وشکرمی بارم
سزای قدرتوشاها به دست حافظ نیست
جز از دعای شبی و نیاز صبحدمی
معنی بیت: پادشاها،حافظ جزآنکه برای تونیم شب دعا کند وسحرگاهان به رازونیازعاشقانه بپردازد کار شایسته ی دیگری نمی تواندانجام دهد که درخورقدرومنزلت توبوده باشد .
هرصبح وشام قافله ای ازدعای خیر
درصحبت شمال وصبا می فرستمت

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام