گنجور

غزل شمارهٔ ۴۴۹

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

ای که مهجوری عشاق روا می‌داری

عاشقان را ز بر خویش جدا می‌داری

تشنه بادیه را هم به زلالی دریاب

به امیدی که در این ره به خدا می‌داری

دل ببردی و بحل کردمت ای جان لیکن

به از این دار نگاهش که مرا می‌داری

ساغر ما که حریفان دگر می‌نوشند

ما تحمل نکنیم ار تو روا می‌داری

ای مگس حضرت سیمرغ نه جولانگه توست

عرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری

تو به تقصیر خود افتادی از این در محروم

از که می‌نالی و فریاد چرا می‌داری

حافظ از پادشهان پایه به خدمت طلبند

سعی نابرده چه امید عطا می‌داری

 


با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

محمدرضا شجریان » سروچمان » ساز و آواز (دلکش، جامه دران، عراق)

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۱ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ســعـــیـــد نوشته:

بعد از سقوط شاه سلطان حسین صفوى ، و غلبه افغانها بر ایران ، محمود افغان یکى از اقوام خود را که ((مگس خان )) نام داشت ، فرماندار شیراز کرد.
وى پس از چند روزى که در شیراز بود، روزى کنار قبر حافظ رفت ، بر اثر تعصبات غلطى که داشت تصمیم گرفت قبر حافظ را خراب کند، هر چه اطرافیانش او را نصیحت کردند که از این تصمیم بگذرد، او گوش نکرد، سرانجام قرار بر این شد که از دیوان حافظ، در این مورد، فالى بگیرند، وقتى که دیوان را باز کردند، این شعر در آغاز صفحه راست آن آمد:
اى مگس ! عرصه سیمرغ نه جولانگه تو است
عِرض خود مى برى و زحمت ما مى دارى
مگس خان ، با خواندن این شعر، سخت تحت تاءثیر قرار گرفت ، و از روح حافظ طلب عفو و بخشش کرد.

———————————-
به نقل از : http://babajoonshirazi.blogfa.com/post-164.aspx

👆☹

ســعـــیـــد نوشته:

من اکثرا” « عـــرصــه ى ســـیـــمــرغ » شنیدم نـــه « حضرت سیمرغ » !

پاسخ: در متن دیوان حافظ به تصحیح قزوینی-غنی «حضرت» آمده و در پاورقی این متن آورده شده:
«چنین است در جمیع نسخ قدیمه که نزد اینجانب حاضر است و نیز در شرح سودی. نسخ چاپی: عرصه»

👆☹

علیرضا دانایی نوشته:

آورده اند که حافظ

(۳۰)

آورده اند که شاه اسماعیل سر سلسله ی صفویان در آن ایام که همه می کوفت و پیش می رفت، به هر جا می رسید مزارها و مقبره های مشاهیری را که به تسنن معروف بودند، از سر جوانی و تعصب، ویران و با خاک یکسان می کرد. وقتی به مقبره ی حافظ رسید، از آنجا که هم خودش اهل ذوق و شعر بود و هم حافظ محبوب عالم، پاره ای تأمل و ملاحظه کرد، از امرا و اصحاب صلاح پرسید، حاصل مشورت این بود که متعصبان گفتند: “باید این مقبره و بنا را نیز ویران کرد! چون حافظ هم رند و لاابالی بوده، هم شیعه نبوده. ” یکی از اصحاب - ملا سید عبدالله تبریزی - که از بس در کارها سمج بود شاه اسماعیل به او “ملا مگس” لقب داده بود (و همیشه همه جا او را ملا مگس می خواند و این لقب او سخت مشهور و زبانزد همگان شده بود، چنان که نام و عنوان اصلی او را کم کم به فراموشی سپرده بود)، در خراب کردن مقبره ی حافظ از همه بیشتر اصرار می کرد و ترکتازانه داد سخن می داد. عاقبت شاه اسماعیل گفت: “از دیوانش فال می گیریم.” و گرفت. خوشبختانه به دلخواه شاه اسماعیل این بیت منسوب به حافظ آمد که

حافظ ز جان محب رسول است و آل او

حقا بدین گواست خداوند داورم

شاه اسماعیل خوشحال شد و لبخند خرسندی به لب آورد و از ویران کردن مزار حافظ درگذشت. اما ملا مگس همچنان پافشاری می کرد. شاه اسماعیل باز دیوان را برداشت، گفت: ای خواجه جواب ملامگس مبرم را هم بده.” و فال گرفت و گویای مورد و مقال و حال، این بیت فال بر آمد

ای مگس عرصه ی سیمرغ نه جولانگه توست

عرض خود می بری و زحمت ما می داری

مجالس المؤمنین، از سعدی تا جامی، ریحانة الادب

برگرفته از

حریم سایه های سبز

مجموعه مقالات ۱

مهدی اخوان ثالث

زیر نظر مرتضی کاخی

انتشارات زمستان

چاپ دوم، بهار ۱۳۷۲

👆☹

ملیحه رجایی نوشته:

بادیه = صحرا
بحل کردم = حلال کردم
به = بهتر
عِرض = آبرو
معنی بیت ۱: ای آنکه جایز و روا می داری که عشاق همیشه به غم دوری و هجران گرفتار باشند.
معنی بیت ۲: تشنگان بادیه عشق را به شربتی مورد محبت قرار ده زیرا تو هم ازخداوند امید لطف داری.
معنی بیت ۴: اگر تو جایز می دانی از جامی که با تو نوشیده ام دشمنان نیز شراب بنوشد من چنین چیزی را نم یتوانم بپذیرم و تحمل کنم.
معنی بیت ۵: ای مگس ( دشمن ) درگاه و مقام سیمرغ ( معشوق ) جای گردش و پرواز و پرزنی تو نمی باشد. آبروی خودرا هدر می دهی وبه ما زحمت پریشانی و جوش خوردن می دهی.
معنی بیت ۷: ای حافظ با حسن خدمت باید جاه و مقام را از پادشاهان طلب کرد پس تو که کاری نکرده ای چه امید اِنعام و بخشش داری؟

👆☹

مهدی"بابایی" نوشته:

باتشکرازسایت بسیارزیبای شما…

دربیت آخر:
حافظ از پادشهان پایه به خدمت طلبند
سعی نابرده چه امید عطا می‌داری
کلمه دوم”ار”صحیح است نه “از”

👆☹

شهریار70 نوشته:

بیت سوم بنا به تمامی ۳۵ دسته نوشته‌ی کهن و نسخ قدیمی اینگونه است (به جز نسخ اواخر سده‌ی نهمی و همچنین نسخه‌ی خلخالی و و به تبع آن دیوان مصصح علامه قزوینی و دکتر غنی):
دل ربودی و بحل کردمت ای جان لیکن
به از این دار نگاهش که مرا می‌داری

در بیت چهارم در مصرع دوم ۱۴ نسخه‌ی قدیمی تحمل نکنیم و مابقی (حدود ۲۱ نسخه) تحمل بکنیم ضبط کرده‌اند حال به معنا برگردیم ، به نظر من در برابر معشوق سرکشی و ادعایی چون تحمل نکردن پذیرفته نیست و ضبط تحمل بکنیم لطف و زیبــــــایی خاصی دارد. در واقع ضبط تحمل بکنیم با خواندنی به این شیوه که
«ما این رنج رو تحمل می‌کنیم ، آیا تو روا می‌داری؟» همان مفهوم ضبط با تحمل نکنیم و “ار” به معنای “اگر” را به شکلی مودبانه‌تر می‌رساند.

در بیت پنجم حتما باید حضرت ضبط شود عرصه بی هیچ پشتوانه‌ی کهنی است.(۳۵ دست نوشته‌ی کهن همگی حضرت) حضرت هم خانواده‌ی حضور است و در اصل به معنای پیشگاه و بارگاه و درگاه است. امروزه حضرت معنایش تغییر یافته است. در حضور سیمرغ در مقابلشان نباید پرواز کند مگس نه در جایی که سیمرغ یه موقعی بوده و می‌تواند باشد یا نباشد.

دوستان بیت آخر این گونه است :
حافظ ار پادشهان پایه به خدمت طلبند
کار ناکرده چه امید عطا می‌داری
همگی نسخ قدیمی کار ناکرده ضبط کرده‌اند.
مزد آن گرفت که جان برادر که کار کرد
از سعدی بزرگ
سعی نابرده بسیار زیباتر است ولی کاملا ذوقی است ، هیچ نسخه‌ی کهنی ، هیچ نسخه‌ی کهنی ، سعی ضبط نکرده.

خواهشا مسئولین سایت این موارد را تصحیح کنند.
به نقل از برنامه تماشاگه راز استاد حسین آهی به تاریخ دوازدهم تا چهاردهم شهریور ماه ۹۲ ساعت ۱۸:۳۰ شبکه رادیویی فرهنگ

👆☹

بهزاد رنجبران نوشته:

واژۀ حضرت در گذشته به معنای بارگاه بوده و شاهان را عوام از نزدیک نمی توانستند ببینند و باید که از پشت پرده شرف یاب می شدند.
چنیین است حضرت سیمرغ که همان بارگاه سیمرغ است.
البته واژۀ عرصه، گستردگی حریم سیمرغ و رقابت مگس با او را در ذهن تداعی می کند و انصافا زیباتر است.

👆☹

محمد نوشته:

شنیدن این غزل رو با آواز استاد شجریان در آلبوم سرو چمان به علاقه مندان پیشنهاد داده میشود.

👆☹

احسان ک. نوشته:

آدم حقیقتا از خواندن حاشیه‌های عالمانه‌ی بعضی از دوستان که در نهایت ذوق و دقت و با ذکر شواهد و منابع نوشته شده سر حال می‌آید. دست مریزاد عزیزانم..

👆☹

شراره.ح نوشته:

ممنون از توضیحات بسیار مفید دوستان. هم معنی شعر و هم توضیحات کامل در موارد دیگر شعر که بسیار مفید بود.

👆☹

رضا ساقی نوشته:

ای که مَهجوری عشّاق روا می‌داری
عاشقان را ز بر خویش جدا می‌داری
مَهجوری : دوری، جدایی
روا می داری : جایز می شماری.
معنی بیت: ای معشوق وای حیبب، صلاحدید تو این است که عاشقان همواره ازتو دوربمانند توپیوسته آنهارا ازدور وبرخویش دورمی کنی.
مشتاقی ومهجوری دورازتوچنانم کرد
کزدست بخواهدشدپایاب شکیبایی
تشنه ی بادیه را هم به زلالی دریاب
به امیدی که در این ره به خدا می‌داری
بادیه: صحرای بی آب و علف.
زلالی: آب زلالی، کنایه ازلطف وعنایت
معنی بیت: (عاشقان درصحرای فراق ودوری، تشنه ی دیدارتو هستند وبه لطف توبسیارامیدوار) همانگونه که توبه لطف خداوند امیدوارهستی عاشقان تشنه نیزبه توامید بسته اند آنهارابه گوشه ی چشمی دریاب.
روان تشنه ی مارابه جرعه ای دریاب
چومی دهند زلال خضرزجام جمت
دل ببردی و بحل کردمت ای جان لیکن
به از این دار نگاهش که مرا می‌داری
بِحِل کردمت: توراحلال کردم
معنی بیت: ای معشوق ، دل ازمن به یغما بردی امّامن شکایتی ندارم وتوراحلال کردم حداقل لطف کن ازدل من به خوبی نگهداری کن آنگونه رفتارنکن که با خودمن کردی.
ای دل ریش مرابالب توحق نمک
حق نگه دار که من می روم اللّه معک
ساغرما که حریفان دگر می‌نوشند
ما تحمّل نکنیم اَر تو روا می‌داری
معنی بیت: مارا ازپهلوی خویش راندی ودیگران رابه مای ما نشاندی) اکنون جام شرابی را که متعلّق به مابوده دراختیار حریفان گذاشته ای وآنهاازنعمتِ همدمی باتوبرخوردارند ما ازاین اتّفاق ناخوشنود وناراضی هستیم هر چند که تواجازه ی اینکار را صادرکرده وباآن موافق هستی.
زانجاکه رسم عادت عاشق کشیّ توست
بادشمنان قدح کش وباما عتاب کن
ای مگس حضرت سیمرغ نه جولانگه توست
عِرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری
این بیت زیبا ونغز وپرمایه که بصورت ضرب المثل درآمده است دراذهان مردم به شکل “ای مگس عرصه ی سیمرغ….” می باشد امّا درنسخه ی قزوینی “حضرت سیمرغ” ثبت وضبط شده وهردوخوانش درست است وچندان تغییری درمعنا ایجاد نمی شود.
“مگس” دراینجاکنایه ازدل عاشق پیشه ی شاعر و”سیمرغ” کنایه از محبوب ومعشوق والامقام(شاه شجاع) است. باتوجّه به اینکه رابطه ی حافظ وشاه شجاع دردوره ای تحت تاثیرکینه توزان وبدخواهان به سردی گرائیده وحافظ موردغضب شاه قرار گرفته بود ازهمین رو دراینجا از دل عاشق پیشه ی خویش شکوه وناله کرده وآن رامگسی می شمارد که باسماجت قصد ندارد به همین راحتی ازجولانگاه سیمرغ خارج گردد. چنانکه پیشترنیز دراین نوردسخن فراوان گفته شده، رابطه ی حافظ وشاه شجاع یک رابطه ی کاملاً عاطفی وبرپایه ی احساسات وعواطف شکل گرفته بود رابطه ی حافظ با این پادشاه خوش سیما فراتر ازرابطه ی شاه وشاعربوده وبسیاری ازغزلیّات عاشقانه ی حافظ تحت تاثیرفرازوفرود این رابطه خَلق شده است. تکرار وتاکید براین نکته که رابطه ی این دوفراترازرابطه ی شاه وشاعر بوده است ازآن جهت اهمیّت دارد که دوستداران حافظ که تازه پای به عرصه ی شناخت حافظ گذاشته انددچارسردگمی نشوند وازحافظ تصویرتحریف شده ای درذهن خود نداشته باشند وبدانند که اینهمه اظهار ارادت وبندگی به طمع معیشت وگذران زندگی نیست. حافظ که به دوکون سرفرونمی آورد وبه بهشت پرازنعمت خداوند نیز هیچ رغبتی نشان نمی داد هرگزنمی توانست به منظورپرکردن شکم به کسی اظهارارادت وبندگی کند! حافظ ازصمیم قلب عاشق شاه شجاع بود وسرچشمه ی ارادت وبندگی اوعشق وعاطفه بود وبس.
حضرت: پیشگاه، کلمه ی احترام آمیزکه پیش ازنام کسی گفته می شود.محل حاضرشدن
حضرت سیمرغ: آنجا که سیمرغ حضور دارد، جناب سیمرغ، بارگاه وقلمروسیمرغ
جولانگاه: جای تاخت و تاز.
عِرض: آبرو،ناموس، حیثیت واعتبار.
معنی بیت: ای مگس(ای دل عاشق) محضر مبارک سیمرغ محلّی نیست که تو بتوانی درآنجا به پرواز درآمده و تاخت و تاز بپردازی با این سماجت وپافشاری حیثیّت واعتبارخودرا تخریب کرده واسباب زحمت مارا فراهم می کنی.
طمع درآن لب شیرین نکردنم اولی
ولی چگونه مگس ازپی شکرنرود؟
تو به تقصیر خود افتادی از این دَر محروم
از که می‌نالی و فریاد چرا می‌داری
معنی بیت: درادامه ی سخن، ای دل: توبراثرخطاهایی که کردی ازبارگاه شاه شجاع محروم گشتی حال ازچه کسی شِکوِه می کنی وچرافریاد وفغان سرمی دهی؟
برمن زبخت من آمد وگرنه یار
حاشاکه رسم لطف وطریق کرم نداشت
حافظ از پادشهان پایه به خدمت طلبند
سعی نابرده چه امیّد عطا می‌داری
پایه: رتبه ومقام
معنی بیت: ای حافظ، معمولاً کسانی که ازپادشاهان درخواست درجه ورتبه می کنند، براساس خدمتی که کرده اند درخواستشان راارایه می کنند توکه هیچ خدمتی نکرده چرا بیهوده انتظار رتبه ومقام داری؟ وخودراشایسته ی بخشش وعطا می دانی!
حافظ برو که بندگی پادشاه وقت
گرجمله می کنند توباری نمی کنی

👆☹

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید