گنجور

غزل شمارهٔ ۴۳۹

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

دیدم به خواب دوش که ماهی برآمدی

کز عکس روی او شب هجران سر آمدی

تعبیر رفت یار سفرکرده می‌رسد

ای کاج هر چه زودتر از در درآمدی

ذکرش به خیر ساقی فرخنده فال من

کز در مدام با قدح و ساغر آمدی

خوش بودی ار به خواب بدیدی دیار خویش

تا یاد صحبتش سوی ما رهبر آمدی

فیض ازل به زور و زر ار آمدی به دست

آب خضر نصیبه اسکندر آمدی

آن عهد یاد باد که از بام و در مرا

هر دم پیام یار و خط دلبر آمدی

کی یافتی رقیب تو چندین مجال ظلم

مظلومی ار شبی به در داور آمدی

خامان ره نرفته چه دانند ذوق عشق

دریادلی بجوی دلیری سرآمدی

آن کو تو را به سنگ دلی کرد رهنمون

ای کاشکی که پاش به سنگی برآمدی

گر دیگری به شیوه حافظ زدی رقم

مقبول طبع شاه هنرپرور آمدی

 


🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

دیوان حافظ به خط سلطانعلی مشهدی با تصاویر حاشیهٔ افزوده در دورهٔ گورکانی هند » تصویر ۲۰۳ دیوان حافظ دانشگاه پرینستون نوشته شده به تاریخ جمادی الثانی ۹۲۶ هجری قمری » تصویر ۲۱۶ کتاب خواجه حافظ شیرازی به خط محمد ساوجی مورخ ۱۲۸۰ هجری قمری » تصویر ۳۲۲ دیوان حافظ به خط محمدرضا ابن عبدالعزیز مورخ ۱۲۱۶ هجری قمری » تصویر ۳۹۶ دیوان لسان الغیب سنهٔ ۹۲۰ هجری قمری دارای مقدمهٔ منثور » تصویر ۳۱۹ دیوان حافظ نسخه‌برداری شده توسط غلام محمد معروف بن ملامحمد قاسم همدانی مورخ ۱۲۱۰ هجری قمری در هند » تصویر ۳۷۲

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ناشناس نوشته:

با سلام، در بیت دوم، مصرع دوم واژه “کاش” به اشتباه “کاج” تایپ شده است.

پاسخ: «کاج» صورت قدیمی «کاش» است، در لغتنامه ببینید کاج.

👆☹

شهریار70 نوشته:

دوستان در بیت یکی مانده به آخر ، بنا به معنای بیت و شانزده نسخه‌ی کهن ، باید و شاید این‌گونه ضبط شود : آن کو تو را به سنگ‌دلی گشت رهنمون
اساسا در اینجا به مصدر رهنمون گشتن و یا رهنمون شدن نیازمندیم و آمدن ترکیب رهنمون کردن در اینجا بی‌هیچ تردید خطاست ؛ دیوان مصحح این بزرگواران گشت رهنمون ضبط کرده است :
استاد هوشنگ ابتهاج (سایه)
استاد سلیم نیساری
استاد محیط طباطبایی
استاد سهیلی خوانساری
استاد ایرج فرزاد
استاد افشار
استاد مسعود فرزاد
استاد ابوالقاسم انجوی

رهنمون یا راهنمون کردن ترکیب اشتباهی در زبان فارسی است.

منبع:
برنامه استاد حسین آهی ۱۳۹۲/۰۵/۲۰

👆☹

شمس الحق نوشته:

شهریار ۷۰ عزیز
از میان این بزرگان که نامشان فهرست فرمودی حقیر استاد ابوالقاسم گنجوی را نیک می شناسم که دوست مرحوم پدرم بودند و استاد دانشگاه تهران و لاجرم مشوق اولین من خردسال به فراگیری ادبیات پارسی و از بر کردن بعضی متون ماضی و نیز هوشنگ ابتهاج و محیط طباطبایی که محیط علم و ادب پارسی بودند و اگر مراد از استاد افشار ایرج افشار است باستان شناس و مورخ بزرگ و صاحب مجلۀ آینده اگر خطا نکنم که مردی والا مقام بود . سهیلی خوانساری را نامش شنیده ام و دیگران را محضرشان درک کرده ام . اما دوست عزیز تصور نمی فرمایی که نام بلند بسیاری از بزرگان دیگر از جمله خلخالی و قزوینی و دکترغنی و احمد شاملو و … در این لیست خالیست .

👆☹

شهریار70 نوشته:

با درود با ارز پوزش چون امکان اصلاح نظرات پس از ثبت وجود ندارد نتوانستم اشکالی که در درج اسامی استادان ایرج افشار و مسعود فرزاد رخ داد را درست کنم.
آری شمس‌الحق بزرگ ولی چه کنیم که آن بزرگواران از جمله علامه محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی در دورانی دست به تصحیح زده‌اند که تکنولوژی پیشرفته دو سه دهه اخیر نبوده و لاجرم با تکیه بر نسخ کمی کار تصحیح را پیش برده‌اند. البته که عنایت دارید تصحیح روان‌شاد احمد شاملو ذوقی بوده و زیاد تمایلی به تصحیح علمی از خود نشان نداده‌اند.
این ایراد این‌قدر خودنمایی کرده که آن استادانی که بنده نامشان را بیان کردم ، راهی جز نادیده گرفتن نسخه غنی-قزوینی را نیافته‌اند و مطابق روند تصحیح علمی ، به نسخ کهن و پرشمار و منطبق بر دستور زبان روی‌آورده‌اند.
در بسیاری از ابیات غزلیات حافظ ، آنجایی که کفه‌ی ترازو به سمت نسخ کهن تازه کشف شده سنگینی می‌کند (در مقابل تصحیح گران‌قدر غنی-قزوینی) ، ولی ایراد دستور زبانی و لغزش گفتاری چندانی به چشم نمی‌آید ، اکثر مصححان پس از غنی-قزوینی ، اثر این دو بزرگوار را به مثابه حجتی بی‌بدیل انگاشته و کمتر جسارت تغییر در آن را به خود می‌دهند.
البته این موضوع در مورد یکی دو تن از مصححان از جمله روان‌شاد احمد شاملو کمتر صدق می‌کند و این بزرگ از آنجا که اشراف تمام بر شعر و ادب فارسی از بسیاری از جهات داشته ، با جسارت هرچه تمام‌تر اشتباهات غیرعمد علامه محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی را از چشمان تیزبین خود فرونگذاشته و به کمک طبع و ذوق بی‌بدیل خود آن‌ها را تصحیح کرده.
این کلامی که از من آورده شده ، خلاصه‌ای از بیش از صد برنامه استاد مجازی‌ام حسین آهی است.
با سپاس

👆☹

دکتر ترابی نوشته:

کاغذین جامه به خوناب بشویم که فلک
رهنمونیم به پای علم داد نکرد
رمنمون کردن ، وجه معلوم : آن که ترا به سنگ دلی رهنمون کرد ، کاملا درست می نماید
( گشتن و شدن به طور معمول فعل را مجهول می کنند ) با پوزش

👆☹

خسرو ضیغمی نوشته:

با سلام .در مصراع دوم بیت نهم خود کلمه کاشکی یعنی ای کاش بدین جهت ای کاش که پایش به سنگی…. از ای کاشکی که ….. بهتر به نظر می رسد

👆☹

جاوید مدرس (رافض) نوشته:

تعبیر …… یار سفرکرده می‌رسد
ای کاچ هرچه زودتر از در درآمدی

چیست؟ : ۲۹ نسخه (۸۰۱{تفسیر چیست؟}، ۸۰۳، ۸۱۸، ۸۱۹، ۸۲۱، ۸۲۲، ۸۲۳، ۸۲۴، ۸۲۵، ۸۴۳ و ۱۹ نسخۀ متأخّر یا بی‌تاریخ) خانلری، عیوضی، نیساری

رفت : ۴ نسخه (۸۲۷ و ۱ نسخۀ متأخّر:۸۶۷ و ۲ نسخۀ بسیار متأخّر: ۸۹۳، ۸۷۴؟) قزوینی، سایه، خرمشاهی

غزل ۴۳۰ در ۳۴ هست. نسخۀ ۸۵۸ به جای مصرع نخست این بیت، مصرع نخست بیت بعد را آورده و لذا در این مورد استناد به ۳۳ نسخه است. نسخۀ مورخ ۸۱۳ غزل را ندارد. برای مورد مصرع دوم (ای کاچ با املای ای کاج) ۳۴ مستند داریم:

ای کاچ : ۲۱ نسخه (۸۰۱، ۸۰۳، ۸۱۸، ۸۱۹، ۸۲۱، ۸۲۲، ۸۲۳، ۸۲۴، ۸۲۵، ۸۲۷، ۸۴۳ و ۹ نسخۀ متأخّر یا بی‌تاریخ) قزوینی، خانلری، عیوضی، سایه، خرمشاهی

ای کاش : ۱۳ نسخه (متأخر یا بی‌تاریخ) نیساری
**************************************
**************************************

👆☹

حمیدرضا نوشته:

در «گزیدهٔ غزلیات سعدی» به انتخاب و شرح دکتر حسن انوری راجع به بیت ۶ غزل ۸۹ آمده که در نقل امور و حوادثی که در خواب جریان داشته غالباً فعل جمله‌ای که نقل خواب است با پسوند «ی» به کار می‌رود گاه به صیغه مضارع و گاه به صیغه ماضی. مثال آورده:
«من دوش به خواب دیدم که یازده ستاره از آسمان فرود آمدی و آفتاب و ماه با ایشان مرا سجود کردی» نقل از تاریخ بلعمی و نقل از جلد ۳ کتاب تاریخ زبان دکتر خانلری
سپس اشاره شده که سعدی در این شعر فعل بیان خواب را مطابق قرن ۳ و ۴ درست به کار نبرده و باید می‌گفت: «چنان دیدم که گرفتمی». حافظ درست به کار برده که گفته: «دیدم به خواب دوش که ماهی برآمدی»

👆☹

رضا ساقی نوشته:

دیدم به خواب دوش که ماهی برآمدی
کزعکس روی اوشب هجران سر آمدی
این غزل زیبا درفراق شاه شجاع ِ خوش سیما وخوش حرکات سروده شده است هم اوکه حافظ نه به یک دل بلکه به صددل عاشق اوست وهیچ رخدادی نمی تواند آتش فروزان ِمِهراورا خاموش گرداند.
شاه شجاع مدّتی حدود سه سال توسط شاه محمود ازشیرازبه بیرون ازشهررانده شد دراین مدّت غزلهای عاشقانه وسوزناک ی زیادی ازجانب حافظِ عاشق پیشه سروده شد ویکی ازآنها همین غزل زیباست.
دوش: دیشب
ماهی: ایهام دارد: ۱- یک ماه آسمانی ۲- یک نفربارخساری همچون ماه زیبا
برآمدی: نمایان شد،طلوع کرد
سرآمدی :به پایان آمد.
معنی بیت: دیشب درعالم رویا وخواب مشاهده کردم که ماهی طلوع کرد( زیبارخساری نمایان شد) که ازپرتو نورروی او سینه ی تاریکی ِ شبِ فراق شکافته شد.
ماهی نتافت همچو توازبُرج نیکویی
سروی نخاست چون قدت ازجویبارحُسن
تعبیر رفت یار سفرکرده می‌رسد
ای کاج هرچه زودتراز در درآمدی
تعبیر رفت: تعبیر شد، تعبیر چنین شد.
کاج: کاش
درآمدی: درمی آمد.
معنی بیت: خواب مرا تعبیرکردند وتعبیرش این شد که محبوبِ به سفر رفته بزودی بازخواهدگشت.
آن سفرکرده که صدقافله دل همره اوست
هرکجاهست خدایابه سلامت دارش
ذکرش به خیر ساقیِ فرخنده فال من
کز درمُدام با قدح و ساغر آمدی
ذکرش به خیر: یادش گرامی باد
“ساقی فرخنده فال” کنایه ازشاه شجاع است.
“مُدام” ایهام دارد:۱- همیشه ۲-شراب.
قدح: جام شراب، کاسه ای که دوکس راسیراب گرداند.
معنی بیت: یادش به خیر محبوب خوش طالع من که همیشه با پیاله وساغرشراب می آمد ومارابه عیش ونوش دعوت می کرد.
فرخنده بادطلعتِ خوبت که دراَزل
ببُریده اند برقدِسرواَت قبای ناز
خوش بودی اَربه خواب بدیدی دیار خویش
تا یاد صحبتش سوی ما رهبر آمدی
بدیدی: می‌دید
رهبر آمدی: راهنمایی می کرد.
معنی بیت: چقدرخوب می شد اگرمحبوب من(شاه شجاع) خوابِ شیراز وروزهای خوش ِ باهم بودنمان رامی دید تابدینوسیله به یاد آن روزگاران می افتاد و خاطرات خوش انگیزه ای دراوایجادمی کرد و اورا به بازگشت به این دیارترغیب وراهنمایی می ساخت.
گوغنیمت شمارصحبت ما
که تودرخواب ومابدیده گهیم
فیض ِ ازل به زور و زر اَر آمدی به دست
آب ِ خِضِر نصیبه ی اسکندر آمدی
فیض: بهرمندی
فیض ازل: بهره ی ازلی وقسمتی که نصیب آدمی می گردد.
آب خضر: آب زندگانی که هم اسکندر وهم خضر درپی یافتن آن بودند وسرانجام نصیب خضرشد وعمرجاودانی یافت.
نصیبه: نصیب، قسمت.
این بیت کنایه ای به محمودشاه است که بازر وزورتوانست مدّتی برشاه شجاع غلبه کند. دراین بیت تشبیه پنهانی رخ داده است. شاه محمود به اسکندر وخضر به شاه شجاع تشبیه شده است.
معنی بیت: بهرمندی ازالطاف ونعمتهای خداوند به زر وزور نیست اگرچنین بود آب زندگانی نصیب اسکندرمی شد که زر وزور بیشتری نسبت به خضر داشت امّا چنین نشد ونصیب خضرگردید. (ای شاه محمود تونیزگرچه به زر وزور موقّتاً توفیق یافته ای بدان که حکومت متعلّق به شاه شجاع است وتوسرانجام شکست خواهی خورد.)
سکندررا نمی بخشند آبی
به زور وزر میسّرنیست این کار
آن عهد یاد باد که از بام و در مرا
هر دَم پیام یار و خط دلبر آمدی
معنی بیت: یاد آن روزگاران به خیر ونیکی باد که هرلحظه از گوشه ای پیغام یار ودست خط دوست دریافت می کردم.
آن غالیه خط گرسوی مانامه نوشتی
گردون ورق هستی ما درننوشتی
کی یافتی رقیب تو چندین مجال ظلم
مظلومی اَر شبی به دَر داور آمدی
رقیب: در اینجا کنایه ازشاه محموداست که فرصت ستمگری پیداکرده است.
مجال: فرصت
کی یافتی رقیب مجال: رقیب کی فرصت پیدامی کرد؟
داور: قاضی
معنی بیت: ای حبیب(ای شاه شجاع) اگر دادگستری پیشه می کردی وبه مظلومین وستمدیدگان فرصتِ دادخواهی ورجوع به قاضی می دادی امروز رقیب توکی فرصتِ این یکّه تازی وستمگری پیدامی کرد؟
توبه مظلومین فرصت دادخواهی ندادی تااینکه امروز روزگارتو راتنبیه کرد ورقیب تو فرصت جولان پیدانمود.
به قد وچهره هرآنکس که شاه خوبان شد
جهان بگیرد اگر دادگستری داند
خامان ره نرفته چه دانند ذوق عشق
دریادلی بجوی دلیری سرآمدی
خامان: ناپختگان، بی تجربه ها، خامان ره نرفته: بی تجربه هایی که هرگزراه نپیموده اند، کنایه از اطرافیان بی کفایت شاه شجاع که خالی ازذوق عشق بودند ونتوانستند باابرازعشق صادقانه ازشاه شجاع حمایت کنند. حافظ که خودرا عاشق صادق ووفاداربه شاه می داند وباکینه ورزیِ بدخواهان موردِ غضب شاه قرارگرفته، اینک فرصتی یافته وبه شاه کنایه می زند که تو دوست ودشمن خویش رانمی شناسی! آنها که جای مرا درنزد تو اشغال کرده اند ازلذّت عشق بی خبرند وصرفاً به سبب حفظ منافع شخصی گِرد توجمع شده بودند ودیدیم که چگونه درشرایط سخت پشت توراخالی کرده وبه رقیب توکمک نمودند.
دریا دل: توانا وسخاوتمندوبی باک
سرآمد: توانمند وکارآمد،خاص
معنی بیت: بی تجربه های سرد وگرم نچشیده ازذوق عشقبازی بی بهره اند آنها اهل کام ونازند چه می دانند که درچنین شرایطی چگونه باید جانبازی کنند؟ توباید پختگان،دلیران و سخاوتمندان ِ کارآمدراگرداگرد خود جمع می کردی تا درچنین روزی بتوانند ازتو محافظت کنند.
اهل کام وناز رادرکوی رندی راه نیست
رهروی باید جهانسوزی نه خامی بی غمی
آن کوتو را به سنگ دلی کرد رهنمون
ای کاشکی که پاش به سنگی برآمدی
آن کو: آن کسی که
رهنمون کرد: راه نشان داد، راهنمایی کرد
معنی بیت: آن کسی که تورابه ستمگری وبیداد راهنمایی کرد(و باعث نزول این بلا برسرتو شد) ای کاش که خودش گرفتاربلا ومصیبت گردد.
گر دیگری به شیوه ی حافظ زدی رقم
مقبول طبع شاه هنرپرور آمدی
رقم زدن: مرقوم داشتن، کنایه ازسرودن این غزل
مقبول: مطلوب،قابل قبول
طبع: مزاج،خوی وسرشت
معنی بیت: اگر شخص دیگری غیرازحافظ، این سخنانِ دلسوزانه رابیان می کرد قطعاً درنظرشاهِ هنرپرور جایگاهی والا پیدامی کرد(افسوس دست حافظ نمک ندارد ودلسوزیها وعشق وارادت صادقانه ی اومورد توجّه شاه قرارنمی گیرد)
چه جرم کرده ام ای جان ودل به حضرت تو
که طاعت من بیدل نمی شودمقبول

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.