گنجور

غزل شمارهٔ ۳۹۴

 
حافظ شیرازی
حافظ » غزلیات
 

ای روی ماه منظر تو نوبهار حسن

خال و خط تو مرکز حسن و مدار حسن

در چشم پرخمار تو پنهان فسون سحر

در زلف بی‌قرار تو پیدا قرار حسن

ماهی نتافت همچو تو از برج نیکویی

سروی نخاست چون قدت از جویبار حسن

خرم شد از ملاحت تو عهد دلبری

فرخ شد از لطافت تو روزگار حسن

از دام زلف و دانه خال تو در جهان

یک مرغ دل نماند نگشته شکار حسن

دایم به لطف دایه طبع از میان جان

می‌پرورد به ناز تو را در کنار حسن

گرد لبت بنفشه از آن تازه و تر است

کآب حیات می‌خورد از جویبار حسن

حافظ طمع برید که بیند نظیر تو

دیار نیست جز رخت اندر دیار حسن

 

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

دیوان حافظ به خط سلطانعلی مشهدی با تصاویر حاشیهٔ افزوده در دورهٔ گورکانی هند » تصویر 173 دیوان حافظ دانشگاه پرینستون نوشته شده به تاریخ جمادی الثانی ۹۲۶ هجری قمری » تصویر 195 کتاب خواجه حافظ شیرازی به خط محمد ساوجی مورخ ۱۲۸۰ هجری قمری » تصویر 298 دیوان لسان الغیب سنهٔ ۹۲۰ هجری قمری دارای مقدمهٔ منثور » تصویر 270 دیوان حافظ به اهتمام محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی، به خط حسن زرین خط، مرداد ۱۳۲۰ شمسی ، زوار، چاپ سینا، تهران » تصویر 401

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

امین کیخا در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۴ مهر ۱۳۹۱، ساعت ۰۲:۲۰ نوشته:

دایه طبع اشاره به این عقیده نیاکان ماست که ایشان گمان میکردند مزاج ها از امیختن امهات اب و باد و خاک واتش حاصل میا یندو چنانچه اشکار است مزاج معنی امیختن وامیگ میدهد

 

رضا ساقی در ‫۲ سال و ۸ ماه قبل، یک شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۰۳ نوشته:

ای روی ماه مَنظر تو نوبهار حُسن
خال وخط تو مرکز حُسن و مدار حُسن
منظر: تماشاگه، منظره،جای نگریستن و نظر انداختن. آنچه در برابر چشم واقع شود
ماه منظر: ماه رخ
مدار: مسیردورزدن وگردش
حُسن: زیبایی، جمال،نیکویی
نوبهارحسن: حسن به نوبهار تشبیه شده است.
"نوبهار" آغازفصل بهاراست ظاهراً معشوق حافظ درایّام آغازجوانیست وگل جمال وزیبایی اوتازه شکوفاشده است.
معنی بیت: خطاب به معشوق، ای که رخسارزیبای تو تماشاگه تابش ماه است وزیبایی وشور وحال آغازبهاردارد گلشن جمال وزیبایی تو درحال شکوفندگیست و خال و خطِ دلکش تو مرکز و مدار دایره ی زیباییهاست.
برخاست بوی گل ز در آشتی درآی
ای نوبهار ما رخ فرخنده فال تو
در چشم پرخُمار تو پنهان فسون سحر
در زلف بی‌قرار تو پیدا قرار حُسن
چشم پرخمار: چشمی که شراب زده،کسل ونیمه باز باشد.
فسون: افسونگری
معنی بیت: ای که درچشمان شراب زده ی تو افسونِ سحروجادونهفته و عاشقان را گرفتار می کند و درمیان چین وشکن گیسوان تو اصل زیبایی آرام گرفته وخودجاذبه جای گرفته است.
من و باد صبا مسکین دو سرگردان بی‌حاصل
من از افسون چشمت مست و او از بوی گیسویت
ماهی نتافت همچو تو از بُرج نیکویی
سروی نخاست چون قدت از جویبار حُسن
ماهی نتافت: ماهی نتابید
بُرج: جای بلندی که برای نگهبانی عمارت و قلعه درست کنند. 2 - قلعه ، د ژ. 3 - هر یک از دوازده برج منطقة البروج که خورشید هر ماه در یکی از آن ها قرار می گیرد: 1 - حمل (فروردین ). 2 - ثور(اردیبهشت ). 3 - جوزا (خرداد). 4 - سرطان (تیر). 5 - اسد (مرداد). 6 - سنبله (شهریور). 7 - میزان (مهر). 8 - عقرب (آبان ). 9 - قوس (آذر). 10 - جدی (دی ). 11 - دلو (بهمن ). 12 - حوت (اسفند). دراینجا ضمن مدّنظربودن همه ی معانی کنایه ازآسمان نیزمی تواند بوده باشد.
بُرج نیکویی: نیکویی به برج تشبیه شده است.
نخاست: بلندنشد نروئید
معنی بیت: تاکنون ازآسمان زیبایی وملاحت، ماه دلکشی مثل توطلوع نکرده است همچنین درجویبارحسن وزیبایی سروی به بلندای قامت رعنای تونروئیده است.
به سرکشی خود ای سرو جویبار مناز
که گر بدو رسی از شرم سر فروداری
خرّم شد از ملاحت تو عهد دلبری
فرّخ شد از لطافت تو روزگار حُسن
ملاحت: زیبایی ونمکین بودن وجاذبه داشتن
عهد: زمانه، دوران
فرّخ: فرخنده، خجستگی، مبارک
معنی بیت: دوران دلبری ودلسِتانی ، ازجاذبه ی جمال تو پر رونق وشاداب ترشده است. ازلطافت وصفای رخسارتو روزگارحسن خجسته ومیمون است.
حُسنت به اتّفاق ملاحت جهان گرفت
آری به اتّفاق جهان می‌توان گرفت
از دام زلف و دانه ی خال تو در جهان
یک مرغ دل نماند نگشته شکار حُسن
معنی بیت: حلقه های زلف تو دام وخال سیاه تو دانه ی ایست که با ظرافت ودلفریبی درمیان دام نهاده شده است آنقدرجاذبه وکشش دارد که هیچ مرغ دلی نمانده که به وسوسه ی این دانه دردام زلف تونیفتاده وشکار زیبایی تونشده باشد.
به لطف خال وخط ازعارفان ربودی دل
لطیفه های عجب زیردام ودانه ی توست
دایم به لطف دایه ی طبع از میان جان
می‌پرورد به ناز تو را در کنار حُسن
دایه: پرستاری که فرزند دیگری را پرورش می دهد
طبع: خوی، سرشت،استعداد شعر سرودن،ذوق،هریک از عناصر چهارگانه (آب، باد، خاک، و هوا). دراینجا مجموع عناصر چهارگانه (طبیعت)
دایه ی طبع: طبعیت به دایه تشبیه شده که همچون مادر مخلوقات خویش راپرورش می دهد.
درکنارحُسن: درآغوش حُسن دربستر زیبایی
معنی بیت: ای معشوق، طبیعت، همواره تورا همچون دایه ای مهربان،از صمیم جان، با ناز وملاطفت ومهربانی درآغوش وبستر زیبایی می پرورد.
چند به نازپرورم مِهربُتان سنگدل
یاد پدرنمی کنند این پسران سنگدل
گِرد لبت بنفشه از آن تازه و تر است
کآب حیات می‌خورد از جویبار حُسن
"بنفشه": گل بنفشه، کنایه ازموهای لطیف گِرداگِرد لب یار.
جویبارحُسن:دهان یاربه جویبارحسن تشبیه شده است.
معنی بیت: گِرداگردِ دهانت گلهای بنفشه بدان سبب همیشه باطراوات وشاداب هستند که ازجویبارحُسن (ازدهان تو)آب می نوشند.
زروی ساق مَهوش گلی بچین امروز
که گِردِعارض بُستان خط بنفشه دمید
حافظ طمع بُرید که بیند نظیر تو
دَیارنیست جز رخت اندر دیار حُسن
دَیارنیست: هیچکس نیست
دیارحُسن: شهر،مملکت حُسن. حسن به شهرتشبیه شده است.
معنی بیت: حافظ ازاینکه کسی شبیه توراببیند قطع امید کرده واطمینان دارد که همانندِ تو در مملکت حُسن وجوندارد.
عذری بنه ای دل که تو درویشی و اورا
درمملکت حُسن سرتاجوری بود.

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.