بحر اندیشه فرو برده بیک بار مرا
خیل انده زده ره بر دل افکار مرا
شب دوشینه باشکنجه اندیشه گذشت
نیز امروز باندیشه بمسپار مرا
سر ز اندیشه یکی کوه گران گشته و نیز
می نهی بر سر اندیشه تو دستار مرا
تو بیا تا رود اندیشه بسیار از دل
ور تو نائی کشد اندیشه بسیار مرا
تا نهم من سرو دستار پپای خم می
بنه اندر بکف آن ساغر سرشار مرا
ببر این خرقه و دستار بخمار که سخت
کرده این خرقه و دستار گرانبار مرا
اگر این خرقه و دستار ز تو نستانند
نیز بفروش بخمار بیکبار مرا
سخت آزرده ام از گردش گردون ای ترک
نیز چون گردش گردون تو میازار مرا
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از افکار و اندوهی که او را درگیر کرده صحبت میکند. او به شدت تحت تأثیر اندیشهها و نگرانیهایش است و این موضوع باعث رنجش او شده است. شب گذشته را در عذاب و تفکر سپری کرده و امروز نیز نگران است. او به طرف مقابل (شاید معشوق یا دوست) پیشنهاد میدهد که بیاید و او را از افکار و نگرانیها رهایی بخشد. شاعر از این که خرقه و دستار (نماد زهد و ظاهرسازی) بر او سنگینی میکند ابراز ناخرسندی میکند و از طرف مقابل میخواهد که این بار سنگین را از دوش او بردارد. به بیان دیگر، او خواستار آرامش روحی و رهایی از فشارهای فکری و زندگی روزمرهاش است. در نهایت، او از گردش زمین و مشکلات زندگی ابراز نارضایتی میکند و از طرف مقابل میخواهد که او را بیشتر آزرده نکند.
هوش مصنوعی: اندیشهها و تفکرات عمیق مرا به یکباره در خود غرق کردهاند و انبوهی از افکار در دل و ذهن من شکل گرفته است.
هوش مصنوعی: شب گذشته با افکار آزاردهنده و سختی همراه بود، اکنون روز جدیدی آغاز شده و میخواهم امروز را فقط به تفکر و اندیشه اختصاص دهم.
هوش مصنوعی: اندیشهات به اندازه یک کوه سنگین و بزرگ شده است و تو به این فکر ادامه میدهی که چگونه میتوانی بر این افکار سنگین غلبه کنی.
هوش مصنوعی: اگر تو بیایی، افکار و اندیشه های زیادی از دل من برخاسته میشوند؛ و اگر تو نباشی، این افکار و احساسات مرا آزار میدهند.
هوش مصنوعی: من در حالی که نشستهام و فنجان پر از شراب در دست دارم، نگاه میکنم به زبانی که با حالتی خمیده و زیبایی چون سرو، در حال نهادن دستار بر سرش است.
هوش مصنوعی: این جمله به نوعی نشاندهندهی احساس خستگی و ناراحتی است. شخص به دیگری میگوید که لباسها و پوششهای سنگین و دشوار را از روی خود بردارد، زیرا این بار سنگین بر دوش او باعث شده که احساس سنگینی و فشار کند. او خواهان آزادی و راحتی است و به نوعی میخواهد از این بار خود را رها کند.
هوش مصنوعی: اگر این لباس و کلاه را از من بگیرند، باز هم قیمت آن را به یک بار میفروشم و به میخانه میروم.
هوش مصنوعی: من به شدت از نوسانهای زندگی ناراحت هستم، ای یار ترک! مانند چرخش روزگار، تو هم مرا آزار نده.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کس فرستاد به سر اندر عیار مرا
که: مکن یاد به شعر اندر بسیار مرا
وین فژه پیر ز بهر تو مرا خوار گرفت
برهاناد ازو ایزد جبار مرا
ماهرویا ز غم عشق نگه دار مرا
مگذر از بیعت دیرینه و مگذار مرا
به محالی و خطائی که تو را هست خیال
خط مکش بر من و بیهوده میازار مرا
چند گویی که به یکبار زبونگیر شدی
[...]
جام می تا خط بغداد ده ای یار مرا
باز هم در خط بغداد فکن بار مرا
باجگه دیدم و طیار ز آراستگی
عیش چون باج شد و کار چو طیار مرا
رخت کاول ز در مصطبه برداشتیم
[...]
به خرابات گرو شد سر و دستار مرا
طلبم کن ز خرابات و به دست آر مرا
بفغانند مغان از من و از زاری من
شاید از پیر مغان هم ندهد بار مرا
ساخت اندر دل ما یار خراباتی جای
[...]
مگذر ای یار و درین واقعه مگذار مرا
چون شدم صید تو برگیر و نگهدار مرا
اگرم زار کشی میکش و بیزار مشو
زاریم بین و ازین بیش میازار مرا
چون در افتاده ام از پای و ندارم سر خویش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.