گنجور

شمارهٔ ۳۵ - سیّد انبیاء

 
عبدالقادر گیلانی
عبدالقادر گیلانی » غزلیات
 

ای قصر رسالت تو معمور

منشورِ رسالت ازتو مشهور

خدّام ترا غلام گشته

کیخسرو کیقباد و فغفور

درجمله کائنات گویند

صلواتِ تو تا دمیدن صور

معراج تو تا به قاب قوسین

جبرئیل به ره بماند از دور

هم حلقه به گوش توست غلمان

هم بنده کمترین تو حور

بنوشته خدای پیش از آدم

از بهر رسالت تو منشور

از هیبت غیرت تو موسی

دیدار خدا ندید بر طور

روشن ز وجود توست کونَین

ای باطن و ظاهرت همه نور

ای سیّد انبیای مرسل

ای سرور اولیای منصور

گُل از عرق تو یافته بوی

شد شَهد در اندرون زنبور

هرکس به جهان گناهکار است

گشته به شفاعتِ تو مغفور

محیی به غلامی تو زد لاف

از راه کرم بدار معذور

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام