گنجور

 
سراج قمری

در پیش من ز بهر طرب کوزهٔ مل است

و این هردو دست کردهٔ آهل در آمل است

گاهی حدیث من ز غزل‌های قمری است

گاهی سماع من ز نواهای بلبل است

گاهی ز بوی باده، در این دست عنبر است

گاهی ز زلف دوست در آن دست سنبل است

شکل صنوبریش نکردست میل من

وانگاه سرو قامت او، پر تمایل است

آخر نهاد برخط او سر، چوبندگان

زلفش اگر چه قاعده ی او تطاول است

برخی روی می که زفیض جمال اوست

اندر زمانه هرچه طرب را تجمل است

از می مدار باک و زتقوی کمرمبند

مردان راه را بجز اینها توصل است

بردین نکوست تکیه، ولی بهتر اوفتاد

آن بنده را، که برکرم حق توکل است

هرکس به حد بزرگ است بهتر آنک

هر جزو کاعتبار کنی ذات او کل است

معنی طلب، به قول مشو غره، زانکه دیگ

زان شد سیاه روی، که در بند غلغل است

بهر ثبات کار، سبکبار شو که کوه

اغلب زبهر بار گران در تزلزل است

دل در جهان مبند که نیکیش جمله بد

کارش بکلی ابتر و عزش همه ذل است

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
مسعود سعد سلمان

بر گل مل آر خیز که وقت گل و مل است

گل عاشق مل است که مل قصه گل است

اکنون چرای آهو در دشت سنبل است

بر شاخ ها ز بلبل پیوسته غلغل است

امیر معزی

ای سروری‌ که قول تو چون وحی منزل است

کارت چون معجزات رسولان مُرسَل است

عالی دو آیت است علا و بها بهم

در شان دین و دولت تو هر دو منزل است

هر روز بر دوام دهد آفتاب نور

[...]

اثیر اخسیکتی

لفظ الهی از ره اطلاق مشکل است

اینجا دگر نه معنی لاهوت حاصل است

همام تبریزی

مشتاب ساربان که مرا پای در گل است

در گردنم ز حلقه زلفش سلاسل است

تعجیل می‌کنی تو و پایم نمی‌رود

بیرون شدن ز منزل اصحاب مشکل است

شیرینی وصال چو بی‌تلخی فراق

[...]

ابن یمین

هر کس که حال دینی و عقبی شناخت او

زین بس ملول حال بدان سخت مایل است

چیزیکه هست مرتبه اولش هلاک

ترسان بود ز آخر او کو نه غافل است

و آنچیز کآخرش بجز از مرگ هیچ نیست

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه