|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی زلف محبوب اشاره میکند و از داغهای دل در غم عشق سخن میگوید. او میگوید که شبها با چراغ عشق، گلها به bloom مینشینند و بلبل باید بر داغ دل پروانهها تاسف نخورد. همچنین شاعر به شرم غنچه اشاره میکند که از بوی زلف محبوب بیخبر است و در نهایت میگوید در باغ عشق هیچ چیز کم نیست و تمامی احساسات، حتی غم و داغ، در دل حاضرند. در کل، شعر به عمق احساسات عاشقانه و زیباییهای عشق میپردازد.
هوش مصنوعی: زلف تو دل کسی را که رنج و درد ندارد، به کام نمیآورد و در دل شب سیاهی، گرهای مانند نور چراغ وجود ندارد.
هوش مصنوعی: هر شب، بلبل به باغ میآید و به گلهای تازه بهاری نگاه میکند. نباید تصور کنی که احساساتی که از پروانهها به او منتقل میشود، هیچ نشانی از درد یا غم ندارند.
هوش مصنوعی: وقتی که غنچه از شرم سرش را بیرون نمیآورد، دلیلش این است که بویی از موهایش میپیچد، هرکسی که دچار سردرگمی باشد، نمیتواند این را درک کند.
هوش مصنوعی: در باغ عشق، هرگز از زندگی مگو که چیزی باقی نمانده است. حتی گلها هم در نظر پرنده چمن، چیزی کمتر از غم و درد نیستند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بی داغ عشق یکرگ من چون چراغ نیست
داغی نهاده ام که دگر جای داغ نیست
آشفته دل ز زلف توام با بنفشه گوی
تا ناز کم کند که مرا آن دماغ نیست
امروز با وجود تو یوسف بود عدم
[...]
دیوانه ی ترا هوس گشت باغ نیست
در گلشنم مخوان که مرا این دماغ نیست
همکاسه چون شود بحریفان درد نوش
آنرا که غیر پاره ی دل در ایاغ نیست
می سوزم و رقیب همان خنده می زند
[...]
بی عشق عقل را هنری در دماغ نیست
بد سوزد آن فتیله که از شعله داغ نیست
هرگز فرشته از سر بامش نمی پرد
آن را که مرغ نامه بری در سراغ نیست
طعنم به بی خودی چه زنی محتسب برو
[...]
تا زنده ایم قسمت ما غیر داغ نیست
پروانه نجات به نام چراغ نیست
در زیر آسمان که نفس می کشد به عیش؟
در تنگنای بیضه نسیم فراغ نیست
ناصح ز پنبه کاری داغم به جان رسید
[...]
شب نیست کز فراق توام سینه داغ نیست
خون جگر به جای میام در ایاغ نیست
شکر خیال روی تو گویم، که کلبهام
شب زیر بار منت شمع و چراغ نیست
دایم نظر به پاره دل داشت در کنار
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.