گنجور

شمارهٔ ۴۰۵

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

اگر به عشق نباشد درست، پیمانم

به عهد زلف تو کافر نیم، مسلمانم

من و دیار محبت، که هرکجا رفتم

به دولت غمت آماده بود سامانم

برای من شده نازل ز عرش، مصحف عشق

حدیث مهر و وفا آیتی‌ست در شانم

به این که چشم تری بوده پیش ازین آنجا

همیشه در نظر آید خیال کنعانم

به جان دوست که جز بر رضای دوست مرا

قدم نرفته، وگر رفته هم پشیمانم

چو گل به روی خسان تا نبایدم خندید

چو غنچه معتکف خلوت گریبانم

ز سرگرانی بختم ز بس ملال رسید

بود ز سایه دستار، دل هراسانم

ز خاک عشق، گیاهی نمی‌دمد ناقص

تمام داغ بود، لاله بیابانم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام