از وصل هر گل در چمن، چون غنچه دامان چیدهام
جمعیت دل را در آن زلف پریشان چیدهام
ریزد به دامن دیده خون، من ریزم از دامن برون
او بهر دامان چیده گل، من گل ز دامان چیدهام
تا برده ترک غمزهات، دستی به قربان کمان
چون ترکشت پهلوی هم، در سینه پیکان چیدهام
چون دیده آیینهام مژگان نمیآید به هم
از بس که شوق دیدنت در چشم حیران چیدهام
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و عشق اشاره دارد. شاعر از زیبایی گلها و زلفها سخن میگوید و دل خود را پر از عشق و شوق توصیف میکند. او با استفاده از تصاویری چون چیدن گلها و پرتاب کردن خون از دامن، عمق احساساتش را بیان میکند. همچنین، او به زیبایی چشمان معشوق و شوقی که نسبت به دیدن او دارد، اشاره میکند و میگوید که این شوق باعث شده که چشمانش همیشه در حیرت باشند. به طور کلی، شعر به قدرت عشق و زیبایی معشوق پرداخته و احساسات عمیق شاعر را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: از هر گل در باغ، مثل غنچهای که جمع کردهام، دل خود را در آن زلفهای آشفته و زیبا سامان دادهام.
هوش مصنوعی: چشمانم پر از اشک و خون میشود، من این اشکها را از چشمانم جاری میکنم برای او که گلها را از دامنش چیده است، من نیز گلها را از دامنم چیدم.
هوش مصنوعی: من به خاطر نگاه نازناک تو، دلم را فدای کمانت میکنم، مانند تیرکمان که در کنار هم قرار گرفتهاند، در سینهام عشق و longing را جمع کردهام.
هوش مصنوعی: چشمهام مثل یک آیینه هستند و از شدت شوق دیدنت، پلکهایم هیچگاه به هم نمیآیند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.