تا دل بر آتش غم جانانه سوختیم
از رشک، جان محرم و بیگانه سوختیم
ما را نه قرب شمع میسر، نه وصل گل
از اعتبار بلبل و پروانه سوختیم
افروختیم در حرم کعبه صد چراغ
تا یک چراغ بر در میخانه سوختیم
خون جگر ز شیشه کشیدیم و از حسد
چون لاله، داغ بر دل پیمانه سوختیم
آتش زدیم در جگر عاقلان ز رشک
زین داغها که بر دل دیوانه سوختیم
خوبان نمیشوند به ما آشنا و ما
از اختلاط مردم بیگانه سوختیم
امشب که یاد روی تو مهمان دیده بود
تا روز، شمع ماه به کاشانه سوختیم
کردی به غیر گرمی و شد کار ما ز دست
ما هم به آتش دگری خانه سوختیم
قدسی ز حرف عشق نبستیم لب دمی
عمری دماغ بهر یک افسانه سوختیم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از درد و سوز دل خود میگوید و به سختیهایی که به خاطر عشق و آرزوهای ناتمام متحمل شده، اشاره میکند. او احساس میکند که به خاطر حسرت و غم، جانش در آتش عشق سوزانده شده و از بیمحبتی و غریبی با خوبان رنج میبرد. در چندین تصویر شاعر به عواطف خود اشاره میکند، از افروختن چراغها در کعبه تا سوختن دل با داغها و حسرتها. نهایتاً، او به ناامیدی و عذاب جان از یاد کردن محبوب خود اشاره میکند و میگوید که عمرش در آرزوهای بینتیجه سپری شده است.
هوش مصنوعی: ما به خاطر حسادت و غم عمیق، دلمان را به آتش کشیدیم و از این حسادت، جانهای خود را فدای عشق و دوستی کردیم.
هوش مصنوعی: ما نه به قرب شمع رسیدیم و نه به وصال گل، به خاطر ارزش بلبل و پروانه در عشق سوختیم.
هوش مصنوعی: در حرم کعبه، صد چراغ روشن کردیم تا فقط یک چراغ در میخانه خاموش شود.
هوش مصنوعی: درد و رنج زیادی را تحمل کردهایم و به خاطر حسادت، مانند گل لاله که در آتش میسوزد، داغی سنگین بر دل داریم.
هوش مصنوعی: ما به دلیل حسادت، دل عاقلان را به آتش کشیدیم و از این زخمها، دل دیوانه هم به شدت میسوزد.
هوش مصنوعی: افراد خوب و شایسته هرگز به ما نزدیک نمیشوند و ما از اختلاط با مردم غریبه و ناآشنا رنج میبریم.
هوش مصنوعی: امشب که به یاد تو بودم و چشمانم به تصویر تو مناجات میکرد، شمع روشنایی که به یاد ماه بود، در خانه ما سوخت و خاموش شد.
هوش مصنوعی: تو به غیر از احساس گرم محبت چیزی نکردی و کارهای ما از دست رفت؛ ما هم به خاطر عشق دیگری، خانهامان را به آتش کشیدیم.
هوش مصنوعی: ما در مورد عشق هیچ وقت سخن نگفتیم و فقط به خاطر یک داستان خیالی، لحظهای زندگیمان را فرسودیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ما بهر ساقیان دل فرزانه سوختیم
مجموعه ی خیال بمیخانه سوختیم
آبی بر آتش دل ما هیچ کس نزد
چندانکه پیش محرم و بیگانه سوختیم
ما را کسی در انجمن خویش ره نداد
[...]
دردا که فاش در غم جانانه سوختیم
در داغ و درد محرم و بیگانه سوختیم
گو شمع برفروز به بزم طرب که ما
بیرون در ز غیرت پروانه سوختیم
با خون صد شهید مقابل نهاده اند
[...]
داغی ز عشق بر دل فرزانه سوختیم
قندیل کعبه را به صنمخانه سوختیم
هرگز صدای بال و پر ما نشد بلند
آهسته همچو شمع درین خانه سوختیم
چیدندگل ز شمع حریفان دور گرد
[...]
پیش از ظهور جلوهٔ جانانه سوختیم
آتش به سنگ بود که ما خانه سوختیم
لب ناچشیده از نفس آتشین خویش
چون داغ لاله، باده به پیمانه سوختیم
دل بوده است محفل شمع طراز ما
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.