لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
قدسی مشهدی

شکل گردابی به گرد خود ز مژگان می‌کشم

کم مباد اشکم، چرا منت ز طوفان می‌کشم؟

غنچه می‌چینم ز شاخ و بس که می‌آید بدش

از دل مرغ چمن گویی که پیکان می‌کشم

روز و شب سر در گریبانم ز غم، حق با من است

گر نفس چون صبح از چاک گریبان می‌کشم

می‌کنم پر خون ز کاوش، داغ‌های سینه را

بر سراپا باز نقش چشم گریان می‌کشم

طرفه شوخی گشته ساقی، از کفش جام شراب

می‌کشم، جز توبه‌ای آخر چه نقصان می‌کشم؟

گر کند غیرت مدد، از دست رشک مدعی

دست بر دل می‌نهم، یا پا به دامان می‌کشم

عاقبت قدسی چو تخم خاک می‌باید شدن

کافرم گر منت یک جو، ز خاقان می‌کشم

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
کلیم

سرور ازین میهمان پُرتَعَب یعنی که تب

چند روزی شد که تصدیع فراوان می‌کشم

آنچه از دست من آمد ز اشک سرخ و روی زرد

پیش او هر لحظه نعمت‌های الوان می‌کشم

تا نسوزد در دل من یادگار دوست را

[...]

صائب تبریزی

خاک صحرای جنون در چشم گریان می‌کشم

ناز سرو از گردباد این بیابان می‌کشم

دور باش حسن را با پاک چشمان کار نیست

از حجاب خویشتن در وصل هجران می‌کشم

نیست خون مرده لایق چنگل شهباز را

[...]

سلیم تهرانی

قطرهٔ خونابه‌ای تا سوی مژگان می‌کشم

از دل مجروح، پنداری که پیکان می‌کشم

دامن صحرا ز موج گریه‌ام شد لاله‌زار

رنگ می‌ریزم به هرسو، طرح طوفان می‌کشم

همچو مرغ بیضه شد بر من قفس پیراهنم

[...]

بیدل دهلوی

تیغ آهی بر صف اندوه امکان می‌کشم

خامهٔ یأسم خطی بر لوح سامان می‌کشم

نیست شمع من تماشا خلوت این انجمن

از ضعیفیها نگاهی تا به مژگان می‌کشم

ابجد اظهار هستی یک سحر رسوایی است

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه