گنجور

 
قدسی مشهدی
 

دزدم ز بس حدیث ترا از زبان خویش

دارم چو غنچه، مهر ابد بر دهان خویش

ز آمیزش صبا نبود غنچه را گریز

بلبل به شکوه چند گشاید زبان خویش؟

در گلشن آرمیده روم چون نسیم صبح

تا عندلیب رم نکند ز آشیان خویش

با آنکه آب دیده‌ام از آسمان گذشت

بختم نشست دیده ز خواب گران خویش

هرجا که رفته‌ام، پی خود رُفته‌ام چو باد

دزدیده‌ام ز دیده مردم نشان خویش

در منع خون دیده فشردم به دیده دست

انداختم به دست خود آتش به دهان خویش

نه برگ عیش ماند مرا، نه دماغ غم

آسوده شد دلم ز بهار و خزان خویش

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.