گنجور

 
قدسی مشهدی

ذوق غمت ز سینه محزون نمی‌رود

از دل هوای درد تو بیرون نمی‌رود

هرچند ناز دامن لیلی کشد، دلش

باور مکن که از پی مجنون نمی‌رود

زین چشم خون‌فشان که مرا هست، چرخ را

کشتی کدام روز که در خون نمی‌رود؟

بر دل شبی نمی‌گذرد کز غلوی ضعف

با ناله شبانه به گردون نمی‌رود

از دیده‌ام، کدام نفس،در فراق تو

آتش به جای آب به جیحون نمی‌رود؟

راه نفس ز خون دلم بسته می‌شود

گر یک نفس ز دیده مرا خون نمی‌رود

ای عاقلان فسانه مخوانید بر سرم

کز سر جنون عشق به افسون نمی‌رود

ای نور دیده زندگی‌ام بی تو مشکل است

آسان ز سینه مهر تو بیرون نمی‌رود

ناز و کرشمه تو به چشم غزال نیست

مجنون تو ز شهر به هامون نمی‌رود

باید رسد به گوش تو افغان من، چه باک

گر ناله‌ام ز ضعف به گردون نمی‌رود

قدسی کدام روز که از گریه، دیده‌ام

همچون حباب بر سر جیحون نمی‌رود

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
حکیم نزاری

هیچم غم تو از دل پر خون نمی‌رود

سودای لیلی از دل مجنون نمی‌رود

مهرت ز سینه تا نفسی خوش برآیدم

بسیار جَهْدْ کردم و بیرون نمی‌رود

افسانه‌ها که بر سر دل می‌کنم ولیک

[...]

کمال خجندی

از سر هوای وصل تو بیرون نمی‌رود

سودای لیلی از دل مجنون نمی‌رود

چشمم نظر به غیر جمالت نمی‌کند

باد نو از طبیعت موزون نمی‌رود

تا دورم از کنار تو یک لحظه نگذرد

[...]

اهلی شیرازی

از دیده رفت و از دل پر خون نمیرود

در دل چنان نشسته که بیرون نمیرود

پندم مده که گر همه عالم کنند سعی

سودای لیلی از دل مجنون نمیرود

از آتش فراق دل عالمی بسوخت

[...]

بابافغانی

یاد تو هیچم از دل پر خون نمی رود

وز دیده ام خیال تو بیرون نمی رود

نام وفا مبر که دلم از جفا پرست

این داغهای کهنه بافسون نمی رود

صد گونه گل ز منزل لیلی شکفت و ریخت

[...]

نظیری نیشابوری

هرگز به سیر گل دل محزون نمی‌رود

یار از خیال غم‌زده بیرون نمی‌رود

عشق از جهان بریدن و از جان گذشتن است

کار وفا ز پیش به افسون نمی‌رود

مردان به جا به عزم و توکل رسیده‌اند

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه