گنجور

شمارهٔ ۱۶۲

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

در جلوه‌گری چون تو کسی یاد ندارد

نادر بود آن شیوه که استاد ندارد

بی سعی تو گیراست خیال سر زلفت

این دام روان حاجت صیاد ندارد

هر عضو مرا طاقت صد داغ دگر هست

با غمزه بگو دست ز بیداد ندارد

دل گشته تسلی به همینم که محبت

شرط است که تا داردم، آزاد ندارد

از چشمه حیوان مطلب زندگی خضر

کاین فیض به جز خنجر جلاد ندارد

صد رخنه چو گل در دلم انداخته تیغش

کس بهتر ازین خانه آباد ندارد

دیوار غم از گریه کی از پای درآید

کاشانه صبرست که بنیاد ندارد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام