گنجور

شمارهٔ ۸۶

 
غبار همدانی
غبار همدانی » غزلیات
 

ای لعل لبت کوثر و رویت چو بهشتی

از نار محبت تو گِلَم را بسرشتی

گر کفر دو زلفت نبود رهزن ایمان

شیطان صفتش در ره رضوان چه بهشتی

از عشق تو آوَخ که ندانم به سر من

منشی قضایای الهی چه نوشتی

تا پا به ره گنج وصالت بنهادم

هر شب سر همّت بنهم برسر خشتی

عشقت ابدالدّهر از آن مذهب ما شد

کش روز ازل با گل ما حق بسرشتی

ای یار جفا جو بوفا کوش که از ما

ماند به جهان گذرا نیکی و زشتی

عاشق اگرت ره به حرم نیست مخور غم

معشوق تو با تست برو ور به کنشتی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان