گنجور

شمارهٔ ۳۶

 
غبار همدانی
غبار همدانی » غزلیات
 

نگار من ز شبستان بدر نمیآید

زمان گل مگر آخر بسر نمیآید

بهار میگذرد ساقیا تعلل چیست

مگر خزان دو سه روز دگر نمیآید

چه شد که لاف کلیمی نمیزند بلبل

ز شاخ گل مگر آتش بدر نمیآید

گذشت عمر عزیزی که بود دولت وصل

ولی زمان جدایی به سر نمیآید

همیشه بود هم آواز من چه شد امشب

به گوش نالۀ مرغ سحر نمیآید

کشم ز صومعه دیگر بسوی میکده رخت

که بوی خیر ازین بام و در نمیآید

کسی ز منزل جانان خبر بما نرساند

که هر که میرود از وی خبر نمیآید

اگرچه نخل مرادست سرو قامت دوست

دریغ و درد که هرگز به َبر نمیآید

غمین مباش غبارا که عیب بی هنران

به چشم مردم صاحب نظر نمیآید



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور رومیزی