گنجور

 
غالب دهلوی
 

در گرد ناله وادی دل رزمگاه کیست؟

خونی که می دود به شرایین، سپاه کیست؟

حسن تو در حجاب ز شرم گناه کیست؟

جا بر کرشمه تنگ ز جوش نگاه کیست؟

مست ست و رخ گشاده به گلزار می رود

خون در دل بهار ز تأثیر آه کیست؟

ما با تو آشنا و تو بیگانه ای ز ما

آخر تو و خدا، که جهانی گواه کیست؟

مو برنتابد این همه پیچ و خم و شکن

زلف تو روزنامه بخت سیاه کیست؟

زین سان که سر به سر گل و ریحان و سنبل ست

طرف چمن نمونه طرف کلاه کیست؟

رشک آیدم به روشنی دیده های خلق

دانسته ام که از اثر گرد راه کیست

با من به خواب ناز و من از رشک بدگمان

تا عرصه خیال عدو جلوه گاه کیست؟

بیخود به وقت ذبح تپیدن گناه من

دانسته دشنه تیز نکردن گناه کیست؟

غالب حساب زندگی از سر گرفته است

جانا به من بگو که غمت عمرکاه کیست؟