نمود در دلم از آتش درون شرری
نهال عاشقیم داد عاقبت ثمری
عذاب می کشم از نالهای دل آن به
رهم ز درد سر آن را دهم بسیمری
فکند بر سر من سایه موی ژولیده
گشاد طایر سودای عشق بال و پری
بتی بجان من آتش زد و نکرد وفا
گلی نمود چو گلبن ولی نداد بری
خدنگ آه بلاکش ز سنگ می گذرد
چرا ز ناله زارم نمی کنی حذری
ز چاک سینه ازین رهگذر شوم خوش حال
که سوی دل غم عشق تو یافت رهگذری
مرا ز شوق نگاه تو گشت حال خراب
چرا بحال خرابم نمی کنی نظری
ز باغ عشق فضولی گل مراد نچید
نکرد ناله او در دل بتان اثری
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از آتش درون خود و عشق عمیقش سخن میگوید. او از عذابها و دردهایی که ناشی از عشق است، شکایت میکند و به ناامیدی خود از طرف معشوق اشاره میکند. معشوقی که ظاهری زیبا دارد اما به او وفا نکرده و شاعر گمان میکند که احساساتش بیمورد بودهاند. او از حال خراب خود و شوق دیدار معشوق مینالد و آرزو میکند که نگاه معشوق نجاتش دهد. در نهایت، شاعر به ناکامیاش در عشق و عدم تأثیر نالههایش بر معشوق اشاره میکند و از بیتوجهی او به دردهایش گلهمند است.
هوش مصنوعی: در دل من شعلهای از عشق میسوزد که در نتیجهاش، عشق من به بار نشسته و ثمرهای به وجود آورده است.
هوش مصنوعی: از نالههای دل عذاب میکشم و به خاطر دردش کلافهام، اما به خاطر آنچه بر من گذشته، تصمیم میگیرم که همه چیز را فراموش کنم.
هوش مصنوعی: موهای ژولیده مانند سایهای بر سرم افتاده و پرندهای که نماد عشق است، با بال و پر خود در دلم نشسته است.
هوش مصنوعی: یکی از معشوقهها به دل و جان من آتش زد و در عوض وفایی نکرد. او مانند گلی زیبا و دلربا بود، اما هیچگونه عطری برای من نداشت.
هوش مصنوعی: چرا تیر سنگین غم از دل من میگذرد و تو حتی از نالههای اندوهآور من هم بیخبر هستی؟
هوش مصنوعی: من از درد دل و شکاف سینهام خوشحالم که به سوی عشق تو، راهی را پیدا کردهام.
هوش مصنوعی: چرا با نگاه پرشور تو حال من خراب شده است؟ چرا حال خرابم را نمیبینی و به من توجه نمیکنی؟
هوش مصنوعی: به باغ عشق، فضولی نتوانست گل مطلوبش را بچیند و نالهاش در دل معشوقان تأثیری نگذاشت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ایا شکسته سر زلف ترک کاشغری
شکنج تو علم پرنیان شوشتری
بزیر دامنت اندر بنفشه بینم و تو
بنفشه را سپری یا بنفشه را سپری
چنان مسیر اگر پیش او سپر شده ای
[...]
ایا همیشه به نوروز سوی هر شجری
تو ناپدید و پدید از تو بر شجر اثری
توی که جز تو نپنداشت با بصارت خویش
عفیفه مریم مر پور خویش را پدری
به تو نداد کسی مال و متهم تو بوی
[...]
پریرخی که ز شرمش نهان شدست پری
پری مثال نهان گشت و شد ز مهر بری
عیان بدیده گر او را نبینی آن نه عجب
که گر پریست چنین آمدست رسم پری
گر آبگینه پری را ببیندی بدرست
[...]
بخد و قد تو ای شهره ترک کاشغری
خجل شدند گل سرخ سرو غاتفری
ستاره بارم هر شب ز دیده تا بسحر
چو یادم آید از آن سی ستاره سحری
بدخل شوشتر ارزد سه بوسه از لب تو
[...]
اگر به داد بود نام شاه دادگری
وگر به تاج بود فخر شاه تاجوری
چو روز بزم بود آفتابِ با قدحی
چو روز رزم شود آسمان با کمری
فلک نیی و به قدر بلند چون فلکی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.