درین محنت سرا آن به که عاقل خانه کم گیرد
و گر خواهد که گیرد خانه در کوی عدم گیرد
نمی ارزد بغم سلطانی عالم خوش آن رندی
که یاد از حشمت جمشید نآرد جام جم گیرد
ملک را آسمان پروانه شمع بلا خواند
مرا هرگه که آه آتشین بر سر علم گیرد
به تنگم از وجود خویشتن در گرد لب خطر
مده رخصت که بر من پیش ازین راه عدم گیرد
مزن ای بی وفا سنگ ستم بر سر مرا چندان
که دیواری برآید گرد من راه ستم گیرد
کشم بر پرده های چشم تر نقش دهانش را
که گیرد نقش خاتم خوبتر کاغذ چو نم گیرد
فضولی را مگر سر رشته دولت بدست آید
که یابد کام دل و آن گیسوان خم به خم گیرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به دشواریها و مشکلات زندگی اشاره میکند و میگوید که بهتر است انسان عاقل کم توقع باشد و از زندگی در دنیای فانی درس بیاموزد. او به یاد سلطنت جمشید و جام جم میافتد و میگوید که درد و رنج سلطنت، ارزش نداشته و بهتر است به جای آن به رندی و خوشی بپردازد. شاعر به عشق و رنجهای ناشی از آن نیز اشاره میکند و از بی وفایی و ستم صحبت میکند، و از طرفی نگران است که مبادا به راه نابودی و عدم کشیده شود. او در نهایت به اهمیت عشق و زیبایی میپردازد و میخواهد که زیباییها در زندگیاش نمایان شوند.
هوش مصنوعی: در این دنیا که پر از مشکلات و رنج است، بهتر است که فرد عاقل کمتر وابسته به دنیا شود. اگر هم بخواهد که خانهای داشته باشد، بهتر است آن را در جایی بسازد که نه در این دنیا، بلکه در عالمی دیگر باشد که از رنجها و سختیهای اینجا آزاد است.
هوش مصنوعی: غم و اندوه سلطنت در جهان ارزش ندارد؛ بهتر است کسی که مانند یک رند زندگی میکند، از سلطنت و شکوه جمشید فراموشی نکند و به یاد جام جم بیفتد.
هوش مصنوعی: آسمان در شبهای سخت و پر از درد، بارها مرا صدا کرده و به من یادآوری کرده که وقتی غم و آتش در وجودم شعلهور میشود، باید از علم و دانش خود بهره ببرم.
هوش مصنوعی: من از وجود خودم در تنگنا هستم، پس مرا به شرایط خطر نرسان که قبل از این ممکن است به سمت نابودی حرکت کنم.
هوش مصنوعی: ای بی وفا، چرا اینقدر بر من سختی میکنی و ضربه میزنی؟ تا جایی که دیواری به دور من ساخته شود و راه ظلم و ستم بر من آغاز گردد.
هوش مصنوعی: این بیت به تصویر کشیدن زیبایی و تاثیر چهره معشوق اشاره دارد. شاعر از بینایی خود برای به تصویر کشیدن نقش لبها و زیباییهای معشوق استفاده میکند. او در عشق و زیبایی معشوق غرق میشود و میخواهد که این تصویر در ذهنش حک شود. همچنین، اشاره به این دارد که زیبایی معشوق از هر چیز دیگری زیباتر است و بر دل و جان اثر میگذارد، مانند نقشی که بر کاغذ بیفتد.
هوش مصنوعی: تنها در صورتی که کسی بتواند به سر رشته قدرت دست یابد، میتواند به آرزوهایش برسد و آن گیسوان زیبا را به دست آورد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بسند است آنکه زلف بناگوشت علم گیرد
مفرما عارض چون سیم را کز خط حشم گیرد
چو سبزه خویش را خط تو خواند جای آن دارد
که گل از خنده بر خاک افتد و غنچه شکم گیرد
پس از ماهیت می بینم، مه من کج مکن ابرو
[...]
خوش آن رندی که از دوران دلش چون زنگ غم گیرد
سفال میکده بر کف به جای جام جم گیرد
چو ساقی از پی ساغر گزک هم لب بلب بخشد
من دیوانه میخواهم که ساغر دم به دم گیرد
شود چون عاشق و می نوشد از من خوارتر بینی
[...]
معلم چون به تعلیم خط از دستش قلم گیرد
خط او بیند و تعلیم از آن مشگین رقم گیرد
ستم گویند هر کس از معلم یاد می گیرد
معلم آید و زان شوخ تعلیم ستم گیرد
چنین افسانه ی خوش که دل گفت از دهان او
[...]
چو مشاطه بدست آن چین زلف خم بخم گیرد
بچین از رشک دستش نافه را درد شکم گیرد
بیاد بوی زلفش جان من تا کی ز تن شبها
برون آید سر راه نسیم صبحدم گیرد
قلم گیرد روان از بیم خجلت دست صورتگر
[...]
برهمن کی ره اسلام از بیم و ستم گیرد
بهل تا سوی دیر آید، اجازت از صنم گیرد
طواف کعبه کردم با دل پر آتش و ترسم
که ناگه شعله در بال مرغان حرم گیرد
اگر آزاد گردد دل ز سوز آتش دوزخ
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.