خوش آن رندی که از دوران دلش چون زنگ غم گیرد
سفال میکده بر کف به جای جام جم گیرد
چو ساقی از پی ساغر گزک هم لب بلب بخشد
من دیوانه میخواهم که ساغر دم به دم گیرد
شود چون عاشق و می نوشد از من خوارتر بینی
کسی کو در حریم زهد خود را محترم گیرد
چو دارم سیم و زر مجموع حق میفروش است آن
و گر آن صرف شد باید گرو را خرقه هم گیرد
نباشد در عجم واندر عرب چون ماه من شاهی
که چون ماه عرب طالع شود ملک عجم گیرد
بدان ماند که یوسف را به سیم قلب سازد بیع
کسی کاو گوهر معنی دهد و آنگه درم گیرد
چو فانی هر که خواهد دولت باقی مگر آنکس
وجود خویش کرده مرتفع راه عدم گیرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره لذت بردن از زندگی و دوری از غم و غصه است. شاعر به رندی اشاره میکند که به جای غم، از شراب و خوشیهای دنیا لذت میبرد. او از ساقی میخواهد که همچنان شراب به او بدهد و میگوید کسانی که در زهد و خودپسندی خود را محترم میدارند، در واقع کمتر از او هستند. همچنین، شاعر به ارزشها و ثروتهای دنیوی اشاره میکند و میگوید که اگر کسی ثروتی دارد، باید آن را در راه حق خرج کند. در نهایت، او بر این باور است که کسی میتواند به راحتی به خوشبختی نائل آید که از دنیا و خودگذشتگی فاصله بگیرد.
هوش مصنوعی: شخص خوشبختی که از سختیها و غمهای زندگی به سادگی عبور کند و در زمانی که دلش شاد است، با دستانش ظرف میکده را بگیرد و به جای جام جمشید، از زندگی لذت ببرد.
هوش مصنوعی: وقتی که ساقی برایم از جام شراب میریزد، میخواهم که او مدام به من شراب بدهد و من دیوانهوار تنها به دنبال آن لحظهی دلانگیز هستم.
هوش مصنوعی: وقتی که انسان عاشق میشود، ممکن است به قدری جذب عشق گردد که به خود و دیگران اجازه دهد تا او را حقیر بشمارند. در مقابل، افرادی که خود را در چارچوب زهد و ریا نگاه میدارند، هیچگاه احساس واقعی عشق را تجربه نخواهند کرد.
هوش مصنوعی: وقتی که مال و ثروت را دارم، نباید آن را به حق بفروشم، و اگر آن مال تمام شد، باید به خاطر بدهیهایم، حتی لباس مقدس را نیز از من بگیرند.
هوش مصنوعی: هیچکس در سرزمین عجم یا در میان عربها به زیبایی و شان من نمیرسد، چرا که وقتی ماه عرب ظاهر میشود، تاج و تخت عجم تحت تاثیر آن قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: بدان که یوسف (نماد زیبایی و دلربایی) میتواند با جذابیت و زیبایی خود قلب را تسخیر کند، اما تنها کسی میتواند به او بهای واقعی را بپردازد که معنای عمیق عشق و زیبایی را درک کند و سپس از این درک بهرهبرداری کند.
هوش مصنوعی: هر کس که به دنبال خوشبختی همیشگی است، باید خود را از دنیای گذرا رها کند و به الوهیت و حقیقتی بالاتر برسد. تنها کسانی که از خود و دنیای فانی فاصله میگیرند، میتوانند به جاودانگی دست یابند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بسند است آنکه زلف بناگوشت علم گیرد
مفرما عارض چون سیم را کز خط حشم گیرد
چو سبزه خویش را خط تو خواند جای آن دارد
که گل از خنده بر خاک افتد و غنچه شکم گیرد
پس از ماهیت می بینم، مه من کج مکن ابرو
[...]
معلم چون به تعلیم خط از دستش قلم گیرد
خط او بیند و تعلیم از آن مشگین رقم گیرد
ستم گویند هر کس از معلم یاد می گیرد
معلم آید و زان شوخ تعلیم ستم گیرد
چنین افسانه ی خوش که دل گفت از دهان او
[...]
چو مشاطه بدست آن چین زلف خم بخم گیرد
بچین از رشک دستش نافه را درد شکم گیرد
بیاد بوی زلفش جان من تا کی ز تن شبها
برون آید سر راه نسیم صبحدم گیرد
قلم گیرد روان از بیم خجلت دست صورتگر
[...]
برهمن کی ره اسلام از بیم و ستم گیرد
بهل تا سوی دیر آید، اجازت از صنم گیرد
طواف کعبه کردم با دل پر آتش و ترسم
که ناگه شعله در بال مرغان حرم گیرد
اگر آزاد گردد دل ز سوز آتش دوزخ
[...]
مبادا کام جان از عیش، تا کام از الم گیرد
فسون عافیت بر دل مخوان، تا خو به غم گیرد
برون آ نیمشب از خانه، تا عالم شود روشن
کسی تا کی سراغ آفتاب از صبحدم گیرد؟
جفا خواهد که از طبع تو آیین جفا جوید
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.