هست ما را زندگی از جوهر شمشیر دوست
روح ما گر هست جوهر جوهر شمشیر اوست
عالمی دارم که مستغنیست از مهر فلک
روز و شب روشن ز مهر گلرخان ماه روست
گرچه ما را کشت تیر او ز بدحالی رهاند
از نکویان در حقیقت هر چه می آید نکوست
قطع شد آب حیات از باغ عمر ما هنوز
میوه مقصود پنهان در نهال آرزوست
بیش و کم تأثیر یک فیضیست در بزم وجود
گر تفاوت در قدح باشد شراب از یک سبوست
گر تجرد هم گزیند نیست بی شر نفس بد
زهر کی زائل شود از مار گر افکند پوست
منزل جانان فضولی کس نمی داند کجاست
هر که می بینم ز سر کردست پا در جست و جوست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به موضوع عشق و وجود انسانی میپردازد. شاعر اشاره دارد که زندگی ما به جوهر عشق و دوستی وابسته است و روح ما از عشق معشوق شکل میگیرد. او جهانی دارد که از محبت آسمان بینیاز است و نور آن از چهره معشوق میتابد. اگرچه تیر عشق ممکن است دردناک باشد، اما در حقیقت فقط نیکیها از آن ناشی میشود. همچنین، شاعر به این نکته اشاره میکند که زندگی ما به آب حیات وابسته است و آرزوهای ما میوههای پنهان در نهال عمر هستند. او به تفاوتها در زندگی اشاره میکند و بیان میدارد که همهی خوبیها در نهایت یکی هستند. در حقیقت، جستجوی منزل محبوب در دنیای ما ناشناخته باقی مانده است و هر کس در پی کشف آن است.
هوش مصنوعی: زندگی ما به خاطر دوستی و عشق به اوست؛ اگر روح ما وجود دارد، به خاطر این است که او حیاتبخش ماست.
هوش مصنوعی: من شخصی را میشناسم که به عشق و محبت آسمان وابسته نیست و روز و شب او تنها به خاطر زیبایی چهرههای معشوقهاش روشن و پرنور است.
هوش مصنوعی: هرچند که تیر عشق او ما را به زحمت انداخت و دردمند کرد، اما این درد و رنج ما را از دست انسانهای خوب نجات داد. در واقع، هر چیزی که به ما میرسد در اصل خوب و نیکوست.
هوش مصنوعی: آب حیات و زندگی در باغ عمر ما به پایان رسیده، اما هنوز نتیجه و میوهی مورد نظر ما در درخت آرزوهایمان پنهان است.
هوش مصنوعی: تأثیر و تأثّر انسانها در زندگی به منبعی از فیض و رحمت بستگی دارد، و اگرچه ممکن است در ظواهر زندگی تفاوتهایی وجود داشته باشد، اما در اصل و منبع این نعمتها همه از یک جاست و همه به یک حقیقت متصلاند.
هوش مصنوعی: اگر فردی به دوری از دنیای مادی گرایش پیدا کند و به تجرد روی آورد، باز هم نمیتواند از شر نفس که مانند زهر است، رهایی یابد. همانطور که زهر مار با ریختن پوست او از بین نمیرود، نفس سرکش نیز به راحتی از بین نخواهد رفت.
هوش مصنوعی: کسی نمیداند که منزل محبوب کجاست. هر کسی را که میبینم، به دنبال آن محبوب است و تلاش میکند او را پیدا کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
با خردمندی و خوبی پارسا و نیکخوست
صورتی هرگز ندیدم کاین همه معنی در اوست
گر خیال یاری اندیشند باری چون تو یار
یا هوای دوستی ورزند باری چون تو دوست
خاک پایش بوسه خواهم داد آبم گو ببر
[...]
من به قول دشمنان هرگز نگیرم ترک دوست
کز نکورویان اگر بد در وجود آید نکوست
گر عرب را گفتگوئی هست با ما در میان
حال لیلی گو که مجنون همچنان در جستجوست
چون عروس بوستان از چهره بگشاید نقاب
[...]
مشک ریزان میجهد، باد صبا از کوی دوست
شاخهای گویی ربودست، از خم گیسوی دوست
دوست میدارم نسیم صبح، راکو، در هوا
تا نفس میآیدش، جان میدهد بر بوی دوست
دوست را هر دو جهان، گرچه هوا دارند و من
[...]
حلقه بر در میزند هر دم خیال روی دوست
گوش دار این حلقه را ای دل گرت سودای اوست
صبحگاهی می گرفتم عقد گیسویش به خواب
زان زمان دست خیالم تا به اکنون مشگ بوست
دل که چون گویست در میدان عشق آشفته حال
[...]
پیش آن سرو روان آب رخ من آب جوست
آب خورد سرو ما گویی مگر از آب روست
قاصد خونست ما را آنکه میگوئیم یار
دشمن جانست ما را آنکه میداریم دوست
از ضعیفی تار موئی شد وجودم، این عجب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.