گنجور

شمارهٔ ۱۴۶

 
فیض کاشانی
فیض کاشانی » شوق مهدی » غزلیات
 

ای که حرمانی ما را تو روا می‏داری

مخلصان را ز بر خویش جدا می‏داری

آن جفاها که فراق تو به ما کرد و کند

ما تحمل نکنیم ار تو روا می‏داری

من در این شکوه که آمد خبری از بر او

کای فلانی گله از حضرت ما می‏داری؟!

تو به تقصیر خود افتادی از این در محروم

از چه می‏نالی و فریاد چرا می‏داری

ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه تست

عرض خود می‏بری و زحمت ما می‏داری

خویش را قابل خدمت کن و آنگه بطلب

مستحق ناشده امید عطا می‏داری

فیض بگذر به بیابان هوس تا برسی

به امیدی که در این ره به خدا می‏داری



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.