غم زخوی خویش داردخاطر غمناک ما
نم زجوی خویش دارد دیده نمناک ما
ناله اش از جور خویشست ایندل پر آرزو
زخمش از دستخودست این سینهٔ صد چاک ما
بر روان ما زخاک ما بسی بیداد رفت
داد میخواهد زخاک ما روان پاک ما
باک جان ما زخاک ما و باک دل زخود
نیست ما را هیچ باک از دلبر بی باک ما
خار و خاشاک تن ما سدّ راه جان ماست
عشق کوکاتش زند در خار و در خاشاک ما
خاک میروید گل و نسرین و نرگس در چمن
خاک ما خاری نروید خاک بر سر خاک ما
تاک رز بخشد می و تاک تن ما بی ثمر
دود آهی نیست هم کاتش فتد در تاک ما
اینجهان و آنجهان بااینهمه تشویش هست
بهر جاندادن درون خود گریبان چاک ما
هر که قدر جان پاک ما شناسد چون ملک
سجده دارد جسم ما را بهر جان پاک ما
کرد تعظیم تن ما بهر جان ما ملک
زانکه بوی حق شنید از جان ما در خاک ما
از حریم قدس جانرا گرچه تن افکند دور
عنقریب از لوث تن رسته است جان پاک ما
عاقبت تن میشود قربان جان خوش باش فیض
میبرد سیلاب قهر جان بدر یا خاک ما
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به غم و دردهای انسانی اشاره دارد و به نوعی از دوگانگی بین جسم و روح صحبت میکند. شاعر به غم ناشی از مصائب زندگی و آلام دل میپردازد و از زخمها و مشکلاتی که بر سر راه انسان قرار دارد، سخن میگوید. او به تمایز میان جسم فانی و جان ابدی اشاره میکند و بیان میکند که جان انسان فراتر از گرفتاریهای دنیوی است. همچنین، شاعر بر اهمیت روح و پاکی آن بهعنوان جواهر حقیقی وجود انسان تأکید دارد و میگوید که در نهایت، روح بر جسم غالب خواهد شد. مضمون کلی شعر بر تاریکیها و تلخیهای زندگی و امید به رهایی و پیوند با حقیقت استوار است.
هوش مصنوعی: غم و اندوه دل ما به خاطر درد و غم خودمان است، مانند آبی که در جوی خود میریزد، اشکهای ما نیز نشانهی این اندوه است.
هوش مصنوعی: ناله او به خاطر ظلم و ستم خودش است، و دل پرآرزو دارد. زخم این سینهٔ پارهپاره از دستان خود اوست.
هوش مصنوعی: از خاک ما ظلم و ستم بسیاری رفته است، اکنون روح ما نیاز به عدالت دارد تا از خاک ما را پاک کند.
هوش مصنوعی: نگران جان ما از خاک نیستیم و دل ما نیز از خودمان آزرده نمیشود. ما هیچ نگرانی از دلبر بیپروا نداریم.
هوش مصنوعی: زندگی ما با مشکلات و موانع زیادی مانند خار و خاشاک پر شده است که باعث میشود روح و جان ما نتوانند به راحتی حرکت کنند. اما عشق میتواند با قدرت خود، این موانع را از سر راهمان بردارد و به ما کمک کند تا از بستر سختیها عبور کنیم.
هوش مصنوعی: در زمین ما، گلها و گیاهان زیبا همچون گلهای میروید، اما در این خاک، هیچ چیز بیارزش و زشت مانند خار رشد نمیکند. خاک ما پر از زیبایی و صفاست و چیزهای ناپسند در آن جایی ندارند.
هوش مصنوعی: اگر درخت انگور میوه دهد و خوشههایش پر بشود، زندگی ما هم مثمر خواهد بود. اما اگر ما بیثمر باشیم، هیچ دودی از آه و ناله ما برنخواهد خاست و آتش حسرتمان هم در دل این درخت نمیافتد.
هوش مصنوعی: این دنیا و آن دنیا با تمام نگرانیها و آشفتگیها، برای هر جانداری به دنبال یک راه برای شناخت و فهم درون خود و رفع مشکلهایش است.
هوش مصنوعی: هر کسی که ارزش روح پاک ما را بداند، مانند فرشتهای که در برابر خدا سجده میکند، به جسم ما نیز احترام میگذارد به خاطر همین روح پاک.
هوش مصنوعی: به خاطر جان ما، جسد ما احترام میگذارد، زیرا که این جسد از روح الهی بویی گرفته است.
هوش مصنوعی: اگرچه بدن ما در دنیای مادی قرار دارد و از حریم مقدس روح دور شده، اما به زودی روح پاک ما از آلودگیهای جسم رهایی خواهد یافت.
هوش مصنوعی: در نهایت، بدن انسان به خاک تبدیل میشود و جان او باید با دلخوشی زندگی کند. در این راه، از نعمتهای زندگی لذت میبرد و ممکن است که در این مسیر، قهری یا دردهایی نیز به سراغش بیاید، اما در نهایت به خاک بر میگردد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای صفات کبریایت برتر از ادراک ما
قاصر از کنه کمالت فکرت و ادراک ما
ما چو خاشاکیم در دریای هستی روی پوش
موج وحدت کی بساحل افکند خاشاک ما
ما به جولانگاه وحدت غیر شه را ننگریم
[...]
پیش از آن کین گرد هستی سر زند از خاک ما
با رخ خوبت نظر میباخت چشم پاک ما
دیگران از داغت ای گل همچو سرو آزادهاند
برق رخسارت نسوزد جز خس و خاشاک ما
آتش سوزندهای ای شمع و ما پروانهایم
[...]
نم نماند از تاب خورشید رخت در خاک ما
چون نگرید چون بگرید دیده نمناک ما
تا ز سوز سینه ما گشت پیکان تو آب
شست گرد غیر را از صفحه ادراک ما
عاشقی باید چو بت از سنگ و بی باک از جفا
[...]
آهوان را در کمند آورد چشم پاک ما
شد چو مجنون دیده ما حلقه فتراک ما
همت آه رسای ما بلند افتاده است
از زبردستی به ساق عرش پیچد تاک ما
چون صدف از سینه صافی قطره را گوهر کنیم
[...]
دور چشم بد زسوز سینه غمناک ما
بعد مردن گل کند یا رب سپند از خاک ما
بوی گل را در طلسم گلستان پیچیده ایم
راز او را در قفس دارد دل صد چاک ما
بارها از یاد جولان سمندی سوختیم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.