کس چه داند آنچه من ز آن شوخ رعنا میکشم
مینمایم قطرهای در جام و دریا میکشم
طاقتم لبریز شد آهی ز دل سر میدهم
پرده از رخسار یک عالم تمنّا میکشم
در محبّت انتقام جمله اعضا بر دلست
ریشهٔ دل میکنم گر خاری از پا میکشم
کردهام عزم سفر وز بیم تنهایی کنون
مدّتی شد انتظار راه عنقا میکشم
تاب دیدارش ندارد دیدهٔ بیتاب من
سرمهٔ حیرانییی در چشم بینا میکشم
گر به صد تکلیف بگشایم نظر بر سرو باغ
میل حسرت بیتو در چشم تماشا میکشم
اخترم همسایهٔ عیسیِ مریم گو مباش
من ترا دارم چرا ناز مسیحا میکشم!
عشق چون میباخت چشم کامجوی مصر گفت
انتقام پیر کنعان از زلیخا میکشم
من کجا و آه پیدرپی کجا کز ضعف دل
ناله را با صد کمند از سینه بالا میکشم
بیم هجران برد از کام دلم ذوق وصال
میکشد امشب خماری را که فرا میکشم
با چنین بیقوّتی فیّاض عمری شد که من
بارهای خلق بر دوش مدار میکشم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق عشق و سرگشتگی شاعر است. او از شوق و حسرتی که در آغوش محبوب دارد صحبت میکند و به این اشاره دارد که در یاد محبوب گم شده و از فراموشی میترسد. شاعر با بیخود شدن از عشق و شوری که در دل دارد، بیان میکند که هیچکس نمیتواند حس و حال او را درک کند. با ذکر نازکیهای چشم محبوب، او به این نکته اشاره دارد که هر کلمه و نگاه محبوبش برایش اهمیت زیادی دارد. در نهایت، شاعر از لذت و تاثیر عمیق لحظات عاشقانهاش سخن میگوید و میگوید که او هنوز تحت تاثیر نخستین بادهای است که از نگاه محبوبش نوشیده است.
هوش مصنوعی: هیچکس نمیداند چه عذابی به خاطر آن دختر زیبا و بازیگوش تحمل میکنم. من فقط یک قطره از آنچه را که در دل دارم نشان میدهم، اما در واقع درونم مانند دریا طوفانی از احساسات وجود دارد.
هوش مصنوعی: حس طاقتفرسایی کردم و از دل، آهی بلند میکشم. پردهها را کنار میزنم و آرزوهای خود را به نمایش میگذارم.
هوش مصنوعی: در عشق، تمام وجود انسان تحت تأثیر احساسات قرار میگیرد و در شرایطی که دلی درد میکشد، شخص حتی اگر برای خود زحمتی بکشد، باز هم در پی رسیدن به آرامش و زدودن درد است.
هوش مصنوعی: من تصمیم به سفر گرفتهام و به خاطر نگرانی از تنهایی، مدتی است که در انتظار نشانهای از راهیابی به دنیای ناشناخته هستم.
هوش مصنوعی: چشم بیصبر و شتاب من تحمل دیدن او را ندارد، به همین خاطر در چشمهای بینا و هوشیارم نشانهای از حیرت و شگفتی میگذارم.
هوش مصنوعی: اگر بخواهم به هر قیمتی چشمنواز این باغ را تماشا کنم، حسرت دیدن تو همیشه در دلم است.
هوش مصنوعی: همسایهٔ من عیسیِ مریم است، پس چرا باید به تو علاقهمند باشم؟ من خودم عاشق دارم و میکشم برای محبت او!
هوش مصنوعی: عشق مانند شرابی که به دل مینشیند، چشمان معشوقه را به یاد میآورد و میگوید که من انتقام پیر زلیخا را از او میگیرم.
هوش مصنوعی: من کجا و این نالههای پی در پی کجا؟ با ضعف قلب، صدایم را مانند کمند از عمق سینهام بیرون میکشم.
هوش مصنوعی: نگرانی از جدایی، لذت دیدار را از دل من برده است. امشب، حالتی از نشئگی را که به خاطر خماری کشیدهام، بیشتر احساس میکنم.
هوش مصنوعی: با این حال ضعیف و ناتوانی، عمری را سپری کردهام که بارهای سنگین دگران را بر دوش میکشم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.