گنجور

 
فیاض لاهیجی

چند بر سنگم زنی من شیشهٔ جان نیستم

چند پامالم کنی خون شهیدان نیستم

ای مسلمانان مسلمانی اگر اینست و بس

من یهودم، کافرم، گبرم مسلمان نیستم

دست بی‌طالع کجا و گوشهٔ دامان دوست

خاک هم گردیدم و در خورد دامان نیستم

شکر این طالع نمی‌دانم چه سان گویم که من

پای تا سر دردم و ممنون درمان نیستم

می‌رسانم ناله را گاهی به گوش بلبلان

آن‌قدر فیّاض هم دور از گلستان نیستم

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
غزل شمارهٔ ۵۲۳ به خوانش شهریار شاهین‌دژی
می‌خواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
فعال یا غیرفعال‌سازی قفل متن روی خوانش من بخوانم
حکیم نزاری

دردمندم وز وصالِ یار درمان نیستم

هیچ دردی صعب تر از دردِ هجران نیستم

گرچه می داند که بر جانم ز هجرِ یار چیست

آن چنان زارم که گویی در بدن جان نیستم

رسمِ قربانی ست اندر کیشم اسماعیل وار

[...]

نظیری نیشابوری

مشنو استغفار من کز اهل ایمان نیستم

خرقه از مصحف اگر سازم مسلمان نیستم

معنی اخلاص می‌خواهند و حسن اعتقاد

چون نشینم با نکوکاران کز ایشان نیستم

در چمن معذور داریدم اگر گردم ملول

[...]

صائب تبریزی

شهری عشقم چو مجنون در بیابان نیستم

اخگر دل زنده ام محتاج دامان نیستم

دست خود چون خوشه پیش ابر می سازم دراز

خوشه چین کشت این خرمن گدایان نیستم

قطره خود را ز کاوش می کنم بحر گهر

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از صائب تبریزی
سحاب اصفهانی

بر سر نازش در آن کو با رقیبان نیستم

در ره عشق این مخواه از من که من آن نیستم

زین خوشم کز بس که با من در خیال دشمنی است

هر کجا هستم ز چشم دوست پنهان نیستم

در بهای بوسه ی جان بخش جان خواهی ز من

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه