گریه خونگرمست ز آن با دیده محرم ساختم
داغ دلچسب است ز آنش محرم غم ساختم
پنبه بر داغ دلم گردد نمک از بخت شور
ساده لوحی بین که عمری صرف مرهم ساختم
ابر را در گریه افکندم چو طفل خردسال
بسکه او را پیش چشم خویش ملزم ساختم
محرمی بایست تا دردی ز دل بیرون کند
لاجرم دانسته با اشک دمادم ساختم
سازگاری کرد غم فیّاض با من سالها
دور بود از مردمی، من نیز با غم ساختم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عواطف و تجربیات عاشقانه خود میپردازد. او از افتادگی و وابستگی به معشوق صحبت میکند و بر این نکته تأکید میکند که چقدر دلباخته و وفادار به آن عشق بوده است. شاعر با استفاده از تصاویری مانند غنچه و اشک، از درد و شادی ناشی از عشق میگوید. به بیان دیگر، او نسبت به رفتار معشوقش ابراز نگرانی میکند و از دردهای عاشقانهاش سخن میگوید؛ بهویژه اینکه در معرض امتحان و آزمایش عشق قرار گرفته است. در نهایت، او اهمیت تقدیر و سرنوشت را در زندگی خود میداند و به عشقهای ناپایدار نیز اشاره میکند.
هوش مصنوعی: گریه، به نوعی گرمایی و احساس عمیق دارد و من آن را با چشمان خودم درک کردهام. درد و غم برایم همچون یک راز دلپذیر و آشناست که به آن عادت کردهام.
هوش مصنوعی: پنبه بر روی درد دلم میکشد و نمک میزند به زخمهایم. وای بر بخت بد من که با سادگی، عمری را صرف درست کردن دارو برای خودم کردهام.
هوش مصنوعی: ابر را در حالتی گریان تصور کردم، مانند یک کودک کوچک که به خاطر محدودیتهایی که به او میگذارند، اشک میریزد.
هوش مصنوعی: باید کسی باشد تا سفید از دل من دردهای درونیام را بیرون بکشد، به همین خاطر، بهطور مداوم با اشکهایم کنار آمدهام.
هوش مصنوعی: سالها دور از دیگران زندگی کردم و تنها بودم، اما غم غمانگیز و فزایندهای که داشتم، به نحوی با من همساز شد و به این وضعیت عادت کردم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.