موج اشکم ابر را آلوده دامن میکند
شعلة آهم چراغ برق روشن میکند
صحبت رنگین من مشکل که درگیرد به دوست
من به دامن خون دل او گل به دامن میکند
نالهام در سینه میپیچد به یاد روی دوست
بلبل من در قفس هم سیر گلشن میکند
فرق بسیارست ای یاران ز من تا کوهکن
آنچه دشمن کرد با او، دوست با من میکند
با تو در غیرت نمیگنجد وجود دیگری
رشک از آنم هر نفس با خویش دشمن میکند
میرود از خویشتن از ضعف اگر گاهی به سهو
غنچة امید من یاد شکفتن میکند
ذوق عزلت گر چنین بر میدهد فیّاض زود
همّتم بر شهپر عنقا نشیمن میکند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق و پیچیدهای است که شاعر نسبت به عشق و زندگی دارد. او از رنجها و دردهای درون خود سخن میگوید و به تفرقه و مشکلاتی که او را احاطه کردهاند اشاره میکند. شاعر به صبر و استقامت خود در برابر سختیها و تهمتها اشاره میکند و نشان میدهد که عشق حتی در برابر خطرات نیز او را نخواهد کشت. او به زیباییهای عشق و تاثیر آن بر زندگیاش اشاره میکند و به نوعی از سرنوشت و تقدیر نیز سخن میگوید، در حالی که به امید و صبر ادامه میدهد. در کل، این شعر تجلیگر مبارزه انسان با مشکلات و نقش عشق در این مبارزه است.
هوش مصنوعی: اشکهایم مانند امواج دریا باعث میشوند ابرها دامن خود را شسته و آلوده کنند و شعله آتش درونم مانند چراغی روشنایی میافکند.
هوش مصنوعی: صحبتهای زیبا و جذاب من برای دوستم سخت است، چون این گفتگوها به دل او آسیب میزند و درد دلش را بیشتر میکند.
هوش مصنوعی: دلم برای چهرهی دوست تنگ شده و به همین خاطر نالهام در قلبم میپیچد. حتی اگر بلبل در قفس باشد، باز هم یادگاری از زیباییهای گلستان را با آوازش زنده میکند.
هوش مصنوعی: ای دوستان، بین من و کوهکن تفاوتهای زیادی وجود دارد. آنچه که دشمن با کوهکن انجام داده، دوستان با من انجام میدهند.
هوش مصنوعی: وجود دیگری در کنار تو برایم قابل تحمل نیست و هر زمانی که به تو فکر میکنم، حسادت به جانم میافتد و احساس میکنم که با خودم در جنگم.
هوش مصنوعی: گاهی اوقات، وقتی ضعیف میشوم و از خودم دور میشوم، ناخواسته به یاد شکوفهی امیدم میافتم و این یادآوری برایم آرامشبخش است.
هوش مصنوعی: اگر لذت تنهایی اینگونه به من الهام ببخشد، حتماً با شوق و انرژی برای پرواز به آسمان بلند و دوردست آماده میشوم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شاه عالم روز کین چون قصد دشمن میکند
تیغش از یک تن دو و تیر از دو یک تن میکند
شاه شاهان جهان آنکو به گرز گاوسار
شیرمردان را به گاه حمله چون زن میکند
سرور گردنکشان سلطان نظام ملک و دین
[...]
وقت گل خوش آن که جا بر طرف گلشن میکند
دیده را زآب روان و سبزه روشن میکند
خانه دل را که از دود زمستان تیره بود
در حریم بوستان از دیده روزن میکند
همچو نرگس مینهد بر کف به عشرت جام می
[...]
دیدهها را چهرهٔ گلرنگ گلشن میکند
روی آتشناک، شمع کشته روشن میکند
بیحجابی بر فروغ حسن باد صرصرست
شرم، خوبی را چراغ زیر دامن میکند
خانه چشم زلیخا شد سفید از انتظار
[...]
شمع وصلت هرکه را شب خانه روشن میکند
روزنش در خانه، کار چشم دشمن میکند
تازه شد داغ کهن بر دستم از بس سوده شد
آستین بر آتش من کار دامن میکند
کاش در میخانه هم خالی کند پیمانهای
[...]
از فروغ چهره، گلخن را چو گلشن میکند
از نگاه گرم، شمع کشته روشن میکند
گر به دامانم غباری نیست از خاک رهش
این همه گرمی چرا اشکم به دامن میکند
حسن او از گریهٔ من دارد این رونق، که آب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.