ساقیا کو ساغرت چون گشت طالع آفتاب
گر ایاغی گیرم از دستت شوم مست و خراب
واعظا این پندهای بیحسابت تا به کی
تا به کی ترسانیم از پرسش روز حساب
پندم ای زاهد ز می خوردن مده انصاف ده
کآمد ایام بهار و عهد مستی و شباب
نالهای کز عشق آن دلدار از دل برکشم
نزد اهل درد باشد به ز آهنگ رباب
رشته عمرت نشد تا قطع خاقان در جهان
روی از گیسوی پرتاب نکورویان متاب



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.