رفت از بر من چو یارم امشب
از دوری یار زارم امشب
از شوق وصال آن پریروی
دلداده و بیقرارم امشب
با مدعیان نشسته یارم
زآن است که دلفگارم امشب
دادی تو نوید وصل دیشب
زآن وعده در انتظارم امشب
ریزم ز دو دیده اشک جانا
بین دیده اشکبارم امشب
خاقان ز فراق او چو امروز
چون بلبل بیقرارم امشب



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بنشست به بر نگارم امشب
برخاست غم از کنارم امشب
بگشاد میان نگارم امشب
باز آمده در کنارم امشب
از بحث مرا امید نبود
[...]
برای صبا به یارم امشب
کز دست غمت فگارم امشب
در پی کسیم بس این که ناچار
غم زیسته غمگسارم امشب
از شعله ی شوقت آتش افتاد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.