بهر قتل من مسکین ز چه تیغ آختهای
که به یک چشم زدن کار مرا ساختهای
از سر کوی تو هر گه گذرم با دل چاک
هر طرف مینگرم کشتهای انداختهای
سرو شد با همه زیبایی خود پای به گل
هر کجا آن قد رعنای خود افراختهای
چه طمع داری از این کشور ویران دلم
باج هرگز ندهد مملکت تاختهای
دل خاقان وفاپیشه ز حسرت بردی
تا به غیری صنما نرد وفا باختهای



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.