بهر قتل من مسکین ز چه تیغ آختهای
که به یک چشم زدن کار مرا ساختهای
از سر کوی تو هر گه گذرم با دل چاک
هر طرف مینگرم کشتهای انداختهای
سرو شد با همه زیبایی خود پای به گل
هر کجا آن قد رعنای خود افراختهای
چه طمع داری از این کشور ویران دلم
باج هرگز ندهد مملکت تاختهای
دل خاقان وفاپیشه ز حسرت بردی
تا به غیری صنما نرد وفا باختهای


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از حال و وضعیت دردناک خود سخن میگوید که به خاطر عشقش به معشوق، در کمال عذاب و رنج قرار دارد. او با تصویرسازی از خیابانها و گذرگاهها، نشان میدهد که به هر کجا مینگرد، نشانههایی از عشق و درد خیانت را میبیند. شاعر از زیبایی معشوقش سخن میگوید ولی در عین حال میپرسد که چه چیزی از این عشق ویرانگر به دست میآورد. در نهایت، او به حسرت دل خاقان وفاپیشه اشاره میکند که به خاطر عشق و وفا به دیگران دچار درد و عذاب شده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای که شمشیر جفا بر سر ما آختهای
دشمن از دوست ندانسته و نشناختهای
من ز فکر تو به خود نیز نمیپردازم
نازنینا تو دل از من به که پرداختهای
چند شبها به غم روی تو روز آوردم
[...]
جز غم عشق بهر چیز که در ساختهای
حیف و صد حیف از آن عمر که در باختهای
چهره را صیقلی از آتشِ می ساختهای
خبر از خویش نداری که چه پرداختهای
ای بسا خانهٔ تقوی که رسیدهست به آب
تا ز منزل عرقآلود برون تاختهای
در سرِ کوی تو چندان که نظر کار کند
[...]
ای نفس مایه درین عرصه چه پرداختهای
نقد فرصت همه رنگست و تو در باختهای
صفحه آتش زدهای ناز چراغان چه بلاست
تا به فهم پر طاووس رسی فاختهای
کاش از آینه کس گرد سراغت یابد
[...]
ای که با اهل هوس نرد وفا باختهای
منم آن مهره که در ششدرم انداختهای
محفلافروز جهانی تو که داری چون شمع
رخ افروختهای و قد افراختهای
یکره ار جلوه کند سرو تو در باغ وگر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.