گنجور

 
فتحعلی‌شاه

سنبل تر زلف سمن‌سای تو

سرو چمان قامت رعنای تو

شور قیامت شود از وی عیان

چون نگرد نرگس شهلای تو

مخزن اسرار الهی دلم

نیست کسی غیر تو و جای تو

چاره‌گری در ره عشق بتان

ای دل بی‌چاره من وای تو

ابروی تو تیغ من آمد که خلق

جان بسپارند به ایمای تو

خلق گرفتار به غوغای حشر

گوش من آسوده ز غوغای تو

جان طلبیدی تو ز خاقان بگیر

سهل بهایی‌ست به کالای تو

 
 
انتشار کتاب «گنجور، قدرت بی‌نهایت کوچک‌ها» نوشتهٔ مهدی سلیمانیه