سنبل تر زلف سمنسای تو
سرو چمان قامت رعنای تو
شور قیامت شود از وی عیان
چون نگرد نرگس شهلای تو
مخزن اسرار الهی دلم
نیست کسی غیر تو و جای تو
چارهگری در ره عشق بتان
ای دل بیچاره من وای تو
ابروی تو تیغ من آمد که خلق
جان بسپارند به ایمای تو
خلق گرفتار به غوغای حشر
گوش من آسوده ز غوغای تو
جان طلبیدی تو ز خاقان بگیر
سهل بهاییست به کالای تو


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیبایی و جذابیت محبوبش پرداخته و جلوههای ظاهری و باطنی او را با تصاویری گوناگون چون زلف، قامت و ابرو به تصویر میکشد. او به شدت تحت تأثیر عشقش قرار گرفته و بر این باور است که هیچ چیز جز محبوبش نمیتواند آرامش او را فراهم کند. شاعر به این نکته اشاره میکند که زیبایی محبوبش میتواند باعث شگفتی و شور و هیجان در دلها شود و در نهایت، عشق به او را ارزشمندتر از هر چیزی میداند. این اشعار نشان از عمق احساسات عاشقانه و فداکاری شاعر برای محبوبش دارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا مگر از روشنی رای تو
سر نهم آنجا که بود پای تو
ای شده جان در سر سودای تو
برده دلم مشک سمن سای تو
در چمن حسن خرامان ندید
چشم جهان سرو ببالای تو
بر فلک حسن فروزان نگشت
[...]
گفت که آن دلبر رعنای تو
هیچ ندارد سر و پروای تو
ذات تو مفتون اثر های تو
علم تو حیران تماشای تو
مهر فلک آینه رای تو
قلزم هستی کف دریای تو
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.