هستم ز شکر بر دهنت سیر و گرسنه
از شیره جان بر سخنت سیر و گرسنه
نارم سوی پستان بتان دست که باشم
از نار سیب ذقنت سیر و گرسنه
گشتم من خونین جگر ای غنچه خندان
از لاله و گل بر سمنت سیر و گرسنه
سر زد به گل روی تو تا سبزه شدم من
از هر چمنی بر چمنت سیر و گرسنه
تا جان دگر بر بدن خویشتن آرد
از جان شده خاقان به تنت سیر و گرسنه


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان احساسات خود نسبت به معشوق میپردازد و نمایانگر حالتی از دلتنگی و اشتیاق است. او از شیرینیهای عشق و زیبایی معشوق میگوید و در عین حال از گرسنگی و نیاز عاطفی خود احساس رنج میکند. در این میان، به تشبیهاتی از طبیعت و گلها اشاره میکند تا عمق احساساتش را به تصویر بکشد. او به مرور میرسد که برای رفع این گرسنگی عاطفی باید به معشوق نزدیکتر شود و وجود او را در زندگیاش احساس کند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.