مینهلد سلسله گیسوی تو
تا بگریزم ز سر کوی تو
جذبه عشق تو به قلاب شوق
میکشد از هر طرفم سوی تو
راهزن نسل بنی آدم است
سلسله بر سلسله جادوی تو
معجزه عیسوی آوردهام
تا چه کند لعل سخنگوی تو
بگذر از این مشت خس آتش مزن
سوخته عالم همه از خوی تو
کعبه و بتخانه ندانم کجاست
قبله من قبله من روی تو
میجهد از سینه خاقان چو برق
تیر کمانخانه ابروی تو


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به شیفتگی و شوق عمیق خود از معشوق میپردازد. او با استفاده از تصاویری زیبا به توصیف زیباییهای معشوق و جذبههای عشق او میپردازد، بهطوریکه گویی تمام عالم از زیبایی معشوق تحت تأثیر قرار گرفته است. شاعر همچنین از حضور معشوق به عنوان جهتنمای زندگیاش یاد میکند و همه چیز را در سایه وجود او میبیند. احساس شوق و التهاب عشق را به روشنی در اشعارش حس میشود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جرم رهی دوستی روی تو
آفت سودای دلش موی تو
دل نفس عشق تو تنها زند
در همه دلها هوس روی تو
ناوک غمزه مزن آندان که او
[...]
عقل شده شیفتهٔ روی تو
سلسلهٔ شیفتگانْ موی تو
ای مدد تیره شب از موی تو
روز مرا روشنی از روی تو
بر سر آنم که: شوم یک سحر
خاک نسیمی که دهد بوی تو
خاک شوم، تا مگر آرد مرا
[...]
روی من و خاک سر کوی تو
چشم من و گوشه ابروی تو
تابد از اسباب و علل روی تو
واکند از هر چه نه حق خوی تو
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.